4_6051124370443601307.mp3
3.21M
• بشنوید|
توصیهها و دستورات ویژه استقبال از ماه رجب
بیایید در این ماه با امیرالمومنین(علیه السلام) معامله کنیم !
🎙استاد فیاض بخش
فردا اول ماه رجب است😍
#أین_الرجبیون
🌀 جدول مراقبهی رجبیه
📝 اعمال و اذکار ماه رجب
🔸 ملک داعی از قول خداوند متعال در هر شب ماه رجب ندا سر میدهد:
«من همنشين هركسی هستم كه همنشين من باشد و مطيع هركس هستم كه از من اطاعت كند و آمرزندهى هركس هستم كه از من آمرزش بطلبد. ماه، ماه من است و بنده، بندهام و رحمت، رحمتم...
〰〰〰〰〰〰
🔹 اعمال آورده شده در جدول مراقبه، مخصوص کل ماه است که برای آسان شدن انجام آن و دائم الذکر بودن، به تعداد روزهای ماه تقسیم گردیده است؛ با انجام عمل هر روز، خانهی مربوط را علامت بزنید.
🔹 البته هرکس مطابق توان و ظرفیت خود اذکار را انتخاب کند و لازم نیست همهی اعمال را انجام دهید.
📌 #دانلود فایل Pdf جدول مراقبه، جهت چاپ و استفاده در لینک زیر:
https://b2n.ir/Rajabie
📚 منابع:
1⃣ اقبال الاعمال
2⃣ مفاتیح الجنان
#نشر_حداکثری
#مراقبه_رجب
#رجب
➖➖➖➖➖➖
@shomareshmakooszohor
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 أين الرجبيّون؟
حلول ماه #رجب مبارک
🔴به کمپین #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
🔸ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻭﻗﺘﯽ میخوﺍﺳﺘﻨﺪ ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ بیفکنند، ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
🔹 برادرانش ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﺮﺍ میخندﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ!
🔸 ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ! ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ "ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ."
❓ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟
🔆اَلَیْسَ اللهُ بِکافٍ عَبْدِه🔆
📖 ﺳﻮﺭﻩ ﺯﻣﺮ، ﺁﯾﻪ۳۶
✅ اعمال شب و روز اول ماه رجب
👈 امشب، شبِ اول ماه رجب است.
#أین_الرجبیون
🌷ندبه های انتظار🌷
🔴پنج وصیت بسیار زیبا!
🌸امام محمد باقر (علیه السلام) خطاب به جابر بن یزید جُعفی میفرمایند:
ای جابر! تو را به پنج چیز وصیت میکنم..
💥اگر مورد ستم قرار گرفتی،
👈تو ستم نکن
💥اگر به تو خیانت کردند،
👈تو خیانت نکن
💥اگر تو را تکذیب کردند،
👈تو خشم نگیر
💥اگر تو را ستایش کردند،
👈 تو دلخوش نشو
💥 و اگر تو را سرزنش کردند،
👈 تو دلگیر مشو
🔵بلکه درباره آنچه گفتند فکر کن!
✍اگر دیدی آنچه میگویند راست است،
خود را اصلاح کن.
💠و اگر دیدی درست نیست، پس بدان که خود را مدیون تو کردند و برای جبران این دِین، از ثوابهای او به تو میدهند
♦️از گناهان تو کم کرده، در نامه اعمال او قرار میدهند»
*کانال ندبه های انتظار*
🆔 @ale_yaasin
☘🍃☘🍃☘🍃☘🍃☘🍃
📚بحارالأنوار، جلد۷۵، صفحه۱۶۲
🌴ندبه های انتظار🌴
🛑 آثار شگفت انگیز عبادت در ماه رجب!
✅از ثوبان غلام پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده که گفت: ما جمعی در خدمت پیامبر بجایی می رفتیم.
✨ عبورمان به گورستانی افتاد. حضرت اندکی در میان قبرها بایستاد و سپس به راه افتاد.
🌀 من عرض کردم توقف شما در قبرستان به چه خاطر بود؟ حضرت سخت گریه کرد و ما نیز محزون و گریه کردیم،
🌹سپس فرمود: ای ثوبان اینان در قبرهایشان معذّبند آنچنان که من ناله آنها را شنیدم و دلم به حالشان به رحم آمد و از خدا خواستم عذابشان را تخفیف دهد و خداوند اجابت فرمود.
✍ اگر اینها در ماه رجب روزه گرفته بودند، در قبرهایشان عذاب نمی شدند.
💠عرض کردم: یا رسول اللّه روزه و عبادت در ماه رجب از عذاب قبر ایمنی می دهد؟
🌹 فرمود: آری سوگند به آنکه مرا به حق فرستاد هر مرد و زن مسلمانی که یک روز از رجب را روزه بدارد و یک شب آن را به عبادت برخیزد و جز رضای خدا نظری نداشته باشد
🔆عبادت هزار سال در نامه عملش ثبت گردد که روزهایش را روزه و شبهایش را به عبادت گذرانده باشد و...
*کانال ندبه های انتظار*
🆔 @ale_yaasin
💎✨💎✨💎✨💎✨💎✨💎
📚منبع:
بحارالانوار، ج 49، ص 39.
🔴 دستور العملی مهم برای غروب جمعه برای حفظ از بلیات
🌺 صاحب کتاب مکیال المکارم درکتاب اداب الجمعات از مرحوم آخوند ملامحمد باقر فشارکی نقل می کند :
🔹 کسی وقت غروب روز جمعه این دعا را هفت نوبت بخواند تا هفته دیگر از بلیات محفوظ باشد ان شاالله.
🔺 أللهمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَادْفَعْ عَنَّا البَلاءَ الْمُبْرَمِ مِن السَّماءِ وَ الْأرضِ إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَئٍ قَدِیر
#به_جمع_مابپوندید
@MOORI82325
🇮🇷 #باماهمراه_شوید
#التماس_دعای_فرج
http://کانال.شهیدنوری
✡ پیشینۀ راهبرد #اصلاح_نژاد و #کاهش_جمعیت
1⃣ پیشینه برنامههای جهانی #تحدید_نسل و همچنین برنامه #اصلاحات_ژنتیکی بشر، به سالهای نیمه قرن نوزدهم میلادی باز میگردد.
2⃣ این زمان مقارن با آغاز تحول نگاه انسانشناسانه و عمیق غرب با اتکا بر نظریات #چارلز_داروین (١) است، که بهشدت سیاست، اقتصاد و علوم اجتماعی غرب را دستخوش تحوّل کرد. (٢)
3⃣ لزوم تغییر در شرایط ژنتیکی نوع بشر نیز اولین بار توسط پسر عموی ناتنی داروین مطرح شد. وی که #فرانسیس_گالتون (٣) نام دارد برای اولین بار در آکادمی علوم انسانی بریتانیا، ویژگیهایی مانند #هوش_برتر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نتیجه گرفت که این ویژگیها موروثی هستند؛ و به این ترتیب اینگونه بیان کرد که صفات مطلوب میتواند از روشهای وراثتی منتقل شود.
4⃣ این تئوری تا اینجا مشکلی ایجاد نمیکرد، اما گالتون در سال ١٨۶٩، یک برنامه پرورش گزینشی برای انسانها را در کتاب خود با نام «نابغه ارثی» (۴) مطرح کرد. او نوشت:
✍ امکان خلق یک «نژاد یا ملت بسیار با استعداد» از طریق ازدواجهای پیاپیِ کنترلشده طی چند نسل، کاملاً محتمل است.
🌐 پینوشتها:
[1] Charles Darwin (1809-1882)
نظریات او درباره پیدایش انسان، آغازگر عصری جدید در غرب است؛ با تکیه بر این نظریات، به باقیماندهی مؤلفههای اجتماعیِ متکی به ادیان الهی در تمدن غرب تیر خلاص زده شد.
[٢] این نظریه ابتدا «بقای اصلح» در حیات را تئوریزه کرد؛ اما در سالهای بعد، این اصل و صورتِ تغییریافتهی آن (قانون تنازع بقا) در تئوریهای سیاسی و اقتصادی غرب مطرح و تثبیت شد. این نگاه، به انسان غربی اجازه میداد، در حوزههای مختلف و بیمحابا به جدال با همنوعانش بپردازد. چرا که بر این اساس «آنکه در تزاحم یا رقابت باقی میماند، ذاتاً اصلح و شایستهی ماندن است»؛ از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، این نگاه، مبنای انسانشناسی تمدن غرب قرار گرفته است.
[3] Francis Galton (1822–1911)
[4] Hereditary Genius
📖 نام مقاله: نظریه اصلاح نژاد بشر
👉 http://jscenter.ir/jewish-and-science/jews-and-hygiene/8330
✅ اندیشکده مطالعات یهود:
👉 @jscenter
م ح رحیمیان:
*چه ازدواج کرده و چه ازدواج نکرده باشید،*
*لطفا این مطلب را بخوانید.*
وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده میکرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم.
او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد.
غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب میدیدم.
یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم.
اما باید به او میگفتم که در ذهنم چه میگذرد !!
من طلاق میخواستم.
به آرامی موضوع را مطرح کردم.
به نظر نمیرسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد،
فقط به نرمی پرسید، چرا ؟؟
از جواب دادن به سوالش سر باز زدم.
این باعث شد عصبانی شود.
ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید و به من گفت تو مرد نیستی !
آنشب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم.
او گریه میکرد. میدانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگیاش آمده است.
اما واقعاً نمیتوانستم جواب قانعکنندهای به او بدهم !!
من دیگر دوستش نداشتم،
فقط دلم برایش میسوخت.
با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود همسرم میتواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانهام را بردارد.
نگاهی به برگهها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد.
زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبهای تبدیل شده بود.
از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمیتوانستم به آن زندگی برگردم،
چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم.
آخر سر بلند بلند جلوی من گریه را سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم.
برای من گریه او نوعی رهایی بود.
فکر طلاق که هفتهها بود ذهن مرا به خود مشغول کرده بود،
الان محکمتر و واضحتر شده بود.
روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی مینویسد.
شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه ام خسته بودم.
وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود.
به او توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود:
هیچ چیزی از من نمیخواست و فقط یک فرصت یک ماهه قبل از طلاق خواسته بود.
او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم.
دلایل او ساده بود:
وقت امتحانات پسرمان بود و او نمیخواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود !!!
برای من قابل قبول بود.
اما یک چیز دیگر هم خواسته بود.
او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم.
از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم.
فکر میکردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل تحملتر باشد،
درخواست عجیبش را قبول کردم.
درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقهام حرف زدم.
بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است.
و بعد با خنده و استهزا گفت:
هر حقهای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد !!!
از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم.
وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازهکاری داشتیم.
پسرم به پشتم زد و گفت :
اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم.
حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم.
کمی ناراحت بودم.
او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کارش برود.
منهم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.
روز دوم هر دوی ما برخورد راحتتری داشتیم.
به سینه من تکیه داد.
میتوانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم.
فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکردهام !
فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست.
چروکهای ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود.
یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کردهام !؟
در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است.
این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود.
در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است.
چیزی از این موضوع به معشوقهام نگفتم.
هر چه روزها جلوتر میرفتند، بغل کردن او برایم راحتتر میشد.
این تمرین روزانه قویترم کرده بود!
یک روز داشت انتخاب میکرد چه لباسی تن کند.
چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد.
آه کشید و گفت:
همه لباسهایم گشاد شدهاند.
یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است،
به همین خاطر بود که میتوانستم اینقدر راحتتر بلندش کنم.
یکدفعه ضربه به من وارد شد.
بخاطر همه این درد و غصههاست که اینطور شده است.
ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لم