نیاز دارم برم یه جایی اینقدر جیغ بکشم اینقدر جیغ بکشم تا گلوم تیکه تیکه بشه
گورستان سَطلبردارها
نیاز دارم برم یه جایی اینقدر جیغ بکشم اینقدر جیغ بکشم تا گلوم تیکه تیکه بشه
از جیغ و فریاد و هوار بمیرم
این همه مصیبتی که از دی ماه تحملش کنم
در این چنل با لحن شدیداً تند و توهينآميز به سلطنتطلبان و... پرداخته میشه اگر برای شما ناخوشاینده در این چنل جوین ندید.
گورستان سَطلبردارها
با جماعتی طرفیم که دشمن را هم درست نمیشناسند.
آنقدر وارونه فکر میکنند که دشمنشان فقط یک اسم روی کاغذ است؛
فقط ترامپ، فقط نتانیاهو، فقط چند چهرهی معلوم.
اما از آن لشکرِ پادوهای فارسیزبان در فضای مجازی بیخبرند! از بس در حباب ایتا کف کردهاند.
از آن تجاوز روانیِ روزمره، از آن توحشِ بیوقفه، از آن فشاری که روی روح و روان این مردم ریخته شده، هیچ درکی ندارند.
هیچ!
دشمن را نمیبینند.
یا بدتر:
میبینند و باز هم نمیخواهند اسمش را دشمن بگذارند.
میگویند:
«نه، او هموطن توست.»
«با زبان نرم میشود با او حرف زد.»
انگار با کسی طرفی که اهل فهم باشد،
انگار با کسی روبهرویی که شرم و مرز و انسانیت بفهمد.
وقتی طرفت تجاوز روانی میکند،
وقتی دروغ میگوید،
وقتی توهین میکند،
وقتی از پشت نقاب هموطنی زخم میزند،
زبان نرم چه معنا دارد؟
این خوشخیالیِ بیمار چه فایدهای دارد؟
آدمهایی که عکس سرِ کودکان میناب را روی قلادهی حیوان گذاشتند…
این یعنی وقتی یک جامعه به جایی برسد که دردِ کودک را،
سر بریدهاش را،
زخم بازش را،
ابزار نمایش و وقاحت کند،
باید با صدای بلند فریاد زد، کوبید، چنگ زد، حیثیتش را برد
فهمتان از انسانیت از صفر هم پایینتر رفته.
آدم در برابر چنین وقاحتی فقط میسوزد.
فقط میسوزد...
میبیند که چطور بعضیها نه دشمن را میفهمند،
نه زخم را،
نه خون را،
نه مرز شرافت را.
شما هنوز دنبالِ نرمگوییاید؟
هنوز دشمن را نمیبینید؟
معلومه که
فاجعه از بیرون شروع نمیشود.
از همین کورمغزی شما شروع میشود!
جانفدای عزیز
ضمن تقدیر از ثبت نام شما در پویش جانفدا و اعلام آمادگی برای دفاع از ایران، خواهشمند است با توجه به توانمندیهای خود و برای بهرهمندی و نقشآفرینی موثر و متناسب با کارها و نیازهای مهم کشور در دوره جنگ و پساجنگ، با مراجعه به آدرس زیر اطلاعات خود را تکمیل نمایید:
form.janfadaa.ir
کانال پویش:
Rubika.ir/Resanestan