_ عدم .
خستگی و زخمی که از تو به جا مونده قرار نیست هیج مرهمی ارومش کنه.
روزی هزار مرتبه مُردم ، نیامدی
خون جگر ز هجر تو خوردم ، نیامدی
گفتم ستاره می شِمُرم تا سپیده دَم
صد بار هر ستاره شمردم ، نیامدی
داغ فِراغ تو ، خواب از سَرَم ربود
عکس تو را به سینه فشردم ، نیامدی
هر ناله ای که بعد تو کردم ، اثر نداشت
پیغام خود به هر که سِپُردم ، نیامدی ..
#عسلی