آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمیدانستم ؛
معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی دیگر
آه ای واژه ی شوم
خو نکردست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم
«من نمیدانستم معنی هرگز را...» .
هرچقدر از مسخره بودن این «مذاکره غیرمستقیم» بگیم کم گفتیم. خب به جای این همه سفر و هتل و اینا، وویسهاتون رو میفرستادین برای وزیر امور خارجه عمان، فوروارد کنه برا اونوریا دیگه مرضِ مگه باباجان؟! .