هر روز غم تازهتری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنهی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم .
رنگ (زردِ) رخسارمان (درز) پیدا میکند ،
چرا که (رودِ) امیدمان ،هربار (دور) تر میشود ؛
و (مارِ) ظلم را هر چه کنی (رام) نمیشود..
(کاخ) ها (خاک) میشوند
اما در اخر هر چه شود
(درد) همان (درد) است :)🫠.