_ عدم .
نظرتون درمورد محتوای عدم چیه؟ کدوم بخش و پست رو میپسندید و کدوم به دلتون نمیشینه؟ چی کمه و باید ا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب دیگه ساعت داره یک میشه برید بخوسبید که فردا سرکلاس چرت نزنید .
پیام هاتونو فردا پس فردا بقیه اش و میزارم پس حرفی دارید بگید .
به قول یه بزرگی:
سر صبح که میشه رو کن به آقا بقیه الله
بگو «آقاجان میخوام امروز نماینده شما باشم کمکم کنید »
بعد ببین اون روز چقدر فرق داره
تو دیگه اون روز آدم خودت نیستی نماینده پسر حضرت مادری ، نماینده حضرت قائم هم چهار چشمی خودشو میپاد که آبروی آفاشو نبره .
چراغهای کوچه را شکستهاند
زورشان به صبح که نمیرسد
درختهای قد کشیده را سر زدند
زورشان به جوانه که نمیرسد
زمستان است
زمستان است، قبول
زورشان به بهار که نمیرسد .
تو این چند صباح زندگی یِ چیز خوب فهمیدم ؛
خیلی وقتا منتظر به چیز بزرگی یه چیز خفن که با اون بگذرونی، با اون شروع کنی. اما نمیشه به هر دلیلی و تو به قدری با پدبدهی کوچک تر از اون حالت خوب میشه و مزه زندگیُ زیر دندونات حس میکنی .
_ عدم .
تو این چند صباح زندگی یِ چیز خوب فهمیدم ؛ خیلی وقتا منتظر به چیز بزرگی یه چیز خفن که با اون بگذرونی،
مثال:
همین دو ساعت پیش نون و پنیر خیار حلالِ سفره چنان چسبید و حال خوب کن بود که با هر چیز دیگه ای افطار میکردم اینجوری نمیشد!!
پ.ن البته کنار داداشای شهیدمون بودن هم بی تاثیر نبود🙂 .