خب کمکم که نه تقریبا کاملا رسدیم ته خط ۴۰۴ ،
چهارصد و چهاری که اولش برام شیرین شروع شد و اولین صدایی که شنیدم صدای کسی بود که الان دیگه نیست، بگذریم .
یه سال و گذروندیم که اندازه دو دهه توش داده و اطلاعات رد و بدل شد سالی که واضح آخرالزمانی بودنش و به رخمون کشید .
سالی که سخت گذشت ولی به هر حال داره تموم میشه!!
قرارع وارد یه سال نو بشیم بدون خیلی عزیزامون بعضی با جیگر سوخته و با کمر خم باید سال جدیدو حس کنیم.
اما موردی که این وسط من داغدار و سرپا نگه می داره برا فکر کردن به سال جدید چیزی که باید انجام بدم، کارهایی که نکردم و قولش و دادم، آیندهایِ که باید برای دلخوشی عزیزترینام و سربلندی مملکتم بسازم و
مهدی-عج- که امیدوارم امسال بتونم روی ماهش و ببینم !!
پس عقب گرد، توقف، ناامیدی، افسردگی، مرگ زودهنگام؛ تعطیله.
ما هممون مدیونیم خودمونیم خوب میدونیم به خیلیا هم مدیونیم پس بیاید یه یاعلی بگیم و سال ۴۰۵ و جوری شروع کنیم که به قول رفیقمون بشه سال ترقی و پیشرفت سالی که اسممون عالم گیر بشه .
مورد دوم اینکه خودم میدونم خُلق خاصی دارم زحمت بکشید بنده رو حلال بفرمایید نمیخوام بگم همینِس که هست ولی خب ظاهر و باطن همینِ و چاره ای جز تحمل ندارید به بنده مربوط نیست🤧
بعدم اینکه بدون ارزشمندی حتی تویی که نمیشناسمت😅 .
تصور میکنم فردا قراره با چه وضعی سال و تحویل کنم اصلا…😀😂
سالی که نکوست از بهارش پیداست .
حس خوب تموم کردن یه کار دلچسب دقیقا مثل چشیدن طعم بهترین چیزیِ که همیشه تو رویاهات داشتیش یچی تو مایه های لعل لب یار .