من ببینم که تو بیپیرهنی میمیرم
تکیه بر نیزهی غربت بزنی میمیرم...
بمیرمبرایدلزینب
اونجا که اباعبدالله بالای سر عباسش میگه:
ز جا برخیز، ای بابالحوائج، حاجتی دارم ..
بگو بعد از تو، باید خواهرم را بر که بسپارم ..
آقا رفت وداع کنه با اهل حرم..
رقیه اومد..
بابا؟ بابا نرو..
بابا از عمو آب خواستم دیگه ندیدمش..
از تو آب نمیخوام بابا
بابا نرو
بابایی، ببین دیگه آب نمیخوام.. بابا نرو:)
عباسپرست(:
آقا رفت وداع کنه با اهل حرم.. رقیه اومد.. بابا؟ بابا نرو.. بابا از عمو آب خواستم دیگه ندیدمش.. از تو
بابا
دلت میاد منو با این نامردا تنها بزاری؟
نرو بابا، نرو..
عباسپرست(:
حسین یارالاریوه قوربان
اسیر بالا لاریوه قوربان
«حسین، فدای زخمهایت شوم
فدای کودکان اسیرت شوم»
دور ای اولان خیمه سی تالان
آنان گلیپ سنه حسین جان
بوردا توتا شام غریبان
«بلند شو،ای کسی کهخیمههایش غارت شدهاند.
مادرت آمده است..
ای حسین جان
تا اینجا شامِ غریبانت را برپا کند.»
گوردوم باشیندا یارا اولوپ
گونومی ائتدی قارا اوغلوم
سن هارا تندیر هارا اوغلوم
«دیدم که زخمی سرت زخم شده..
پسرم، روزم را سیاه کردی:)
پسرم، تو کجاو تنور کجا؟»
حسین جان، اوغلوم!
سن هارا تندیر هارا اوغلوم؟💔
حسین جان،پسرم!
تو کجا و تنور کجا پسرم؟
عباسپرست(:
حسین جان، اوغلوم! سن هارا تندیر هارا اوغلوم؟💔 حسین جان،پسرم! تو کجا و تنور کجا پسرم؟
سوختم
دلم داره اتیش میگیره
بمیرم برات مولایِغریبِمن
آن روز بار دیگر در گیرودارِ حادثهای مغموم،
پیشانیِ بلندِ زمزمهای ناب در رکعتِ گلوی تو
ضربت خورد؛ و آفتابِ نارسِ یک مفهوم
در خانقاهِ خونِ تو کامل شد…
باغِ کرامت است
گلوی تو یا حسین:)