زمین کربلا دریای خون شد
فلک با مهر و ماهش سرنگون شد
الهی شمر روز خوش نبینی
حسینم ، حاء و سین و یاء و نون شد💔.
- ساعاتِ آخر دیگر رَمقی برایش نمانده بود!
زخمهای عمیقِ بدنش؛
به ناودانِ خون مانند شده بود..
دستانِ مُبارکش را که به خون آغشته بود،
به سَر و رویش میکشید و میفرمود؛
"میخواهم خدا را با این حال مُلاقات کنم
که در خونِ خویش غوطهوَرَم.."
صورت به خاکِ با خونآغشتهٔ کربلا گذاشته بود
و با لبهای تَرَکخوردهاش،
بندگی را به جای آورد؛
"الهی رِضاً بِقَضائِکَ و تَسْلیماً لِامْرِکَ
وَ لا مَعْبودَ سِواک..
معبود من،
اگر تو میخواهی که حسین را اینگونه
و در این حال ببینی،
من به اراده و تقدیرِ تو راضیام.."
حسین علیهالسلام،
خوب میدانست که بالاترین مرتبهٔ عبودیت،
تسلیمِ معشوق بودن است..
و بهای عشق؛
جُز به خون نیست..
و خون؛
چه سرمایهٔ عظیمیست
که میتوان در قربانگاه به پای معشوق ریخت..
و اینگونه به آغوشِ معشوق بازگشت؛
"یآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة
اِرجِعِى إِلَى رَبِّک
رَاضِیَةً مَّرْضِیَّة.."
‹عین.فاء›
عباسپرست(:
رزق امشب ما : )🖤.
شاهحسینوایحسین(شاخسی)باقمه
ودرادامهرسمِهایدیگرامشبکهنگفتنشبهصلاحاست..
- مَحرمای زینب همیشه دورشو میگرفتن . .
که نامَحرم نبینه خانوم رو ..
کجایید ببینید که نامَحرما دور ِزینبان 💔؟
عباسپرست(:
بمیرمبراتحضرتِزینبمن:)
یک زن ِتنهام حسین!
چطور شمر ُ ازت جدا کنم ؟!