هدایت شده از «غلت خورده در چای»
امیدوارم روزی در راهِ حسین و برایِ حسین بمیرم..
عباسپرست(:
امیدوارم روزی در راهِ حسین و برایِ حسین بمیرم..
کاشمیشدشبتاسوعاجونبدمونبینمعاشورایِامسالرو:)
عباسپرست(:
باور ندارم سرو رشیدم با خاک عجین شی
سخته برا من باور کنم که بی بال و پر شی
دستت رو دادی تا افتخار ام البنین شی:))
عباسپرست(:
تو ماهی تو ماهی تو ماهی تو پناه هر بی پناهی
کاشف الکرب حسینی و تکیه گاه حرم اللهی:)
اگرچه اهل حرم تشنه اند ، یا عباس
تو را به جانِ برادر فقط بیا عباس
سکینه آب نمیخواهد از تو میپرسد
رقیه نام تو را میزند صدا ، عباس
چگونه بیتو حرم را ز غصّه رام کنم؟
چهسان به خیمه بَرَم پیکر تو را عباس؟
فرات ، خون شود از ماتماَت برادرِ من
چقدر زخم به تن داری از جفا ، عباس
به دست مادرم ای با وفا ز آب بنوش
اَلا ! علی الدّنیا بَعْدَک العَفا ، عباس...
امیرهادیخسروی.