سیره عملی سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت
سر تا پاش خاكي بود. چشمهاش سرخ شده بود؛ از سوز سرما. دو ماه بود نديده بودمش.
- حداقل يه دوش بگير، يه غذايي بخور. بعد نماز بخون.
سر سجاده ايستاد. آستينهاش را پايين كشيد و گفت:«من با عجله اومدم كه نماز اول وقتم از دست نره.»
•
آری میدانی چرا
چون جوری زندگی کردن که خدا عاشقان شد
اگر خدا عاشقت بشه خوب تو رو خریداری میکند
و این است عاشقانه زیستن
#شبجمعهویادِ_شهدا
هدیه به تمامی شهدا و امام شهدا ۴صلوات 🌹🌹🌹
https://eitaa.com/ADLEMOLA