eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
754 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشقانه‌ی محسن چاووشی برای سردار حاج قاسم... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
40.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این شعر به من چسبید و چقدر دوستش داشتم... شعرخوانی محمد رسولی در محضر رهبری انقلاب اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
با اجازه از هم‌گروهی‌های عزیز و بزرگوار در شوق پرواز عرض کنم که بهترین تحریری که دیدم این بود! درسته که این تحریر، قواعدِ مرسومِ فنی یک تحریر حرفه‌ای رو نداره، ولی به نظرم توی اون یک روح و جانی نهفته هست که به جز زیبایی نیست... این خطِ فرزندِ شهید حسین انتظاریان هست که تماشایش می‌کنید... @shogh_prvz اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
سلام به همراهان عزیزم در الف‌کاف در نظر داریم یه دوره سیر مطالعاتی شهید مطهری رو برای آقایون راه بندازیم، اونم محدود و کم تعداد، ولی موثر و هدفمند ان‌شاءالله. و برای سنین حدوداً هفده هجده الی نهایتاً 22 یا 23 سال... محوریتش هم استاد شاگردی نیست، یه جورایی هم‌اندیشی و هم‌فکری روی سیر مطالعاتی و کتاب‌هایی که می‌خونیم هست... آقا پسرها و آقایونی که فکر می‌کنند می‌تونن بیان این دوره رو همراهی کنن و بعداً ان‌شاءالله توی امور تربیتی و پرورشی ورود کنن، به خودم پیام بدهند تا جزئیات بیشتری از این دوره رو بهشون اطلاع بدم. @ahmadkarimii
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌خواهید ببینید چطور شهید پیدا می‌کنند؟ یک نمونه را ببینید... اینجا مناطق عملیاتی شرق دجله یا شلمچه است اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
قسمت چهارم «من ترامپ را نکُشتم!» همان اول راهروی اصلی چشمم به نیروهای مسلحی افتاد که سرتاسر راهرو
قسمت پنجم «من ترامپ را نکُشتم!» تام ویک رئیس سرویس مخفی صحبتش را بعد از نشستن من شروع کرد: «آقای جان کین، لطفاً در مورد اتفاق امشب یه توضیحی بدین...!» نگاهی به دو دوست همکارم کردم و خطاب به تام گفتم: «همه چیز عادی و خوب پیش می‌رفت. مثل همیشه... ساندرز اومد پیشم که دوربین‌های نظارتی دچار مشکل شدن... داشتم باهاش در مورد دوربین‌ها صحبت می‌کردم که صدای ...» حرفم را قطع کرد: «جان... تو رو به عیسی مسیح اراجیف تحویل من نده... اینها رو که خودمون هم می‌دونیم. جواب‌هات قبلاً بهم انتقال داده شده! بگو ماجرا چیه؟!» شانه‌هایم همراه با پایین آمدن گوشه لبهایم، بالا رفت: «ماجرای چی؟! تام من خسته‌ام، خواهش می‌کنم با من روراست باش... شوک زده‌ام و ذهنم به هم ریخته، اون وقت...» صدای تام بالا رفت: «جان، تو سر تیم محافظین پرزیدنت هستی. چطور باید توی امنیتی‌ترین نقطه دنیا مورد سوءقصد قرار بگیریم؟! اون وقت تو با ساندرز در مورد دوربین‌ها معاشقه می‌کردی؟!» خسته و کوفته سری تکان دادم: «خواهش می‌کنم با روح و روان من بازی نکن مرد! خودت می‌گی امنیتی‌ترین نقطه دنیا...» و دست‌هایم را در هم قفل کردم و خودم را دادم جلوتر: «اصلاً چه می‌دونی که این حادثه یه سوءقصد و ترور بوده؟!» ورونیکا زودتر از تام که دهانش را برای جواب دادن باز کرده بود، گفت: «ترور بوده جان... رئیس جمهور رو کشتن...!» و اشک امانش را برید و هق‌هق گریه را سر داد. جعبه دستمال کاغذی را به سمت او کشیدم و سرم را به سمت تام چرخاندم که به من خطاب می‌کرد: «جان... ترور بوده! دکتر کوین سریعاً با تجهیزاتی که داشته خون رئیس جمهور رو آزمایش کرده. یه سم قوی، یه سم مهلک که هنوز نمی‌دونیم چه کوفتیه ولی همه سیستم ایمنی و خون‌رسانی بدن رئیس‌جمهور رو نابود کرده...» این ها را تند گفت و ساکت به من خیره ماند. نتوانستم چیزی بگویم. فکرم متمرکز نمی‌شد. تام به راه رفتن روی اعصابم ادامه داد: «آقای کین، روی شما به عنوان محافظ شخصی رئیس جمهور حساسیت ویژه‌ایه! این حادثه به نوعی کوتاهی شماست ...» نگذاشتم به اراجیفی که از دهانش بیرون می آید ادامه دهد: «ویک، مواظب حرف زدنت باش...» ادامه دارد... انتشار لطفاً با ذکر منبع👇 اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
خبر خوبی به من نمی‌رسد اما باعث نشد همان دیشب شروع کنم به نوشتن! صبح می‌نویسم که جزئیات ماجرا کمی توی وجودم ته‌نشین شده باشد؛ یا حداقل مسلط‌تر بر احساساتم این حرف‌ها را اینجا بنویسم... باور کنید ما مقصریم؛ آقای پدر، خانمِ مادر! اگر بچه‌ی ما دارد آسیب می‌خورد ما مقصریم، ما که هنوز قدرتِ کنترل خودمان را نداریم، توی مجازی منفعلیم و داریم هُرهُری و هر دم به هر خیال زندگی می‌کنیم. اینکه نسل نوجوان ما به خاطر حالا هر چیزی که یکیش می‌شود حماقتِ چند تا مسئول در عدم مدیریت درست بر فضای مجازی، نمی‌تواند خودش را پیدا کند، گیر افتاده توی هجومِ بی‌نظیرِ موجِ شهوت و گرایش‌های مختلفِ انحرافی و دارد از دست می‌ورد، ما مقصریم! بیایید برویم ده دقیقه به دور از هر جذابیتِ کاذبی در فضای مجازی و کانال‌ها و گروه‌هایش، تلویزیون و فیلم‌هایش، ماهواره و دنیایی از جلوه‌های کاذبش و یا هر کوفت دیگری، به این فکر کنیم که چقدر پدر و چقدر مادریم؟! اینکه توی این جریانِ جدیِ زندگی آیا اندازه‌ی کلمه‌ی مادر و پدر شده‌ایم؟ یا هنوز توی بچگی خودمان دنبال هزار تا تامینِ علایق بچه‌گانه‌ی خودمانیم؟! بیایید کمی پدر و مادر باشیم؛ و نه پدر و مادرِ نمره‌ی بچه‌ها، نه پدر و مادرِ کیف و کفش و موتور و مانتو و گوشیِ بچه‌ها! پدر و مادر شدن، اینی نیست که ما داریم ادایش را در می‌آوریم! به خدا یک وقت آدم با سیلی واقعیت بیدار می‌شود که دیگر کار از کار گذشته...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
«زندگی زیر پرچم داعش» در سوریه، یک‌جوری می‌شود فردای نابودی جمهوری اسلامی در ایران! کمی پیاز داغ ماجرا را البته تفت داده‌ام که دست‌تان بیاید چه می‌خواهم بنویسم؛ و این یک واقعیتِ کاملاً پیش‌بینی شده است که در سوریه تجربه شد؛ و نه تنها یک بار و محدود، که دو بار و به صورت تمام و کمال! یک بار داعش و جریان‌های تکفیری به صورت موقت و چند ساله حکومت کردند ولی هنوز حکومت بشار اسد نفس می‌کشید و نهایتاً به کمک ایران حاکمیت خود را اعاده کرد؛ دومین بار اما حکومت از هم پاشید و ماجرای تجزیه‌ی سوریه به سرعتی باورنکردنی اتفاق افتاد. البته تجزیه تا الانی که ظاهر ماجرا نشان می‌دهد. حالا چرا فردای جمهوری اسلامی در ایران، شبیه همین سوریه کنونی می‌شود؟! چون دشمن یکی‌ست، هدفش یکی‌ست و هیچ حاکمیتِ برنامه‌دارِ قدرتمندِ مستقلِ همراه با عِده و عُده‌ای وجود ندارد که ایران یک‌پارچه را مدیریت کند؛ بنابراین مثل روز روشن است که ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی قرار است چه باشد! چیزی به مراتب بدتر از سوریه‌ی کنونی... این کتاب به خوبی اما توهم آزادیِ پس از نابودی حکومت بشار اسد را دارد برای مخاطبش توصیف می‌کند؛ مثل همین بخش اول کتاب که یک نفر از مخالفان حکومت روایت کرده و بعد از ساقط شدن جریان حاکمیت سوریه می‌فهمد که چه بلایی سرشان آمده... این کتاب، روایتِ بیداریِ بعد از مسلط شدن دشمنی‌ست که در لباس دوست خودش را ارائه کرده و روایت مردمی که دیر بیدار شده‌اند... این کتاب را تقدیم کنید به همه‌ی آنهایی که وسط خیابان دنبال نابودی جمهوری اسلامی بودند...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از KHAMENEI.IR
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 رهبر انقلاب: کار نرم‌افزاری دشمن، فاصله‌انداختن بین واقعیت و تصور افکار عمومی است/امروز کار اساسی و مهم برای دستگاه‌های تبلیغاتی ما، پاره کردن پرده‌ی توهم اقتدار دشمن است؛ نگذارید تبلیغات دشمن بر روی افکار عمومی اثر کند 🔹️رهبر انقلاب در دیدار مردم قم: ✏️کار نرم‌افزاری عبارت است از دروغ‌پردازی، فاصله انداختن بین واقعیت با فکر و تصور افکار عمومی؛ شما رو به قوت می‌روید، او تبلیغ می‌کند که شما دارید ضعیف می‌شوید. خودش دارد ضعیف می‌شود، تبلیغ می‌کند که دارد قوی می‌شود. شما تهدیدناپذیر می‌شوید، او میگوید: «من با تهدید شما را از بین می‌برم.» تبلیغات این است. یک عده‌ای هم تحت تاثیر قرار می‌گیرند. ✏️امروز کار اساسی، کار مهم برای دستگاه‌های تبلیغاتی ما، برای دستگاه‌های فرهنگی ما، تبلیغات ما، وزارت ارشاد ما، صداوسیمای ما، فعالان فضای مجازی ما، کار اساسی این است که پرده‌ی توهم اقتدار دشمن را پاره کنند، بشکنند، نگذارند تبلیغات دشمن بر روی افکار عمومی اثر کند. این کاری است که آن روز (قیام ۱۹ دی۵۶) قمی‌ها کردند. ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ 💻 Farsi.Khamenei.ir