اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
عبدالله شوخی شوخی گفت «ارده بخریم ببریم اردکان!» و رفت سمت فروشنده. و فروشنده انگار فروشندگی را یاد
با بچهها میرویم سر خاکریز عکس بگیریم؛ و ذوالفقاریه خوراک عکسهای جنگیمنگی است. یک آدم عینکدودی چهل و خوردهای ساله ایستاده بالای نفربرِ پوکیده که موبایل را میدهیم عکس بگیرد ازمان. عکس را میگیرد و میآید پایین و میایستد به حرف زدن.
گروه ارکستر دارد و توی عروسیها میرقصد! میگوید «اینجا که اومدم چقدر گریه کردم!» و میگوید «داییام طلائیه شهید شده» و میپرسد «شما اینجا بودید؟!» و نمیفهمم منظورش این است که اینجا جنگیدهام یا نه؟! و وقتی حالیام میشود توضیح میدهم که سن و سالی ندارم و این مو و ریش را توی آسیاب سفید کردهام...!
میپرسم «رفتی طلائیه؟!» و میگوید «بار اوله اومدم و فردا قراره بریم اونجا!» آرزو دارد برسد به طلائیه و خاک آنجا را ببوسد؛ خاک مقدسی که داییاش آنجا آسمانی شده...
و آقای رقاصِ صاحب گروه ارکستر شروع میکند به نصیحت بچهها که قدر بدانیم و این حرفهایی که آدمهای حزباللهی میگویند!
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#ده هر کسی نشست سر سفره اولین سوالش این بود که «چطوری درِ اینو باز کردین؟!» و بقیه هم طبق یک بازخور
الویهی این بار همراه شد با چهکنم چهکنمِ سیصد و حدود پنجاه شصت نفر آدم گشنه «چهطور باز میشه؟!»
و من چشمم دنبال خلاقترین در بازکنهای سفرههاست. چشمم حاجآقا سید را میگیرد که یه تکه سیم مفتول را برداشته و دارد کار بچههای گشنه را راه میاندازد.
تدارکات اما همهی کاسهکوزههام را به هم میریزد و یک بسته چاقو پلاستیکی میگذارد کف دستم! و این یعنی «کور خوندی! فکر همهجاش را کردیم!»
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اردوی راهیان نور دانشآموزان پسر هم تمام شد، با همهی لحظههای ثبت شده یا نشدهاش، با همهی روایتشدههاش و نشدههاش!
از آخرین صحنهی آن در اختتامیه با مراسم چهلم شهید گمنام نمازخانه اردوگاه شهید عاصیزاده و سینهزنی بچهها، تا بیهوشیِ صبح بیرون رفتن از اردوگاه؛ از چیدنِ نارنجهای رستوران قائمیه تا رسیدنِ به مصلی و اتفاقات و گفتگوهای داخل اتوبوس...
امیدوارم برای بچهها، حال و هوای راهیان نور مخصوصا شلمچهاش بماند... تا همیشه...
من اما اندازهی چهل روز خستهام و چقدر که نیاز دارم بخوابم :)
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
از بی حوصلهترین روزهای زندگیم دارم مینویسم. از روزهای خستهای که وجودم نای بلند شدن از روی زمین را ندارد؛ اگر توان ایستادن پیدا شود هم نای راه رفتن ندارد؛ راه افتادن هم مشکلش حل شود، با کرختی و بی میلی و بی حالی همراه است...
آدم خودش هم گاهی نمیداند چه مرگش میشود. هر چند من همیشه بعد از مسافرتهای خواستنیِ زندگیم یک حالیام که گفتنی نیست. چیزی در مقیاسی کوچکتر و کمتر از پدرمان آدم، وقتی از باغ بهشتی بیرون آمد! آدم که از جای خواستنی بر میگردد توی روتینِ زندگیِ روزمره، وزنِ چیزهای توی دلش و قلبش و حتی مغزش بیشتر میشود. این وقتها میگوییم که «نمیکِشم! رد دادهام...!» یا همچین اصطلاحاتی که خودتان لابد زیاد شنیده و حتی استفاده کردهاید.
مغزم درگیر راهیان نور است و چشم و چارم هنوز دارد جایی توی خاکهای شلمچه دنبال چیزی میدود! و امروز به زور و زاجراتی خودم را کشیدهام سر کار! هر چند توی روزهای عادی و سرِ حال زندگی هم به زور امدهام اینجا، که از گفتنش هم ابایی ندارم...
به هر حال روزهای خستهی زندگی برای من، روزهای تغییرند! و تصمیمهای ناگهانیام اینجاها عملی میشوند. این حرکتهای تند و متغیر نسبت به روزهایِ دیگر زندگی هم فقط دلیلی هستند برای آرامش بیشتر. مخصوصاً روزهایی که هر چه چشم میچرخانم، اطرافم را خالیتر از همیشه میبینم؛ و مخصوصاً مثل این روزها که معلوم نیست #غلامحسین چرا پیدایش نمیشود؛ همین که یک پاکتِ مونتاتا را دود میکند توی دم و بازدمم و لباسهایم را گند سیگار میگیرد و دو کلام حرفِ رک و راست به هم میزنیم، بیاعصابیهای زندگیم را فراموش میکنم...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
بعد از ابهامی که در زمان برگزاری مراسمِ رونمایی از تقریظ رهبری بر «معبد زیرزمینی» وجود داشت، این بار خبر رسیده پنجشنبه این اتفاق خواهد افتاد. امیدوارم این زمانبندی به اجرا در بیاید و شاهد یک اتفاق خوب حول محور یک کارِ استثنایی باشیم...
در ضمن این برنامه به خواست خدا قرار است در شبکههای تلویزیونی هم به صورت زنده پوشش داده شود...
پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۰ الی ۱۲ صبح در روستای رکن آباد میبد، حسینیه بزرگ
پینوشت:
کتاب را پارسال خواندهام؛ به نظرم خواندنش را از دست ندهید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 یازدهم بهمنماه در روستای رکنآباد میبد استان یزد برگزار میشود؛
🔹️پاسداشت مجاهدت مقنّیهای هنرمند یزدی دوران دفاع مقدس همراه با انتشار تقریظ رهبرانقلاب بر کتاب«معبد زیرزمینی»
🔹️هجدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با محوریت حماسه مجاهدت مقنّیهای یزدی و با انتشار تقریظ حضرت آیتاللهالعظمیخامنهای بر رمان معبدزیرزمینی، یازدهم بهمنماه ۱۴۰۳ برگزار میشود.
🔹️یکی از زوایای کمتر دیدهشده دفاع مقدس، نقشآفرینی مقنّیهای یزدی در برخی عملیاتهای بزرگ بهویژه فتحالمبین است. این قشر با هنر و تخصص خود در حفر تونلها و سازههای زیرزمینی، سهم بسزایی در پیشبرد عملیاتهای جنگ داشتند.
🔹️در همین راستا، هجدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت همراه با انتشار تقریظ رهبر معظّم انقلاب بر کتاب «معبد زیرزمینی»، یازدهم بهمنماه ۱۴۰۳ در استان یزد، روستای رکنآباد میبد برگزار خواهد شد.
🔹️این مراسم بهمنظور گرامیداشت ایثار و تلاشهای مقنّیهای هنرمند یزدی و با تأکید بر اهمیت این حماسهها در تاریخ دفاع مقدس برگزار میشود.
💻 Farsi.Khamenei.ir
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
📢 یازدهم بهمنماه در روستای رکنآباد میبد استان یزد برگزار میشود؛ 🔹️پاسداشت مجاهدت مقنّیهای هنرمن
قهرمانهای ما شنل نمیاندازند! بدنهایشان زیر پرس سینه، اسکات و جلو بازو و کولهالتر ورقلمبیده نشدهاند!
قهرمانهای ما لباس قرمزآبی نمیپوشند و از یکجایی توی مچ دست یا انگشتشان تار عنکبوت نمیزند بیرون. قهرمانهای ما با هفتتیرْ هشتصد نفر را نمیکشند و با گوشهی کُتِشان گلوله دفع نمیکنند! و به زورِ جلوههای ویژه و کمکِ بدلکارها قهرمان نشدهاند!
قهرمانهای ما آدمهای معمولیِ این شهرِ معمولیاند که صبح نمازشان را میخوانند و میزنند به دلِ کار؛ بیل و کلنگ دست میگیرند و پینههای دستشان مثل موجهای وسطِ تنههای قطور درختها نمادیست از اصالتشان...
قهرمانهای ما اما آواکسهای آمریکایی را و همهی تکنولوژی دهها کشورِ قدرتمند را پیچاندهاند و با کلنگ و بیل و حفر تونل موجب شکست دشمن شدهاند
حالا دقیقاً یادآوری این قهرمانی مصادف شده با پیروزیِ حماس در طوفانالاقصی، جلوی دشمن تا بنِ دندان مسلح که همه دنیای کفر هم بهش کمک کردهاند. و نقطهی قوتِ این پیروزی هم تونل است! تونلهایی که مردان ایرانی مبدع آن بودهاند. چه در تاریخ اسلام که جنگ خندق را با همهی احزابِ کفر در هم کوبید! چه در زمانِ جنگِ هشت ساله و چه در زمان حال که فلسطینیها را در پیروزی بزرگ کمک کرد...!
قهرمانهای ایرانی شنل نداشتند، تار عنکبوت را با کمک جلوههای ویژه شوت نمیکردند، با طنابِ سبز و تکنیک استفاده از کروماکی پرواز نمیکردند؛ اما بلد بودند با کمترین تجهیزات، همهی دنیای کفر و ظلم و استکبار را به زانو در آورند؛ قهرمانانی بزرگ از سلمانِ فارسی تا غلامحسینِ رعیت...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT