او میخرد!
و بر دوش پدر با دو صدْ ناز میبَرد...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
مادرش بار امانت نتوانست کشید
زائر حضرت عشقست، خودم میبَرمش
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
دمای هوا حدود پنجاه درجه...
برق نبود
موکب شد سونا
زدیم بیرون
و با یک چایی داغ شروع کردیم...!
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
آقای کربلا؛
به خاطر توست چایِ عراقی از دهان نمیافتد...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
مشّایه؛ ثواب ریخته روی زمین
و دارد جمع میکند یکی...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازار گرمی موکبدارها تفاوتهایی دارد با هم! از زائرْ قاپ زدن تا ایستادن با ملاقه و کفگیر وسط جاده، تا این کار ذوقیِ موکبدار ایرانی...
چارهای نیست انگار! آن قدر رقیبِ مهماننواز هست که باید مهمان را یک جوری جذب کرد...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
قالی میاندازند کف مشّایه!
قالیهای خانههایشان را، برای متبرک شدن به قدمهای زوار سیدالشهداء...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نودُ_چهار آن قدر سوال نابهنگام بود که به شوخی گرفتم! «شما نورانی هستید! منم نورانیه صورتم، نه؟!»
#نودُ_پنج
من را یادِ یک نقطه از یکی از شهرهای کشور میاندازد، کارِ عراقیها! وقتی رد میشدیم از پیادهرو میآمدند آرام کنار گوشمان میگفتند «پاسور... سیدی... فلان... بهمان...!» یعنی اهلش هستی جنسِ ما جور است، نیستی هم برو اینجا نایست که...!
عراقیهای صاحبخانه هم قالبِ کار آن یاروهایِ خلاف را انجام میدهند، با یک تفاوتِ جدی آن هم در کیفیت محتوای کار!
آرام ایرانیهای مشّایه را میپایند، میآیند کنار گوششان میگویند «خانه موجود!» یا «مَبیت!» و اصرار در اصرار که «حمام موجود، وایفای موجود، غذا موجود و...!»
مثل این آقای ایستاده کنار دخترش. جوری آمد توی سینهمان که یعنی «ببین! این تعارفْ تعارفِ سرِ کوچهگذرِ شهرتون نیست، زبونی باشه! باید بیای خونهمون، راه فرار هم نداری!»
برگ برندهمان را رو کردیم «پخش و پلاییم و نفرات کثیر! بیخیال شو تا مفقودمان نکردی از دنبالهی رفقا!»
فهمید از ما نه آبی گرم میشود نه چیزی سرد. رهایمان کرد. لابد چیزی که پُر است زائر ایرانی! و رفت سراغ بقیهی زائرها...
آقای صاحبخانه دارد چند نفر ایرانی را راضی میکند که عکس میگیرم ازش. و میدانم که تا چند تا ایرانی را تور نکند، قرار نیست ول کند برود خانه!
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
میآیی...
ساعتی یا شبی مهمانشان میشوی...
میروی!
و همهی تلاششان را میکنند این لحظات را به تو خوش بگذرد...
#موکب_اهالی_ذیقار
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
ما را به ناز و نوازش بَرَند و وضعِ پایمان این است!
ای وای من ز پای سهساله، که با شکنجه میبردند...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT