کتابخوانهایی که ادبیات غربی مطالعه میکنند به این نکتهای که میگویم اذعان دارند؛
اینکه کتابهای ادبیات کلاسیک در غربْ نمودهایی از معنویت در خود داشته و مثل همین تصویری که از «بر باد رفته»ی مارگارت میچل گذاشتهام و حدود صد سال از نوشتنش گذشته، اثری از خدا و اعتقادات داشتهاند ...
وقتی مقایسه میکنیم با کتابهایی که طی همین چند سال گذشته به فروش بالایی رسیدهاند، در مییابیم که غرب تا چه حد از الهیات و معنویت فاصله گرفته!
دیگر آنچه در کتابهای امروز میخوانیم، سوای از سخیف بودنِ بسیاریشان، هیچ ردی از اعتقاد درِشان نیست! و به نظرم دیگر در آن تمدن منحط قرار نیست آثار درخشانی چون بینوایان نوشته شود، ولو اینکه یکی پا به عرصهی نویسندگیشان بگذارد که صد برابر ویکتور هوگو هنر نوشتن داشته باشد!
پینوشت:
انصافاً توی متن این کتابِ آمریکایی، نشانهای از عمیقترین مسائل اخلاقی و عرفانی اسلامی نمیبینید؟
#محاسبه_نفس
#کتاب_بخونید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه، کربلا...
تو با ما چه کردی؟!
که بیچاره و سرگشتهی توئیم...
محفل رو دنبال کنید، اگر مثل من موفق به دیدن خودِ برنامه نمیشوید👇
@mahfeltv3
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
معذرت میخواهم؛ اما این حرف که «مشکلاتِ اقتصادی، مردم را از دین فراری داده» حرفِ مفت است! یعنی نود و نه درصد این ماجرا چیزی توی مایههای اراجیفی هست که یک مشت ضد دین سر زبان مردم انداختهاند و جوری شده باور عامه! در حالی که اصلاً اینطوری نیست!
نیم نگاهی اگر به دور و اطرافتان بیندازید میفهمید اتفاقاً آن آدمِ مایهدار از آدمهای متوسط به پایین جامعه، دینداریاش ضعیفتر است؛ من حتی کمی دقیقتر بگویم؛ خانمهای کشفِ حجابی را بیشتر توی ماشینهای مالِ از ما بهتران میبینیم تا همین قراضههای وطنی که زیر پای ما زیرِ خط فقرها و روی خط زلزلههاست!
البته نمیخواهم جمع ببندم، چون این موضوع میتواند برعکس هم باشد؛ پولدارهای مومنی هم دیدهام و دیدهاید که دیندار هستند، هر چند به نظرم دینداری انها زیاد هم به پولداریشان ربطی ندارد؛ یعنی همین آدمها بدون آن ثروتی که دارند هم دیندار خواهند بود؛ این یک موضوع عقلی، معرفتی و فطریست که نمیتوان با پول داشتن یا نداشتن وزن کرد، تائید کرد یا رد کرد...!
به هر حال این روزها غزه جلوی چشم ماست! این متن را نوشتم که گریزی بزنم به ناجورترین شرایط ممکن برای زندگی در قرن معاصر یا حتی در تاریخ زندگیِ بشر! گریزی به آدمهایی که جلوی چشم همه دنیا دارند سلاخی میشوند، زیر و زِبر میشوند، آش و لاش میشوند و همه چیزشان را از دست دادهاند، اما بر سر دینشان و اعتقادشان ماندهاند!
فارسیش میشود این که «به بهانهی واهی خدایشان را کنار نگذاشتهاند!» این ثابت قدمی اتفاقاً توی مشکلات هم به دادشان رسیده؛ یعنی شما چه بلایی بدتر از این بلایی که سر اینها میآید را در مدتِ طولِ زندگیتان دیدهاید که اینها ندیده باشند؟! اما خدای اینها خدایِ پای کاریست که توی مشکلات بهشان قوت قلب داده و میدهد. آنها هم تا پای جانشان پای کار این خدا ایستادهاند. و نشدهاند مثل بعضی که وقتی دو تا دانهی پسته توی سبد آجیلِ شب عیدشان کم میشود، تریپِ ضدِ خدایی و ضد دینی بر میدارند!
توی این ماه عزیز همه تلاشمان را بکنیم که پای کار خدا باشیم، در هر حالی و در هر احوالی؛ به خدا که کم پیدا میشود کسی شرایطِ ما را داشته باشد و بتواند این قدر راحت به زندگیش برسد...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
یکی گربه در خانهٔ زال بود که برگشته ایام و بدحال بود
دوان شد بهمهمانسرای امیر غلامان سلطان زدندش بهتیر
چکان خونش از استخوان میدوید همیگفت و از هول جان میدوید
اگر جستم از دست این تیر زن من و موش و ویرانهٔ پیرزن
نیرزد عسل جان من زخم نیش قناعت نکوتر بدوشاب خویش
خداوند از آن بنده خرسند نیست که راضی بقسم خداوند نیست
#سعدی
#وقت_مطالعه
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط اونی که رفته حرم آقامون عباس علیه السلام، میفهمه این حال و روز رو...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اشارهی بینظیری دارد ویکتور هوگو در «بینوایان» در مورد فانتین، مادر کوزت! آنجا با این مضمون نوشته که بالاخره آدم فقیر یاد میگیرد چطور با یک ذره غذا، روزش را شب کند، یا با سکهای سیاه زندگی بگذراند...!
البته با اینکه این گریز هنری دل و روح آدمی را جلا میدهد و ناخودآگاه دستمریزاد میگوییم به ویکتور هوگو، اما در مقام عمل برای هیچ کدام از ما این ماجرا قابل پذیرش و باور نیست!
این وقتها که همه در تکاپوی عیدند و آدمها زور میزنند به همه چیز بخندند و شادی دارد توی خانه و کوچه و خیابان رقاصی میکند، ویارم میگیرد لجبازی کنم و تلخ بنویسم! حس ناجوریست، میفهمم! شاید یک جورهایی روی اعصاب هم باشد!
من اما همهی کاری که میتوانم تا حدی درست انجام بدهم همین نوشتن است و نوشتن حتی یک جورهایی شده رفع تکلیف! کاری که حداقل کمی چنگالِ عذاب وجدان را زیر خرخرهام شل میکند و میگذارد نفس بکشم...
همین حالایی که دارم این کلمات را پس و پیش ردیف میکنم، آمار افطاری همکارانم را رد کردهام رستوران و بی صبرانه منتظرم اذان بدهند! شما هم شاید توی خانهی میزبانی، بزرگتری یا پای سفرهی رنگینِ افطاری که دارد کم کم چیده میشود، دارید لحظهشماری میکنید! توی غزه اما مرد و زن و بچه توی صفند، ایستاده برای گرفتن مُشتی غذا که چندین نفر را با آن سیر کنند...
و لابد پدری مادری بچهای میان خرابهها، همان جایی که آشغالهای ویرانهها را پس زدهاند، چیزکی پهن کردهاند و نشستهاند به انتظار لقمهای برای افطار!
ما راحتیم، همچنین شما!
اما یادتان نرود همین بیخ گوشمان، کار به کجا رسیده!
@ALEF_KAF_NEVESHT
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقایقی مونده به سال تحویل...
هر چند تلخ اما یه تبریکِ عید متفاوت ببینید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
سال نوتون مبارک بشه به ظهور امام زمان انشاءالله
... و تجربهی زندگیِ پس از ظهور به زودیِ زود نصیب و قسمتتون بشه انشاءالله
عشقتون کشید، برای منم دعا کنید توی لحظههای نابِ حالی به حالی شدن دلتون...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
دلخوشی، محدودیت ندارد؛ خیلی هم به امکانات و ثروت و جایگاه ربطی ندارد...!
یکی میتواند با خانوادهاش توی «فیدلیتی پرایم» باشد توی راه شمال و عقبش را هفتسین چیده باشد برای خوشحالیِ زن و بچهاش!
یکی هم مثل ما خوشیم با همین هفتسینِ توی سینی! البته دارندگی و برازندگیست دیگر! حتی بیشتر از هفت سین هم گذاشتهایم که کمبودی احساس نشود...! ☺️
البته کار همکاران هست... با حق کپی رایت من بازنشر دادم!
#عید_مبارک
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT