eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
756 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
47 سال همه‌تان ما را تحریم کردید، چشم‌مان به قیمت دلار بود، حالا ما، همه شما را تحریم می‌کنیم، چشم‌تان به قیمت نفت باشد! و هنوز دنیایِ پس از جنگ است که دیدن دارد، هنوز هم نفهمیدید چه سرنوشتِ شومی در انتظارتان است! @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
این عرصه جهاد رو فراموش نمی کنیم... یا علی @ALEF_KAF_NEVESHT
در مورد امام سیدعلی طبیعتاً خیلی می‌شود نوشت، خیلی خیلی کمتر از آن چیزی که باید نوشت و امکان نوشتنش باشد! و من به خاطر همان چیزکی از مطالعات و پیگیری‌ها و رصد کردنِ منویات امام سیدعلی، این را فهمیده‌ام که او را نمی‌شود آن طور که باید نوشت و نشان دادن و فهمید... باید خیال‌تان را راحت کنم. با این مثالِ شاید نا به جا از نظر سطح و مقیاس، اما برای فهمِ حرفی که نوشتم لازم است. شناختنِ یکی مثل سیدالشهداء طبیعتاً برای آنهایی که درباره شخصیت و زمانه و عملکردِ امام شهید تحقیق و تفحص کرده‌اند، سخت بوده و هست و به اندازه تلاش‌شان، بیشتر فهمیده‌اند که امکانِ رسیدن به اکمال و اتمامِ ماجرا هم ممکن نیست. چه برسد به اکثر انسان‌هایی که ارتباط‌شان فقط دلی و قلبی است با سیدالشهداء و او را نخوانده‌اند و... برای شخصیتی مثل امام سیدعلی هم طبیعتاً همین است. این آدم آنقدر عمیق بوده، دقیق بوده و عمیق و دقیق و بدون توقف کار کرده که نمی‌شود نشست و در زمانه‌ی کنونی حتی او را شناخت. چون هنوز نتیجه رهبری او را باید در سال‌ها و دهه‌های آینده بر ایران و جهان تماشا کرد و گذر زمان باید این شخصیت را به ما بنمایاند. راستش برای من امام سیدعلی یک آدم زنده است، هنوز توی کتابخانه شخصی‌ش مطالعه می‌کند، توی حسینیه امام سخنرانی می‌کند و نبضِ جمهوری اسلامی ایران با او می‌زند. یک توهم یا یک شوکِ بعد از سوگ هم نیست. خودم را هم آرام نمی‌کنم با این شیوه‌ی فکری. و به نظرم این شخصیت بزرگ آن قدر توان و ظرفیت داشته که دنیایِ خاکی توانِ خط زدن و کنار گذاشتنش را ندارد، چه برسد به از بین بردن و فراموش کردنش! @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
سال نوی همه‌تون مبارک بشه به ظهور امام زمان ان‌شاءالله... قطعاً دلخوشی‌های کوچیکی مثل تحویل سال نو، نمی‌تونه باعث فراموشی آلام و سختی‌های بزرگ امروز باشه. و طبیعتاً دلخوشیِ بزرگ، ظهور حضرت یار هست در نزدیک‌ترین زمان ممکن، ان‌شاءالله... @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
دوستان شاکی بودن که چرا تمرکز نوشتاری رفته در کانال سروش و حضور توی ایتا رو کمرنگ کردم. البته با این تعابیر که اونجا استقبالی نمیشه و ... و ... ببینید؛ مد نظر من برای حضور در مجازی، یک رفعِ تکلیفِ نوشتن هست که بر عهده منه، یا اینطوری فکر میکنم که بر عهده‌ام هست. مهمتر از اون امکان برنامه ریزی و دل‌مشغول نشدنِ بی اندازه به مجازی هست که باید رعایتش کنم، اونم به خاطر تعهدی که به رشد خودم دارم... ایتا رو از اولویت اولِ مجازی انداختم به خاطرِ نکته دومی که نوشتم! یعنی خلوت شدنِ دغدغه‌های حضورِ در یه فضای شلوغ. الان توی سروش چیزی برای دلمشغولی ندارم به لطف خدا. اونجا می نویسم بیشتر و بعد بعضی رو منتقل میکنم به ایتا؛ البته به جز روایت‌هایی که سلسله‌وار در سفرها یا موقعیت‌های خاص نوشته میشن و تعدادشون میره بالا و شاید حوصله‌ی انتقالشون به ایتا نشه... از همگی ممنونم @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
تا از جمکران برسیم حرم روحِ خدا شد ساعت سه صبح! دراز شدیم توی حرمی که زائرانِ خواب‌زده‌اش آمده بودند
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرار شد این نماز را بخوانیم که بعداً حسرت نخوریم! علی‌محمد پیشنهاد داد. گفت «نمازِ پشت سر سید ابراهیم حسرت شد! بریم نماز عید فطر آقا رو شرکت کنیم!» رفتیم. چهار نفر بودیم. کمی از آن را نوشتم البته. روی دومین سومین روایت دارم بازنشر می‌دهم و می‌نویسم. نماز آن روز، آخرین نماز عید فطر آقا بود. برای ما حسرت نشد، اما دلتنگیِ بیشتر شد! @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
رفیق همکلاسیِ لاتی داشتم، دوره راهنمایی سابق؛ یعنی همین دوره متوسطه اولی که بچه‌هایِ فاقدِ شماره‌ی شناسنامه و دارای کد ملی دارند تجربه‌اش می‌کنند! این رفیقِ لاتِ ما یک مرضی داشت که پشت سرِ معلم می‌زد به مسخره‌بازی‌هایِ عملیاتی و سر و شکلک در آوردن، تا صدای خنده‌ی بقیه بلند شود. خدابیامرز آن معلمِ پیرمرد هم که اصولاً اعصابِ درست و درمانی نداشت و لابد آن دم‌دم‌هایِ بازنشستگی داشت به آینده‌ای نزدیک و لم دادنِ کنار بخاری و خوردنِ چایِ قندپهلو فکر می‌کرد، کم‌کم دستش آمده بود وقتی همه‌ی کلاس می‌خندد و بی دلیل هم می‌خندد، خبط و خطایی از آن لاتِ کلاس سر زده. بر می‌گشت سمت جماعتِ کچلِ دهه شصتی که آن روزها مثل چی از معلم‌جماعت می‌ترسید و می‌رفت سراغ آن لاتِ کلاس و دو سه تا سلطانی و سرداری روی سر و کله‌ی خشک و اسکلتش اجرا می‌کرد. و می‌رفت دوباره پای تخته‌سیاه و ادامه می‌داد به یاد دادنِ ریاضی... جالبی ماجرا را می‌دانید چه بود؟! کوتاه نیامدنِ آن یاروی لات کلاس بود که یک حسِ غرورِ پیروزمندانه داشت از سر کار گذاشتن معلم؛ ولو هر بار یک کتک مفصل می‌خورد. اصلاً ورژن‌هایِ جدید تنبیه و توبیخ حتی روی او به اجرا در می‌آمد. و مثلاً ما می‌فهمیدیم بارهای بعدی که می‌رویم و بلد نیستیم تمرین حل کنیم، چطوری قرار است کتک بخوریم؛ یک آمادگیِ خوبی دست می‌داد که واقعاً برای بچه‌هایِ هم‌نسل من ارزشمند بود! آن دوست ما البته وقتی خیلی از حد می‌گذراند و شورش را در می‌آورد، با اردنگی شوت می‌شد بیرون از کلاس. دوست هم داشت. اصلاً کتک خوردن و کوتاه نیامدن و شجاعانه کنف شدن را یک جوری دوست داشت که من فکر می‌کردم لابد عیب و علتی دارد مغزش که نمی‌فهمد و حالیش نمی‌شود! این روزها که دارم خبرهای جنگ را توی مجازی پیمایش می‌کنم، چهره معلم ریاضیِ آن وقت‌هایم می‌افتد روی صوتِ سخنگویِ سپاه؛ سرداری‌سلطانی‌هایِ زهرآگینِ معلم هم روی حملاتِ سنگین نیروهای نظامی سایه می‌اندازد؛ لابد بقیه‌اش را هم خودتان فهم و عقل دارید و می‌دانید که منظورم چیست! آن کتک‌خورِ درب‌وداغان هم می‌شود اسرائیل و آمریکا. چپ و راست می‌شوند اما دست از حماقت خودشان بر نمی‌دارند. یک طورهایی این سرداری سلطانی خوردن را برای حفظ پرستیژ لاتیِ خودشان دارند با خفت و خاری تحمل می‌کنند، اما یک ذره هم نمی‌خواهند کوتاه بیایند و این کوتاه آمدن را نشان بدهند! به هر حال معادله‌ی معلم بی اعصاب، همینطور دانش‌آموزِ لات‌نمایِ بی عقل، دارد باز توی زندگی من تکرار می‌شود! هر چند حد و حدود و ثغورش خیلی فراتر از کلاس درس است... @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
هستم در گروه‌هایی که از جاهای مختلف کشور در آن حضور دارند. این روزها که مدام یک جایی را دشمنِ شکست‌خورده‌ی در میدان، از شهرها می‌زند، احوال هم را با نگرانی می‌پرسند! و تا خبری نگیرند دل‌آرام نمی‌شوند... این ماجرا من را یادِ «معصومه آباد» می‌اندازد در کتابش؛ «من زنده‌ام» وقتی وسط هیر و بیرِ جنگ، هر روز به خانه‌ی خرابه‌شان در خرمشهر سر می‌زد و یادداشتِ «من زنده‌ام» می‌گذاشت برای خانواده‌اش. و برادرش با همین یادداشت می‌فهمید که خواهرش هنوز زنده است. ایرانیِ مسلمان، ولو در مقابل کفار، شدت و غلظتِ قدرتمندانه‌ای دارد، بین جماعتِ خودش اما دل‌رحم‌ترین و مهربان‌ترینِ آدم‌هاست... @ALEF_KAF_NEVESHT منزل جدید👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
هدایت شده از می‌گیری حرفمو؟
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایران داره از سیاه چاله عبور می‌کنه...😳 و اگر عبورکنه دیگه راه برگشتی وجود نداره اسرائیل نمی‌خواد ایران از این سیاه چاله عبور کنه 🤬🤬 @migiri_harfamo
هدایت شده از محمدعلی جعفری
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر شهادت علیرضا دهقانی، پدر فداکار پنج‌قلوها، قلب‌ها را به درد آورد. ۹ سال پیش، در چنین روزهایی، گزارشی از شبکه یزد، شور و عشق پدری را به تصویر کشید که امروز در راه دفاع از وطن، جان خود را فدا کرد. این ویدئو، یادگاری از روزهایی است که او پدرانه، پنج‌قلوی خود را در آغوش می‌گرفت و حالا، او در آغوش وطن آرام گرفته است. ♾️ @m_ali_jafari
ان شاءالله که مسافرتی یکی دو روزه در پیش است؛ ان شاءالله به شرط توفیق و شاید که نوشتم👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM