eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
756 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از محمدعلی جعفری
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر شهادت علیرضا دهقانی، پدر فداکار پنج‌قلوها، قلب‌ها را به درد آورد. ۹ سال پیش، در چنین روزهایی، گزارشی از شبکه یزد، شور و عشق پدری را به تصویر کشید که امروز در راه دفاع از وطن، جان خود را فدا کرد. این ویدئو، یادگاری از روزهایی است که او پدرانه، پنج‌قلوی خود را در آغوش می‌گرفت و حالا، او در آغوش وطن آرام گرفته است. ♾️ @m_ali_jafari
ان شاءالله که مسافرتی یکی دو روزه در پیش است؛ ان شاءالله به شرط توفیق و شاید که نوشتم👇 https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی به حقیقت می‌رسند، از انقلابی‌ها، انقلابی‌تر می‌شوند... و نقصی دارند در ظاهر که به اذن الله، آن هم درست می‌شود @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
شماره‌ی پرس شده‌ی پلاستیکیِ ۱۱۷۸ را می‌گذارم روی پیشخوان کفشداری. پیرمرد خوش روزی که ایستاده به خادمیِ نوکرها، نایلونِ دو جفت کفش را می‌گذارد بالا. کفش بزرگ‌سال و یک جفت کودکانه‌ی ورزشی. می‌گویم «این مال من نیست حاجی! من یه جفت بیشتر ندادم!» جا می‌خورد «مگه همین مال شما نیست؟!» ناگهانی کنده می‌شوم می‌روم کربلای سال ۹۲ و وقتی به گم شدنِ دمپایی ناصر توی کفشداری حرم حسین علیه‌السلام خندیدیم. «حاجی این نیست؛ من یه جفت کفش داشتم!» چنگ‌مال می‌کند دو سه تا خانه‌ی قفسه‌های سنگی را و پیدا نمی‌کند. متعجب است. من هم. سابقه نداشته یک خطای کفشکی دیده باشیم توی حرم. اما الان کفشم نیست. دارد حرص می‌زند که «صد بار گفتیم حواسشان باشد و ...» و من سعی می‌کنم خون‌سرد بازی درآورم «غمی نیست؛ همین یه کفشو امام رضا از ما قبول کنه، برام بسه!» و نمی‌پذیرد «نه آقا... باید مواظب باشن و ...!» «بیا داخل خودت پیداش کن...!» و این یکی همان چیزی بود که خیلی دوست داشتم! دریچه ورودی کفشداری را می‌دهم بالا و می‌روم توی دست و بال دو تا خادم خوش‌روزی و ادا بازی می‌کنم به بهانه‌ی گم شدن کفشم. دو سه تا ردیف قفسه‌ای را تُک می‌زنم و این بار می‌روم سراغ همان‌جایی که خادم ازش کفش داده من و گفتم مال من نیست. دست می‌گذارم روی همان نایلون دو کفشه‌ی بزرگ‌سال و کودکانه. و خودش بود!!! کفشم داخل همان نایلون بود به اضافه‌ی یک جفت کودکانه‌ی اشتباهی که آمده بود نشسته بود توی نایلون اختصاصی! به خادم‌ها می‌گویم و خیالشان راحت می‌شود. کودکانه را تحویل خودشان می‌دهم و می‌زنم بیرون. و چه پنج دقیقه‌ی دوست‌داشتنیِ جذابی بود آن طرف ماجرای کفشداری... پی‌نوشت: یکی از روایت‌های مشهد رو گذاشتم اینجا بخونید/ دوست داشتید بقیه رو بخونید هم باید سری به کانالم الف کاف توی سروش بزنید و از پیوند زیر خرده روایت های این سفر رو بخونید؛ ممنونم https://splus.ir/ALEF_KAF_MEEM/45
هدایت شده از محمدعلی جعفری
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشماتو ببند، فقط گوش بده! صداها واقعیه! ♾️ @m_ali_jafari
46.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | "بعثت مردم" | 🇮🇷 روایتی از همدلی کم‌نظیر مردم میبد در ایام جنگ تحمیلی سوم پخش از رسانه ملی 📌دریافت کیفیت بالاتر از: https://www.aparat.com/v/kut9s22 @Taliemedia
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
🎥 | #مستند_کوتاه "بعثت مردم" | 🇮🇷 روایتی از همدلی کم‌نظیر مردم میبد در ایام جنگ تحمیلی سوم پخش از
یه کار خوب از آقا محمدرسول عزیز و گروهش که از موکب شهید دانش در این ایام ساخته شده یه روایت خوب ببینید و منتشر کنید
هدایت شده از استودیو سجاد دیزاین
24.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ویدیویی متفاوت از حس و حال مردم میهن دوست میبد😍 🗓۷ فروردین ۱۴۰۵ این ویدیو تنها قسمتی از همت و غرور مردم ایران است.❤️ مردمی که ذلت و شکست را نمی پذیرند و وعده گاه هرشب آن ها، خیابان های شهر است.✊ اندکی صبر، سحر نزدیک است✌️🇮🇷 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ 💠 تهیه شده در استودیو سجاد دیزاین @SajjadDesign
هدایت شده از آرشیو خاکی
اینجا گیلان، شفت، روستای عثماوندان. تکه های چوب رو می بینید؟ و رد خون! و کفش های آبی کودکی که معلوم نیست کجاست!!! پسربچه ای که با قدم هاش همراه کوچه باغ ها بوده،حتما الان از آسمون به منی که مهمونِ شب نشینِ همسایه کناری بودم، داره نگاه میکنه... و چه می دونستم شب هایی که روی ایوون چوبی دور هم می نشستیم؛ صدای شلوغ کاری هامون تا ایوون خونه ای می رسه که امروز نیست شده... لحظه ای از ذهنم رد نمی شد، خونه ای که برای دیدنِ نمای چوبی اش، گردن راست میکردم و تلاش میکردم حیاطش رو ببینم، امروز صبح، تلی شده از خاک و تکه های چوب. و همسایه هایی که شهید از زیر آوارها پیداشون میشه. و الان چه قدر دورم از این خونه و چه قدر دلتنگ اون کوچه و صاحبانی که هیچ وقت ندیدمشون. فقط میدونستم همسایه اند. روحم با بغض های قورت داده شده، درد گرفت همسایه...لعنت الله علی اسرائیل. عکس از گیل خبر. @khak_70