ساعت پنج صبح جلسه!
آن هم جلسهی نویسندگی با بچههای نویسنده، نو نویسنده، کهن نویسنده و به قول استادْ نویسندهنماها :) که البته آخری برچسب نبود، بلکه ادامهی یک طنزِ در کلام بود که روی پای اعضا جفتوجور شد!
طبیعتاً این وقت صبح قاطبهی مردم خوابند. برعکس من که یک برنامهی مهم روزانه را فدای این جلسهی مهمتر کردهام؛ نوشتن و خواندنِ صبحگاهی را...!
و اگر توی ذهنتان وول میخورد که پنج صبح چه وقت جلسه گذاشتن است؟ باید نکتهای عرض کنم که برایتان جالب است؛ توی تشکیلات فرهنگی جلساتِ ساعت صفر داشتیم! همان ساعت دوازده شب؛ تا کی؟ تا چهار صبح. و جلسه با نماز جماعت و صبحانه تمام میشد. هر چند آن زمان از این ظرفیتهای دنیای نت برای جلسه گذاشتن خبری نبود، چیزی که حالا کار را راحتتر کرده...
و من این به هم زدنِ روال متداول و روتین و کلیشه را خیلی دوست دارم. و مثل همه نبودن و توی روال و روزمرگی زندگی نکردن را خیلی دوست دارم...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
قهوه خوردن نیست که 😑 خون جگرِ زلیخا خوردنه!
آخرش هم نفهمیدم چطوری باید قهوه ترک درست کرد!
تازه بعد از قهوه خوردن خواب هم نرفت 🤦♂ چون قهوه که میخورم، تازه خوابم میگیره! مثل اینکه باید برعکس باشه ... 🙄
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
📄 دهکدهی خاک بر سر سبک زندگی سوئیسی! غیر از اینکه در سوئیس باید یکجورهایی شبیه قبض تلفن و آب و
📄 دهکدهی خاک بر سر
اون وقت نهایتِ بچهخواهیِ ایرانیجماعت شده یکی یا نهایتش دو تا...
#کتاب_بخونید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
📄 دهکدهی خاک بر سر اون وقت نهایتِ بچهخواهیِ ایرانیجماعت شده یکی یا نهایتش دو تا... #کتاب_بخون
نیمهشبی به اختلالِ همسایهی ناآرام دچار شدم! و ذهنم رفته پی بچههایی که توی شرایط ناجورْ شب را صبح میکنند!
صبح کلاس دارم و ذهنم جوری مشغول شده که نشستم به خواندن تا فکرهای مختلف مغزم را مثل موش نجوند...
چند باری نوشتم و پاک کردم، نوشتم و پاک کردم و نهایت به همین چند جمله اکتفا کردم! حرفهای نگفتهی زیادیست که حوصلهی نوشتنش نیست؛ بروم همین «دهکدهی خاک بر سر» را بخوانم که نیمهشبی یک جوری برسد به صبح...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
تبلیغاتی نیستم ولی این گروه یه فرقهایی با بقیه دارن!
گروه دختران عقیله دور هم جمع شدن، دارن برای موضوع جمعیت و فرزندآوری کار فرهنگی میکنند...
البته یه آشنا هم ما اونجاها داریم :)
هم عضو بشین، هم تبلیغشون کنید
https://eitaa.com/Dokhtarane_Aghiilee
حله انشاءالله؟!
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاسین...
بیا بریم یه گوشهای گریه کنیم!
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیشب مسعود پزشکیان در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد و به نظرم نسبتاً مواضع خوبی هم گرفت.
هر چند اشکالاتی دارم و طبیعتاً ممکن است دیگران هم داشته باشند، اما من به شخصه دلم بدجور هوای سخنرانی آیت الله سیدعلی خامنهای را کرد!
ای کاش در چنین شرایطی که منطقه ما آماج حملات وحشیانهی صهیونیستها و همینطور پشتیبانی بی چونوچرایی آمریکاست، یکی مثل سید علی خامنهای پشت آن تریبون سخنرانی میکرد و آمریکا را تهدید میکرد؛ تا جایی که جلوی چشم دنیا از سالن سازمان ملل فرار میکردند!
پینوشت
بخش کوتاهی از سخنرانی رهبری در سازمان ملل را میبینید، زمان ریاستجمهوری ایشان...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
نیمهشبی به اختلالِ همسایهی ناآرام دچار شدم! و ذهنم رفته پی بچههایی که توی شرایط ناجورْ شب را صبح
به قول ادبیاتیها برای تنویر افکار عمومی مینویسم، که یک روزی به شهر ما «شهر دوچرخهها» میگفتند...
چیزی شبیه الانِ «بِرنِ» سوئیس. هر چند ما ظاهراً آن قدر باکلاس شدهایم که این کالای ارزشمند را از سبک زندگی خودمان جدا کردیم!
یادش بخیر
قدیمها شهر پر بود از آدمهایی که روی دوچرخههای ۲۸ که گاهی با خورجینهای کوچولو همراه بود، سواری و طی طریق میکردند. هر جای استان یزد میرفتید هم از دیدن این صحنهها محروم نبودید...
#کتاب_بخونید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
از برکات کم کردن زمان استفاده از گوشی اندروید و گرفتن رژیم رسانهای مناسب، مطالعهی بیشتر و آرامش ذهنی بهتر بوده...
اینطوری بهتان عرض کنم که به عنوان مثال همین امروز حدود صد و پنجاه الی دویست صفحه مطالعه کردم. این البته جدا از چند برنامهی درست و حسابی، مثلاً دو نشست نویسندگیِ دلچسب، باحال و باکیفیت بوده که داشتهام.
انشاءالله حدیث نفس تلقی نشود! این را نوشتهام که بگویم صفحه سلامت دیجیتال گوشی خودتان را یک نگاهی بیندازید! احتمالأ باید رژیم رسانهای بگیریم!
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
تبریک به تو که پایانِ زیبایی برات رقم خورد؛ و خوش به حال تو...
و بدا به حال ما...
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
تبریک به تو که پایانِ زیبایی برات رقم خورد؛ و خوش به حال تو... و بدا به حال ما... اَلِفـْـــ ـ
راستش نمیتوانم ادای ادمهای غمگین را در بیاورم! مداحی بگذارم، از شکلکهای گریه استفاده کنم و مدام با این و آن تحلیلِ پس از سیدِ حزبالله را بریزم روی دایره نقد...
من از دیروز که خبر احتمالِ بودن سید توی ان ساختمانهای با خاک یکی شده آمد، پر از نفرت و انزجارم. پر از عقدههایِ تلمبار شده که به جای حلقوم، ریختهاند توی مغزم؛ و کلهام ناجور سنگینی میکند. یک طوری که گردنم تحمل وزنش را ندارد!
از دیروز تا حالا آن قدرها هم شاکیِ این و آن نیستم! چرا نزدیم و چرا ساکتیم و چرا نمیزنند و صد تا چرای دیگر که آدم وقتی به مغزش فشار میآید، از زبان فورانش میکند...
نفرت...
انزجار...
من حالا تجسمِ نفرتِ تلمبار شدهای هستم که میخواهد راه فوران خودش را پیدا کند...! و این، یک قدم از غم و ناراحتی بالاتر است، یک قدمِ بسیار بلند...
و روز نابودی قاتلینِ انسانهای مظلوم، بی گناه، مومن و مقدس خواهد رسید انشاءالله
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از منادی
از پریشب بیخوابی زده به سرم!
با این حال امروز ظرفها را محکمتر شستم؛ طوری که صدای برقافتادنش بلند شد. لباسها را با دست محکم چنگ زدم و شستم. دسته جاروبرقی را محکم گرفتم و جاروکشیدم. حتی محکمتر راه رفتم. حتی صریحتر قانونهای خانه را به بچهها تذکر دادم.
دردسرم محکمتر از همیشه میکوبد. چای ماسالا را عین ارده شابلی، غلیظتر از همیشه ریختم توی لیوانها.
امروز با اینکه سه روز است درست نخوابیدهام زندهترم.
از زمان بمباران ضاحیه و خبر "سید سالم است!" چیزی ته دلم میگفت: "نه،نیست!". یک حس ششم آخرالزمانی!
ولی حتی یک قطره اشک نریختم. هال خانه را گز نکردم. آخر پیامهایم استیکر گریه نگذاشتم. پیامهای تسلیت را برای این و آن فوروارد نکردم. کانالهای مجازی را بالا و پایین نکردم. به دلیلهای واضحی برایم مبرز بود همین روزها داغدار این بزرگمرد میشویم.
بار این غم چیزی از جنس خشم و نفرت است. از جنس مقاومت و بیداری!
امروز فکر نمیکنم؛ بلکه به مغزم التماس میکنم! لطفا سریعتر مدل تکلیف و جهادت را پیدا کن! قبل از آنکه دیرتر بشود!
✍️ #زهرا_عوضبخش
#الشهید_السید_حسن_نصر_الله
#راه_نصرالله
🆔 محفل نویسندگان منادی
https://eitaa.com/joinchat/2328953113C3e644bfcef