eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
754 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هجده بی‌تعارف حاج حداد اردوگاه شهید عاصی‌زاده را تبدیل کرده به یک «دوکوهه‌»ی یزدی در مناطق عملیاتی.
یکی از دخترها از حال خوش بودن در اردوگاه شهید عاصی‌زاده می‌گوید و من می‌دانم این حال از حضور هزاران شهید استان یزد است در این سرزمین مقدس... باز زمان هبوط است از باغ بهشت به زمین و ما را نه خوردن نعمتی ممنوعه که زندگی بر اساس عقل معاش به رفتن مجبور کرده... چشم به راه رجعتی دوباره به این بهشت‌م، ان‌شاءالله... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از محمدعلی جعفری
🇱🇧 منتشر شد... 📚 جنس با بقیه سفرنامه‌های لبنان فرق می‌کند. راوی در روزهای ابتدایی عملیات طوفان‌الاقصی، یک سرنخ را دست گرفته و نقاط بکری از لبنان را کشف کرده. هر مکان و هر فردی که نسبتی با مقاومت، فلسطین و اسرائیل دارد. گاه در اردوگاه آوارگان فلسطین ذره‌بین انداخته تا بازمانده‌ای از نسل متولدشده در فلسطین را پیدا کند، گاه با کسانی سر حرف را باز کرده که طعمِ اسارت در زندان‌های اسرائیل را چشیده، گاه با جان بر کفی زانو به زانو نشسته که قصد داشته علیه اسرائیل عملیات استشهادی انجام دهد. از طرفی با ماجراجویی‌های راوی، تجربه جذابی کسب می‌کنیم با زیست جهادیِ نیروهای مقاومت. 💥کانال محمدعلی جعفری👇 https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
مبارک باشه استاد عزیز... 🌹
دلم سوخت... چند بار تا پای جلسه گفتگو با مادر شهید رفتیم و جور نشد و حالا...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نوزده یکی از دخترها از حال خوش بودن در اردوگاه شهید عاصی‌زاده می‌گوید و من می‌دانم این حال از حضور
رسیدن به مصلای میبد آخرین ایستگاه سفر راهیان نور دانش‌آموزی بود، دیشب حدود ساعت دوازده‌... اما می‌دانم این سفر برای خیلی از بچه‌ها تمام نمی‌شود. می‌ماند توی قلب و روح‌شان و تا مدت‌ها از یادشان نمی‌رود. و راهیان نور یک فرصت ویژه‌ست برای دعوت‌شده‌ها. یک آرزویِ برآورده شده که به جز خاطره‌ای خوب، می‌تواند اندوخته‌ای برای ادامه‌ی مسیر دشوار زندگی باشد. بچه‌ها توی راهیان نور با یک بخشی از زندگی ارتباطِ نزدیک و رخ به رخ گرفته‌اند که تا قبل از سفر، در حد حرف، گزارش، تصویرهای مجازی و یا یک واقعیت دور از دسترس بوده. و من به یکی‌شان که می‌خواست فراموش‌ش نشود این حال و هوای خواستنی گفتمْ برادرِ شهیدِ خودت را انتخاب کن و هر بار توی هر مشکلی چاره از دستت کوتاه شد، با او حرف بزن؛ عکس‌ش را بگذار جلوی چشم‌ت و به چشم‌هاش نگاه کن و ازش بخواه کارت را راه بیندازد... راهیان نور امسال ظاهراً تمام شده اما به نظرم اتفاقاً پایانِ سفر نقطه‌ی آغاز چیزهای خوب زندگی‌ست؛ برای اهل‌ش که از آن دل نکنده و رها نشده. و به قول دکتر شریعتی: «در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری‌ست، ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معناست که پایان نماز، آغاز دیدار است» من معتقدم پایان راهیان نور اتفاقاً آغاز دیدار است؛ آغاز یک زندگی عمیق‌تر و سنجیده‌تر با کمک و یاری شهدا، بهترین بنده‌های خدا... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
از دیروز «پاییز آمدِ» گلستان جعفریان را شروع کرده‌ام و دارم روایت‌های زنی را می‌خوانم که دوره‌ی نوجوانی و جوانی‌اش مصادف شده با انقلاب و جنگ. دختری که تا هجده سالگی روی زانوی پدرش می‌نشسته، غذا بلد نبوده بپزد، طلا انداختن را دوست نداشته، به جای لباس‌های شیکان‌پیکان‌ی که مامان لعیا براش می‌خریده لباس ساده می‌پوشیده و توی کیف‌ش به جای عطر و کِرِم و لوازم آرایش، داس و پنجه بوکس می‌گذاشته و تا مدت‌ها حتی سمتِ پدرش نماز می‌خوانده! حالا حساب کنید این آدم یک‌جور چه‌جورِ عجیب‌غریب عضو فعالِ سپاه تبریز هم هست و سر و ته‌ش را که می‌گیری، جایی دارد یک آتشی را می‌سوزاند! فخرالسادات موسوی در «پائیز آمد» آمده خاطرات خودش را برای گلستان جعفریان گفته و خانم جعفریان هم آن را نوشته و جالب اینکه از کتاب‌های مورد توجه رهبری هم قرار گرفته... و حالا یک کتاب خوب، همراه با لبخندها و اشک‌هایی که برای خواننده به ارمغان می‌آورد، تقدیم به نگاه شما... پی‌نوشت: هشتک زیر را لمس کنید و مطالب مرتبط با کتاب را بخوانید اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
روی موج تعالیشاهنامه قسمت اول_۲۰۲۴_۱۱_۰۹_۲۰_۱۱_۲۳_۶۹۷.mp3
زمان: حجم: 15.5M
از مجموعه‌هایی که دارند کنار هم کار می‌کنند و نتیجه‌ی کارشان را دوست دارم همین «رویِ‌موجِ‌تعالی» است. فکر می‌کنم شما هم از این ظرفیت خوب استفاده ببرید بد نیست؛ حله ان‌شاءالله؟! یا بیشتر بنویسم :) پی‌نوشت: یکی از پادپخش‌های روی موج تعالی را برای نمونه گذاشتم گوش کنید... کانالِ مجموعه «روی‌موج‌تعالی» https://eitaa.com/Roye_mojetaalei
نگفته‌هایِ راهیانِ نور! اتوبوس‌ها وقتی توی اقامت‌گاهی تعیین شده می‌زدند کنار، یک جمعیتِ قابل توجهی از دخترها می‌ریختند سمت سرویس‌های بهداشتی! ساعت‌ها حبسِ توی ماشین، راضی نشدنِ راننده‌ها برای توقف‌های کوتاهِ میانِ‌راهی و بدتر از همه، مسافرت‌اولی بودنِ خیلی از دخترها آن هم با این سطح، ایضاً استرس‌هایی که آدم توی این شرایط دچارش می‌شود، همه از دلایلی بود که سرویس‌های بهداشتی را به هم می‌ریخت. جالب اینکه هر جا توقف کردیم سرویس‌های بهداشتی زنانه دچار مشکلاتِ عدیده‌ای از جمله نداشتن روشنایی یا در و پیکر و این چیزها بود و برعکس‌ش سرویس‌های مردانه کاملاً مهیا و آماده بود، اما با نفراتِ استفاده‌کننده‌ی کمتر! و ما حتماً همان کاری را می‌کردیم که به ذهن شما هم رسید! چند تا آقای همراه ماشین‌ها سریع می‌رفتند و بیرون می‌آمدند، آن وقت سرویس مردانه هم در قبضه‌ی خانم‌ها در می‌آمد... یکی از جاهایی که بالاخره راننده با هزار تا ناز و ادا زد روی ترمز و جمعیت ریخت پایین، سرویس بهداشتیِ یک پمپ‌بنزینیِ بود. دو تا سرویس مردانه و زنانه به تسخیر دخترها در آمد و آقایان تأمین و همراه دورآدور حواس‌شان به امنیت بچه‌ها بود. توی همین وقت‌ها بود که راننده‌ی بی اعصابی از ماشین‌ش زد بیرون و سرآپاکـَنده دوید سمت سرویس‌ها. بنده‌خدایِ شکم‌پیشِ سبیل‌درشت وقتی دید ای دل غافل، صفِ دسشوئی به اندازه‌ی صف‌های نفتِ دهه‌ی شصت کشیده شده و هیچ جوری هم پیش نمی‌رود، دادش در آمد! رو کرد سمت من و محمدحسن که «آقا، اینها مالِ شمان؟ بیا بگو برن سمتِ مالِ خودشون!» و این را یکی دو بار گفت که محمدحسن جواب‌ش را داد: «اینها مال ما نیستن! ربطی به ما ندارن!» یعنی گردن‌نگیری در حدِ لالیگا! و دوباره که صدای‌ش بلند شد خودمان را زدیم به بی‌خیالی! راننده‌ی بی‌اعصابِ تحت فشار هم بلند بلند به این و آن می‌گفت که دخترها مربوطِ به این‌ها می‌شوند و می‌گویند به ما ربطی ندارد و فلان و بیسار! و مدام داشت شکایت می‌کرد. انصافاً راست هم می‌گفت! راننده اما وقتی نوبتش شد که سرویس‌ها خالی و اتوبوس ما پر شد... و توی ماشین با محمدحسن چقدر به این گردن‌نگیری خندیدیم! خدایا ببخش، خودت می‌دانی چاره‌ای نداشتیم :) پی‌نوشت: آقایانِ مسئول، مسیرِ رسیدنِ به یک جای تعیین شده از طرف شما، جزئی از همان مکان می‌شود! آن را هم اصلاح کنید! به خدا واجبه... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT