▫️ درسگفتار منطق صدرایی ( تدریس کتاب التنقیح فی المنطق اثر ملاصدرا)
👤دکتر عسکری سلیمانی امیری
🟢التنقیح فی المنطق یکی از آثار منطقی ملاصدرا است، کتاب التنقیح «نوشتار کوتاهی در دانش منطق است که به شیوه منطقنگاری دوبخشی و بهعنوان متن آموزشی تدوین شده است.»
ملاصدرا در مقدمهٔ کتاب مینویسد: «در این کتاب به تو منطقی ارمغان میدهم فصولش از فصول پالوده و تو را به اصولی هدایت میکنم دست به نقصان نیالوده، منطقی که به یاری آن اگر هوش پیشه گیری و سخن نیک پذیری طریق بسط و تحقیق و بحث و تفصیل را بر تو آسان کند
🔺دیمیتری گوتاس:
"دیدگاه ابنسینا نسبت به ارسطو در هسته اصلیاش هرگز دگرگون نشد، بلکه تنها در نحوه ابراز آن تغییر یافت؛ از ستایشی بیچونوچرا به احترامی سنجیده و همراه با نقد. در آثار اولیهاش، او ارسطو را با عنوانهای مرسوم مانند «فیلسوف»، «فیلسوف ارسطو» و دستکم یکبار «ارسطو، فیلسوف یونانی» مینامد. اما در نوشتههای بعدی، ارسطو به «معلم اول» تبدیل میشود و آثارش «تعلیم اول» خوانده میشوند. این جابهجایی از «فیلسوف» به «معلم» با سیر تحول فکری ابنسینا سازگار است؛ او دانش را نه منحصر به فلسفه بهعنوان یک رشته خاص یا ویژه یک قوم خاص، بلکه جهانی و بازتابدهنده واقعیت هستی میدید. به باور ابنسینا، ارسطو صرفاً اولین کسی بود که این دانش را به شکلی روشن و بر اساس ساختار درونی و اصول اولیهاش آموزش داد، همانطور که در مقدمه الحكمة المشرقيين بیان کرده است. پس «معلم» در اینجا یعنی کسی که دانش را، به همان معنایی که ابنسینا درک میکرد، منتقل میکند، و ارسطو، بر پایه برداشتی از تاریخ فلسفه که از ارسطوگرایی اسکندرانی اواخر دوران باستان به او رسیده بود، اولین کسی بود که این نقش را بر عهده گرفت. این نگاه ابنسینا به ارسطو، همراه با این اعتقاد که انسانها میتوانند با تکیه بر اصول اولیه کشفشده توسط پیشینیان و گسترش اصول فرعی، دانش را پیش ببرند، به او این امکان را داد که هم با احترام اما نقادانه به ارسطو بنگرد و هم برای کشفیات خودش ادعای مرحلهای نو در زنجیره کسب دانش کند. به همین دلیل، او در [کتاب]فلسفهای [که] برای علاءالدوله [تأليف کرد] از ارسطو بهعنوان «رهبر حکیمان و راهنما و معلم فیلسوفان» یاد میکند، اما در الإنصاف، که تقریباً در همان زمان نوشته شده، در برخی جزئیات خاص از او انتقاد میکند."
🔺گاهشماری آثار ابن سینا بر اساس کتاب Avicenna And Aristotelian Tradition:
1.دوره آغازین(۳۸۹ه.ق):
-رسالهای مختصر در نفس
-الحكمة العروضية(که برای همسایهاش ابوالحسن عروضی تالیف کرده و امروزه در دسترس نیست)
-کتاب الحاصل و المحصول(در فلسفه نظری) و کتاب البر و الإثم(در فلسفه عملی) (که برای همسایهاش ابیبکر برقی تألیف کرده و امروزه در دسترس نیست)
-رساله در سوال و جواب با ابوریحان بیرونی
2.دوره گذار(۴۰۳-۴۰۴ه.ق):
-المبدأ و المعاد
-المعاد الأصغر
3.دوره میانی(۴۱۴-۴۱۸ه.ق):
-الهداية في المنطق[منطق شفاء]
-شروع باقی اجزاء شفاء به درخواست جوزجانی
-النجاة
-دانشنامه علائی
4.دوره حکمت مشرقی(۴۱۸-۴۲۰ه.ق):
-الحكمة المشرقية(قسمت الهیات امروزه در دسترس نیست)
-مقدمه و دیباچهای بر شفاء
-الإنصاف(در داوری میان فلاسفه مشرقی و مغربی که امروزه مواضعی از این کتاب مثل شرح کتاب لامبدا متافیزیک ارسطو امروزه در دسترسه)
-جواب به سوالات شاگردی از ری
-خودنگاشت
5.دوره پایانی(۴۲۰-۴۲۸ه.ق):
-المباحثات
-التعلیقات
-اشارات و تنبیهات
-رساله به شاگردی که نامی از او نمیآورد(بهمنیار)
-رساله به کیا(نامه به ابوجعفر محمد حسین بن مرزبان کیا،شاگرد ابن سینا)
-رساله در نفس ناطقه
677.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر اخیر از فعالیت خورشید ما!
توسط رصدخانه دینامیک خورشیدی گرفته شده است!
پرتاب جرم تاجی فرآیندهایی در خورشید هستند که در آن مقادیر زیادی پلاسما به فضای مجاور پرتاب می شود. علت چنین انتشاری ادغام میدان های مغناطیسی در تاج خورشیدی است.
🌔
🔸 همانگویی در ساینس
🔸 مثال: کلاسی را با تعدادی دانشجو در نظر بگیرید. چنانچه ادعا کنیم که: در این کلاس فقط افرادی باقی خواهند ماند که دارای ویژگی XXX باشند، این توقع بجاست که از ما پرسیده شود: ویژگی XXX چیست و کدام است؟
🔸 اگر ما در جواب این پرسش، چنین بگوییم که ویژگی XXX ویژگی همین افرادی است که در کلاس مانده اند؛ در این صورت با طرح یک جمله ی "همانگویی" ظاهرا پاسخ داده ایم اما واقعا پاسخ نداده ایم.
🔸 از روی این قاعده همانگویانه، هرگز نمی توانید پیش بینی کنید که چه کسانی در کلاس باقی خواهند ماند.
🔸 اگر فقط محمود و حامد و حمید باقی میماندند، قاعده ی همانگویانه میگفت: این سه نفر واجد ویژگی XXX هستند و من جمله کاذبی به تو نگفته ام زیرا فقط کسانی مانده اند که واجد این ویژگی هستند.
🔸 آیا قبل از این که حامد و محمود و حمید را ببینیم، میتوانستیم حدس بزنیم که این سه نفر باقی خواهند ماند؟ نه!
🔸 اگر به جای حامد و محمود و حمید؛ سه نفر دیگر مثلا شهرام و بهرام و کریم باقی می ماندند، باز هم این جمله ی همانگویانه صادق بود؟ بلی! زیرا ویژگی XXX دیگر مالِ حمید و دوستانش نبود بلکه مالِ بهرام و رفقایش خواهد شد.
🔸بنابراین هرگز ما به کمک این قاعده همانگویی نخواهیم توانست افرادِ موجود در کلاس را پیشبینی کنیم و یا مثلا بر اساس این قاعده ی همانگویی یک برنامه کامپیوتری آلگوریتمیک قابل آزمودن بنویسیم.
🔸 جملات همانگویانه ی همواره صادق، در ساختارهای ساده و عرفی به راحتی تشخیص داده میشود اما آیا در ساینس هم چنین جملاتی وجود دارد؟
🔴 نظرات این سه دانشمند را انشالله فردا بارگذاری خواهم کرد.
🔴 یکی از قوی ترین تکیه گاههای واقعگرایان علمی، استنتاج بر اساس بهترین تبیین است. آیا تبیینهای مبتنی بر همانگویی، بهترین تبیین است؟ و آیا اصلا میتوان چنین پاسخهایی را "تبیین" به شمار آورد؟