البته کار خوشنویسی ایجاب میکرد که من سرمشقهای استادم را همراه داشته باشم و مثلاً اگر یک قباله، تابلو و یا کتاب خوشنویسی پیدا کردم، آنها را حفظ کنم. من تابلوهای خط بسیاری از خطاطان نامدار را گرفتهام. البته تا خودنویس و خودکار که اقلام لاتینند به هدست آمد، آن آیین راستین خط از دست برفت.
6- شعر
از همان ابتدای کودکی و دوران دبستان، عشق عجیبی به دیوان شعر و نظم و شعر داشتم، اشعاری هم سر هم میکردم. روی این ذوق، همان وقت تمام دوبیتیهای باباطاهر، رباعیات خیام، موش و گربه عبید زاکانی و بیشتر اشعار حافظ و سعدی و مولوی و دیگران را حفظ کردم. ای کاش همان وقت کسی به من میگفت:آقا! به جای اینکه اینها را حفظ کنی، قرآن را حفظ کن. الان این حسرت برای من بهجا مانده است که ای کاش این عشق و علاقهای که به دواوین شعرا داشتم، در حفظ قرآن به کار میبردم و اکنون حافظ کل قرآن بودم.
در روز اول فروردین سال 23 به حضور آیتالله الهی قمشهای شرفیاب شدم و گفتم اگر رخصت بفرمایید غزلی را که دوش ساختهام، در حضور شما قرائت کنم، اجازت فرمودند و گفتم:
شب عید آمد آن عیدی که باشد عید سلطانی/ گروهی در سرورند و گروهی در پریشانی
گروهی فارغ از هر دو، نه این دارند و نی آن را/ به دل دارند با سلطانشان صد عید سلطانی
پریشان نیستم از بی گلستانی که در پیش است/ گلستانی ز سعدی و پریشانی ز قاآنی
چه غم ما را که اندر حجره نبود نان و حلوایی/ بود تا نان و حلوای جناب شیخ ربانی
چه غم ما را که دوریم از دیار و دوستان خویش/ «الهی» اوستادی باشد و آقای «شعرانی»
خوشحال شد، خنده فرمود و گفت: «آقای شعرانی را خوب در قافیه آوردی!»
آنقدر که علامه شعرانی به ایشان هشدار داد که مبادا در فراگیری علوم، زیاده روی کنی! به همین دلیل است که برخی از نزدیکان علامه ،جملهای را به تواتر از ایشان نقل میکنند: «باورم این است که در مطلق علوم مجتهدم.»
7- طب
طب را نیز در نزد علامه شعرانی و با کتاب «قانونچه چغمینی» آغاز کردم، سپس قسمت اعظم «شرح نفسی بن عوض» مشهور به «شرح اسباب نفیسی» و یک دوره کامل از «تشریحات کلیات قانون »را فراگرفتم. سه نفر از اساتید به ما طب میگفتند؛ جناب میرزا مهدی الهی قمشهای، میرزا احمد آشتیانی و مرحوم شعرانی. ایشان - علامه شعرانی - روزی در درس طب فرمودند: «آخوند و روحانی باید در تشریح وارد باشد و اصطلاحات طب را بداند.» بعد انگشت شهادت خود را زیر چانه گذاشت و گفت: «آقا! آخوند باید با تشریح آشنا باشد که وقتی حرف کلیه پیش آمد بداند در اینجا آویزان نیست.» البته برخی کتب طبی که ما نزد ایشان آموختیم به زبان فرانسه بود.
8- زبان فرانسه
کلاسهای تشریح ما به زبان فرانسه برگزار میشد و همین باعث شد که من زبان فرانسه را که خیلی به آن ذوق و اشتیاق داشتم بیاموزم. یک روز شخصی پیش من آمد تا زبان عربی بخواند، خودش به زبان فرانسه مسلط بود، به او گفتم یک روز شما برای من زبان فرانسه بگویید و یک روز هم من به شما عربی میگویم. در نتیجه، نه شما از من حقوق بگیرید و نه من از شما. به این صورت بود که موفق شدم زبان فرانسه را یاد بگیرم. طلبه باید حواسش جمع باشد که وقتش را تلف نکند، اگر بخواهد میتواند یکی - دو زبان زنده دنیا را به راحتی بیاموزد.
9- عرفان
نخستین کتاب درسی عرفان، تمهید القواعد صائن الدین علی بن محمد ترکه است که شرحی بر قواعد التوحید ابی حامد ترکه است. این کمترین به همراه تنی دیگر، آن را نزد استاد علامه طباطبایی در شبهای پنجشنبه و جمعه میخواندیم که در شب جمعه دوازدهم شعبان سال 1386 قمری به اتمام رسید. جناب علامه طباطبایی و برادر بزرگوارش در علم و عمل همتراز بودند، جز اینکه علامه طباطبایی به قم آمده و بذرافشانیها فرمود و خودش را نشان داد، ولی جناب آقا سید محمد حسن الهی به انزوا و انعزال در تبریز به سر برد.
10- علوم غریبه
علوم غریبه یا «ارثماطیقی» از قبیل علم اوفاق، اعداد، حروف، رمل جفر و مانند اینها را با خواندن کتب درسی متداول و متعارف در آن علوم آموختم. مانند «مفاتیح المغالیق» مرحوم دهدار و یا «الدر المکنون و السر المکتوم فی علم الحروف» جناب ابن عذبی. آقازاده حضرت آیت الله سیدعلی آقای قاضی، حضرت زاهد ناسک حجت الاسلام والمسلیمن سید مهدی قاضی طباطبایی و چند تن دیگر در این علوم بر این کمترین حق تعلیم و تدریس دارند، من در هیچیک از این رشتهها عدیل آن جناب را نیافتم و به حق مجتهد مستنبط در این علوم بود. بنده به مدت چهار سال یا بیشتر، جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدرش مشرف بودم، درسمان هم دو به دو بود، ایشان میفرمود: شما باشید، کافی است
🔰فارابی و نقش خداوند در جهان هستی
🔸#فارابی در هستیشناسی پیرو نظام فلسفی ارسطویی است. فارابی به صراحت خدا را در رأس هرم هستی قرار میدهد و آن را واجبالوجود میخواند. او در کتاب عیون المسائل در تعریف واجب الوجود میگوید، واجبالوجود بالذات آن است که ذات او مقتضی وجود است و فرض عدم برای او محال است و وجود او بالغیر نیست؛ و او سبب اول است برای اشیاء و این واجبالوجود همان است که آن را الله میگوییم.
🔹در دستگاه فلسفی فارابی همه چیز از وجود نخستین صادر میشود و عالم وجود با تمام مراتبش حاصل فیض الهی است. او طریقه فیض الهی را به روش عقلی توضیح میدهد. به نظر فارابی، ذات خداوند خود را تعقّل کرد و جهان از علم او به ذات خود، صادر شد. پس علم او علّت وجود عالم است. خداوند خالق عقل اول است و عقل اول از ذات باری صادر شده و عقل اول، ممکن الوجود بذاته است… بدینگونه همه کائنات از جهت ماهیت خود ممکنالوجوداند و برای این که فعلیت یابند محتاج فاعلاند و آن فاعل خداست. فارابی در زمینه ترتیب صدور آفرینش عالم متأثر از آراء #ارسطو است با این تفاوت که او سبب اول را الله مینامد.
🔸او در نامگذاری اسباب بعدی به پیروی از الفاظ شریعت، سخن از روحانیون و ملائکه به میان میآورد و عقل فعال را روحالامین و روحالقدس مینامد. بر این اساس، فارابی ارتباط خداوند با عالم را در یک نظام طولی اسباب و مسببات ترسیم میکند که خداوند در رأس هرم هستی بهعنوان خالق قرار دارد.
📚 نقش و حضور خدا در جهان
🖋
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۹۸ سالشه، ۹۸ ساااال
از کار افتادگی یا سلامتی و شادابی در سن بالا فقط نتیجهی رفتار خودتون با بدنتونه
#قسمت_هفتم
در اکتشافی که در بیابانی در غرب مصر در سال 2009 انجام شد، بقایای اجساد سربازان تنومند و حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهای نقرهای و گوشوارهها کشف شده است. مطابقت این یافتهها با اسناد تاریخی پیشنهاد میکند که اجساد مربوط به بقایای سربازان ایرانی کمبوجیه دوم، پادشاه هخامنشی ایران است که در سال ۵۲۵ پیش از میلاد و بر اثر یک طوفان شن بزرگ، زنده در زیر لایههای شن صحرا مدفون شده بودند.
🗞
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی در ماه شریف حسینی هستیم جهت صدقات و نذورات
نیازمندان آبرومند را فراموش نکنیم
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...هر مبلغی هر مقداری خدا خیرتان بدهد
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi