💠 ما و علوم قدیم
▫️جهانشناسی بطلمیوسی و کوپرنیکی
👨🏻🏫 دکتر #امیرمحمد_گمینی
▪️ جهانیان هستی را به شکلی تصور میکردند که با درک امروزین ما تفاوتهای بنیادین دارد. قرنها زمین مرکز جهان بود و ربع مسکون از چین و ماچین تا جزایر قناری بود و خبری از امریکا و استرالیا نبود. شاید آن تصورات برای ما بیش از مضحکهای نباشند؛ اما باید به این فکر کنیم که بشر گذشته چگونه به این درک رسیده بود. آیا درک مدرن ما هم نمیتواند روزی مضحک باشد؟ دکتر گمینی در این دوره با تأکید بر هیئت بطلمیوسی، نظام علم قدیم را برای ما تشریح میکند و از زیر و بم مواجهۀ انسان معاصر با آن میگوید.
▫️ دکتر گمینی پژوهشگر شناختهشدۀ تاریخ علم و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، سالهاست دربارۀ مواجهۀ ایرانیان با علوم جدید میخواند و مینویسد. از آثار اوست: ما چگونه ما نشدیم؟، گزافنمایی در تاریخ علم ایران و اسلام، تصحیح اختیارات مظفری از قطبالدین شیرازی (قرن هفتم) و ترجمۀ مواجهه با داروین.
▪️ چهار جلسه
#مغالطه | آشنایی با مغالطهها
🟠 مغالطه حمله به شخص - «تو هم همینی» (Ad Hominem – Tu Quoque)
💡تعریف
در این مغالطه، بهجای نقد منطقی محتوای یک ادعا یا استدلال، به تناقض بین حرف و عمل گوینده اشاره میشود. فرد گمان میکند چون طرف مقابل به حرفش عمل نمیکند، پس ادعایش نیز نادرست است. اما این نوع استدلال مغالطهآمیز است، زیرا تناقض میان حرف و عمل، لزوماً به معنای نادرستی یک ادعا نیست.
🔻مثال اول
امیر: «فستفود زیاد نخور، برای سلامتی مضره!»
مریم: «پس تو چرا خودت دیروز ناهار پیتزا خوردی!»
در اینجا مریم بهجای بررسی صحت حرف امیر بر اساس شواهد علمی، به رفتار او انتقاد میکند. پیتزا خوردن امیر، شاید ناشی از ضعف اراده یا دلایل شخصی باشد، اما این مسئله ربطی به درستی یا نادرستی ادعای او درباره ضرر فستفود ندارد.
🔻مثال دوم
سارا: «برای مشکلات زناشویی بهتره پیش مشاور بری. دکتر قاسمی میتونه کمکت کنه!»
مینا: «اگه اون مشاور خوبی بود، زن خودش رو طلاق نمیداد!»
مینا بهجای ارزیایی توانایی دکتر قاسمی (مثلاً با بررسی تخصص، سابقه تجربه مشاوره)، به زندگی شخصی او انتقاد میکند. اینکه دکتر قاسمی طلاق گرفته، لزوماً بهمعنای ناتوانیاش در کمک به دیگران نیست. شاید دلایل طلاقش شخصی یا موجه بوده و ارتباطی به مهارت شغلیاش نداشته باشد.
مصطفی بسمل
📚Walton, D. (1998).Ad hominem arguments. University of Alabama Press.
➖➖➖
JPTR_Volume 20_Issue 2_Pages 57-70.pdf
حجم:
2M
بررسی تمایز ماهوی «برهان شرطبندی پاسکال» و «حدیث محاجّۀ امام علیهالسلام و ابن أبیالعوجاء» و نتایج فلسفی و کلامی آن
جعفر مروارید
وحید مهدوی مهر
#مقاله #فلسفه #برهان #شرط_بندی_پاسکال
هوالنور
خروج ماه شریف محرم الحرام ۱۴۴۷هجری از حالت شرف قمر و ورود آن به برج و صورت فلکی جوزا (دوپیکر).... گذر ماه از کنار مشتری دو شب دیگر
قرص خورشید در ابتدای ورود به سرطان و اول مرداد ماه انشالله
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم..... حافظ
کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم
@ALTAFHIM
کاستور و پولوکس (به انگلیسی: Castor and Pollux، به یونانی: Κάστωρ καὶ Πολυδεύκης) در اساطیر یونان و روم، پسران دوقلوی زئوس و لدا و برادران هلن تروا بودند. آنها در یونان با نامهای دیئوسکوری یا دیئوسکوروء (به انگلیسی: Dioscuri یا Dioskouroi) شناخته میشدند
به دلیل اینکه زئوس به مانند قویی نزد لدا آمد، بعضی مواقع تصور میشود آنها از تخم به دنیا آمدهاند. پولوکس یک بکسور نیرومند بود، و کستور یک سوارکار حرفهای. آنها در کنار هم با عنوان «دوقلوهای بهشتی» شناخته میشدند، که اغلب با صورت فلکی دوپیکر مرتبط داده میشوند.
در افسانهها این دوقلوها از یک مادر هستند، اما پدر آنها متفاوت بود و این به معنی آن است که پولوکس (فرزند زئوس) نامیرا بود اما کاستور (فرزند پادشاه اسپارت تیندارئوس) میرا. وقتی کاستور مرد، پولوکس از زئوس طلب کرد تا جاویدان بودن خود را با کاستور قسمت کند و آنها با یکدیگر باشند، در نتیجه آنها قسمتی از صورت فلکی جمینای شدند و به درخشانترین دو ستاره در آن گروه یعنی کاستور: سرپیشین و پولوکس: سرپسین تبدیل شدند. آنها به صورت متناوب در المپوس به عنوان ایزد و در هادس به عنوان انسانهای فانی به سر بردند.
بعد از اینکه تسئوس خواهر آنها، هلن تروا را ربود و به آفیدنس (شهری در شمال آتن) برد، کاستور و پولوکس او را آزاد کردند و همچنین آنها مادر تسئوس، آیترا را دزدیدند و به اسپارتا آوردند، آیترا را مجبور کردند تا بردهٔ هلن شود اما سرانجام توسط نوههای خود بعد از سقوط تروا به خانهٔ خود بازگشت.
بعدها، دوقلوها جیسون را بر روی کشتیاش آرگو همراهی کردند. در طی این سفر دریایی، پولوکس خود را با کشتن پادشاه جنگجوی آمیکوس، که او را به مبارزه بکس طلبید مشهور ساخت.
هردوی آنها شکارچیان و سوارکاران لایقی بودند که در شکار گراز کالیدونیان سهیم بودند.
کاستور و پولوکس همچنین دختران لئوسیپوس "Leucippus"، فوبه و هیلائرا را ربودند و با آنها ازدواج کردند و بعدها کاستور توسط برادرزادههای لئوسیپوس، ایداس و لینسئوس در نبردی کشته شد.
در ابتدای سدهٔ ۵ پیش از میلاد، دوقلوها رسماً به رومیان معرفی شدند. در اسطورهها آمده که آنها به رومیان یاری رساندند تا در نبرد دریاچه رگیلوس بر لاتینان پیروز شوند. برای همین، آئولوس پستومیوس، دیکتاتور و سردار رومیان در آن جنگ، معبدی نذرشان کرد. این معبد پس از مرگ دیکتاتور و بهتوسط پسرش (که بدین منظور بهعنوان دوئومویر نصب شده بود) در فروم یا همان میدان مرکزی روم بنا و افتتاح شد.