eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
4هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
56 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم) کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰فراخوان دهمین جشنواره کشوری رویای کهکشانی من با رویکرد رقابت نقاشی منتشر شد. 🌠 اطلاعات تکمیلی در وبسایت آیاز 🔶️طراح پوستر: کیوان لشکری https://ayazastro.com/10th-royaye-man-mordad-04/
🔰فراخوان دهمین جشنواره کشوری رویای کهکشانی من انجمن نجوم آیاز تبریز با همکاری سازمان فضایی ایران، دهمین جشنواره کشوری «رویای کهکشانی من» را برگزار می‌کند. این جشنواره، فرصتی است برای علاقمندان به نقاشی تا استعداد خود را در حوزه «نجوم و فضا» بیازمایند. 🌠بخش‌های مختلف دوره دهم ۱. رقابت نقاشی مهلت پذیرش آثار: ۳۰ مهر ۱۴۰۴ ۲. کارگاه‌های آموزش نقاشی، نجوم و دانش فضایی 🔴 عناوین بخش رقابت هر شرکت کننده می‌تواند فقط یک اثر در یکی از موضوعات زیر ارسال کند. ۱. آب، کلید حیات در مریخ توضیح: آب مایه حیات است. با نقاشی‌ات نشان بده که چگونه می‌توان به سیاره سرد و خشک مریخ، آب منتقل کرد؟ آنجا را آباد کرد؟ در آن سیاره کشاورزی و دامپروری کرد؟ یا…؟ ۲. زمین را نجات بده! توضیح: منابع سیاره زمین – آب، هوا، خاک – محدود است. هوا و آبهای زمین توسط انسان‌ها آلوده شده‌اند. با نقاشی‌ات نشان بده که چگونه می‌توان این سیاره را برای نسل‌های آینده حفظ کرد. 🔴 داوران دکتر ابوالفضل عبدالهی‌فرد و دکتر باقر بهرام شتربانی اعضا هیئت علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز 🔷️ رده سنی شرکت‌کنندگان  🔸️۸ تا ۱۱ سال 🔸️۱۲ تا ۱۵ سال 🎁جوایز برای هر رده سنی سه برنده کشوری و منتخبانی از تبریز اعلام می‌شود‌ هدایای نقدی: رتبه‌های‌ اول ( ۲ میلیون تومان)، رتبه‌های‌ دوم (۱.۵ میلیون‌ تومان)، رتبه‌های‌ سوم (۱ میلیون تومان)، منتخبان تبریز (۵۰۰ هزار تومان) هدایای غیرنقدی: لوح سپاس از طرف انجمن نجوم ایران نیز لوح تقدیر و عضویت یکساله در این انجمن به برندگان اهدا می‌شود‌. در صورت صلاحدید داوران، آثار شایسته تقدیر نیز معرفی خواهند شد. 🔮برای اطلاع از قوانین و شیوه شرکت در رقابت، به وبسایت مراجعه کنید.👇 https://ayazastro.com/10th-royaye-man-mordad-04/ عدم رعایت قوانین منجر به حذف اثر از رقابت است.
شباهنگ یا شِعرای یَمانی که در پارسی با نام تیر نیز شناخته می‌شود (به انگلیسی: Sirius) نام یک سامانهٔ ستاره‌ای و درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب است. شباهنگ کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود و در نیمکرهٔ شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته می‌شود. شباهنگ با ۸٫۶ سال نوری یکی از نزدیکترین ستاره‌ها به زمین است. جرم شباهنگ ۲٫۴ برابر جرم خورشید، و قدر ظاهری آن منفی ۱٫۴۷ است، یعنی تقریباً دو برابر پر نورتر از دومین ستارهٔ پر نور آسمان، سهیل است. چیزی که با چشم بدون ابزار فقط یک ستاره دیده می‌شود، یک منظومهٔ دوتایی ستاره‌ای است که شامل یک ستارهٔ سفید رشتهٔ اصلی به نام Sirius A و یک کوتولهٔ سفید به نام Sirius B می‌شود. فاصلهٔ Sirius A از همدمش بین ۸٫۲ تا ۳۱٫۵ واحد نجومی متغیر است @ALTAFHIM
شباهنگ هم به دلیل درخشندگی ذاتی آن و هم به‌خاطر نزدیکی به زمین، پرنور دیده می‌شود. این ستاره به آرامی به منظومهٔ خورشیدی نزدیک می‌شود، بنابراین در ۶۰ هزار سال آینده، کمی درخشان‌تر دیده خواهد شد. بعد از آن فاصله‌اش از منظومهٔ ما بیش‌تر خواهد شد و بنابراین کم‌نورتر می‌شود. با این حال در ۲۱۰ هزار سال آینده، همچنان پرنورترین ستارهٔ آسمان شب زمین خواهد بود. جرم شباهنگ حدود دو برابر خورشید است و قدر مطلق آن ۱٫۴۲ است. این مقدار، ۲۵ برابر درخشندگی خورشید است اما نسبت به دیگر ستاره‌های پرنور آسمان، مثل سهیل یا پای شکارچی درخشندگی بسیار کمتری است. سن این سامانه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون سال است.این سامانه در اصل از دو ستارهٔ پرنور آبی‌فام تشکیل شده بود. ستارهٔ سنگین‌تر، Sirius B، منابع خود را مصرف کرد و به یک غول سرخ تبدیل شد. بعد لایه‌های بیرونی خود را بیرون افکند و با رُمبش به درون خود در حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش، به حالت کنونی یعنی کوتولهٔ سفید تغییر کرد. این ستاره در پیکر آسمانی (صورت فلکی) سگ بزرگ قرار دارد به همین دلیل در زبان انگلیسی به آن Dog Star هم می‌گویند. نام آن در سامانهٔ نام‌گذاری بایر «آلفا سگ بزرگ» (به انگلیسی: Alpha Canis Majoris) است. کنار روزی شباهنگ نشانه‌ای از شروع طغیان رود نیل در مصر باستان و همچنین روزهای سگی در یونان باستان بود. همچنین در منطقهٔ خور و بیابانک (جندق و بیابانک) همزمان با کنار روزی شباهنگ، جشن شلغم برگزار می‌شود.حال آنکه در نیمکرهٔ جنوبی و برای پولینزیایی‌ها همین ستاره، نشانهٔ زمستان بود و مرجع مهمی برای جهت‌یابی در اقیانوس آرام به حساب می‌آمد. @ALTAFHIM
در اسطوره‌های ایرانی و زرتشتی، ستارهٔ شباهنگ، ستارهٔ روزآهنگ، تیشتر یا تیر (با سیارهٔ تیر یا عطارد اشتباه نشود) نامیده می‌شود، و نماد تیشتر، ایزد و ستاره باران و باروری خاک شناخته می‌شود. تیشتر ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار می‌شود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزین دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمی‌آید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سم‌های بلند و بر اپوش، دیو خشکی می‌تازد. ستارهٔ نماد اپوش‌دیو، قلب عقرب است که درخشان‌ترین ستارهٔ صورت‌فلکی کژدم است. همچنین در فرهنگ عرب پیش از اسلام این ستاره مورد ستایش بوده است، در قرآن، آیهٔ ۴۹ سوره نجم این باور را تخطئه کرده است: «و اوست (خداوند یکتا) پروردگار ستارهٔ شِعری (شباهنگ)» یعنی باید آفرینندهٔ ستاره را پرستید نه ستاره را. شباهنگ، تیشتر پهلوی یا روزآهنگ، ایزدی است که یشت هشتم اوستا از آنِ او است؛ بنابراین یشت، تیشتر ستاره‌ای است سپید، درخشنده و دورپیدا. او سرشت آب دارد، توانا است و نژادش از آپم نپات است. او سَرور همهٔ ستاره‌ها است. در شایستهٔ ستایش و نیایش بودن، همسنگ هرمزد آفریده شده است. اگر چنین نمی‌بود، پری خشکسالی همه‌جا را از میان می‌برد. اگر او را بستایند، دشمن و گردونه‌ها و درفش‌های ایشان به سرزمین‌های آریایی وارد نخواهد شد و بیماری‌ها وارد نخواهند شد. طلوع او همزمان با تازش دوبارهٔ چشمه‌های آب است. برای برآمدن و طلوع او باید گوسپندی یکرنگ را قربانی و بریان کرد؛ آنگاه او طلوع خواهد کرد. در ده شب نخستین به پیکر مردی جوان و پانزده ساله در آسمان خواهد درخشید. در ده شب دوم به پیکر گاوی زرین‌شاخ خواهد درخشید. در ده شب سوم به پیکر اسبی سپید با گوش‌های زرین و لگام زرین خواهد درخشید و آنگاه به دریای فراخکرد خواهد رفت، با اپوش‌دیو خواهد جنگید و نخست از او شکست خواهد خورد و سپس به یاری هرمز بر او پیروز خواهد شد. آنگاه دریا را به موج، جنبش، خروش و طغیان در خواهد آورد و ابر از دریا برخواهد خاست و باد آن ابر را به بوم‌ها خواهد راند و باران خواهد بارید. در منطقه خور و بیابانک (جندق و بیابانک) همزمان با کنار روزی (طلوع سالانه) شباهنگ، جشن شلغم برگزار می‌شد. در میانه ایران کشاورزان قدیمی با این ستاره به خوبی آشنا هستند و چون طلوع آن همزمان است با عبور از نیمه تابستان و کاهش دما و خنک شدن نسبی هوا و اصطلاح ستاره خنک را بر آن نهاده‌اند. در آمریکای جنوبی و تمدن مایاها و اینکاها، اعتقاد شدیدی به ستاره‌شناسی وجود داشته است به طوری که خورشید، ماه و ستاره شعرا، اصلی‌ترین منابع انرژی بودند که مورد تقدیس قرار می‌گرفتند. @ALTAFHIM
شباهنگ به عنوان پرنورترین ستارهٔ آسمان شب در نخستین سوابق رصدی، ثبت شده است. شباهنگ از قطب جنوب تا نهایتاً مدار ۷۳ درجه شمالی قابل مشاهده بوده و در ۱۱ دیماه (۱ ژانویه) نسبت به همه این عرضهای جغرافیایی به مقابله (اوج نیمه شبی) می‌رسد. این ستاره برای مصری‌های باستان اهمیت ویژه داشته و آن را به عنوان ایزدبانو سوپدت باعث حاصلخیزی زمین‌های‌شان می‌شد. طلوع سالانه آن در نیمه تابستان، مبدأ سال مصری و همزمان با طغیان رود نیل بوده است. از افق شمال مصر و میانه ایران در بیشتر شبها آشکار بوده، غروب سالانه آن نیمه خرداد (پیش از غروب خورشید) بوده و پس از حدود دو ماه ناپیدایی، طلوع سالانه آن نیمه مرداد (پیش از طلوع خورشید) می‌باشد @ALTAFHIM
این ستاره در پارسی با نام‌های کاروان‌کش، وَراهَنگ، روزآهنگ، شب‌کش، شباهنگ، خُنُک، تیر و تیشتَر نیز نامیده می‌شود. زبان‌های اروپایی نیز ستاره سیروس (به انگلیسی: Sirius) خوانده می‌شود، ستارهٔ آلفای صورت فلکی سگ بزرگ، کلب اکبر است @ALTAFHIM
       *ستاره خُنَک* خیلی‌ها اصطلاح «زدن ستاره‌ی خنک» را شنیده‌اند. معمولاً درست در گرماگرم تابستان این اصطلاح بین مردم رد و بدل می‌شود که می‌گویند ستاره‌ی خنک زده است. زدن ستاره‌ی خنک به معنای پایان دوره‌ی طولانی گرما و آغاز خنک‌شدن تدریجی هواست. ستاره‌ی خنک یکی از پُرنورترین ستارگان آسمان، به نام شعرای یمانی است. در شب‌های سرد زمستان این ستاره‌ی زیبا و درخشان میزبان آسمان نیم‌کره‌ی شمالی است و اگر از ابتدای پائیز تا آخر زمستان هر شب سری به سوی آسمان بلند کنید این گوهر شب‌تاب پیداست. بر اثر چرخش زمین به دور خورشید بر روی مدار خودش محل ستارگان آسمان هر شب نسبت به شب قبل در آسمان تغییر می‌کند. این تغییر مکانی در هر شب بسیار ناچیز و نامحسوس است، اما در طول ماه و سال باعث می‌شود که مثلاً آسمان شب‌های تابستان و زمستان با هم فرق داشته باشد. یعنی اینکه شما در تابستان مثلاً ساعت ده شب ستارگانی را در آسمان خواهید یافت که در زمستان قادر به دیدن آنها نخواهید بود و برعکس. اگر درست در بامداد ۱۵ مرداد یعنی همان چهل و پنج تابستان، حدود ۲۰ دقیقه قبل از طلوع آفتاب به افق شرقی که محل طلوع خورشید است با دقت خیره شویم و افق روبه‌رو باز و مانعی مانند کوه، ابر، غبار یا ساختمان‌های بلند در سر راه دید نباشد، می‌توانیم در میان روشنایی قبل از طلوع خورشید درخشندگی ستاره‌ای را ببینیم که همان ستاره شعرای یمانی است. دیدن این ستاره در روزهای قبل از آن غیرممکن است، زیرا طلوع آن همزمان است با طلوع خورشید، اما از این روز به بعد با فاصله‌گرفتن از خورشید وارد آسمان شبانگاهی می‌شود و روزهای بعد به راحتی قابل رؤیت است. قدیمی‌های به‌خصوص کشاورزان قدیمی با این ستاره به‌خوبی آشنا هستند، چون طلوع آن همزمان است با عبور از نیمه تابستان، افتادن در سراشیبی کاهش دما و خنک‌شدن نسبی هوا به‌خصوص صبح‌ها؛ از این رو کشاورزان اصطلاح ستاره‌ی خنک را بر آن نهاده‌اند. ناگفته نماند دیدن این ستاره در بامداد روز ۱۵مرداد، ساده‌تر از رؤیت هلال شب اول ماه نیست.. @ALTAFHIM
🔻 در کتاب شریف این حکایت را نقل میکند: ( در بامدادان گروهی از موران در روی برگ گیاهی به مشاهده شبنم و قطره های ژاله پرداختند. یکی از موران پرسید: این چیست؟ دیگری پاسخ داد که اصل این قطرات از زمین است. برخی دیگر گفتند شبنم از دریا آمده است در این میان نزاع درگرفت و کشمکش آغاز شد. موری که متصرف بود و نکته سنجی میدانست گفت لحظه ای درنگ کنید تا معلوم شود که میل ژاله از کدام جانب باشد که هرکسی را زی جهت اصل خویش کششی باشد و به لحوق معدن و منبع خویش شوقی بود همه چیزها به سنخ خود منجذب باشد. نه بینی که کلوخی از مرکز زمین به جانب محیط اندازند؟ چون اصل او سفلی است و قاعده "کل شی یرجع الی اصله" ممهد است. در عاقبت کلوخ به زیر آید... هرچه به ظلمت محض کِشَد اصلش هم از آن است، و در طرف نور الوهیت این قضیه در حق گوهر شریف لایح تر است، بی‌توهم اتحاد.... حاشا هرچه روشنی جوید همه از روشنی است.....موران در این بودند که آفتاب گرم شد و شبنم از هیکل نباتی آهنگ بالا کرد. موران را معلوم گشت که از زمین نیست چون از هوا بود با هوا رفت.)
هر چیزی به جانب اصل خود میرود، اگر باطن و اصل کسی گرایش به ظلمت باشد ،در نهایت آنرا جوید وچنانچه از نور والوهیت باشد منجذب آن شود.