eitaa logo
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
384 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
13 فایل
وَڪَفیٰ‌بِرَبِّكَ‌هادیاًوَنَصیراً [برای‌هدایت‌ویاری‌تو،پروردگارت‌کافی‌ست💗. ] تولدمون : 1402/1/8 ^^ کپی؟!قبلش یه صلوات برای سلامتی بابامهدی بفرست :)✨ درخدمتم : @Axjrjgx
مشاهده در ایتا
دانلود
شمـٰا‌خود‌ڪار‌رو‌مے‌گیر؎‌دھ‌هزآر‌تومن، ولے‌لـٰاڪ‌غلط‌گیر‌رو‌دو‌برآبر‌مے‌گیر؎....! تو‌این‌دنیـٰا‌،‌حتے‌روۍِ‌ڪاغذ‌هـم‌اشتبـٰاھ‌ ڪنے‌برآت‌گرون‌تموم‌میشھ، چہ‌برسھ‌بہ‌زندگۍ...! _ شھید‌ھ‌زینب‌ڪمایی🌱 _
وضوميگيری، امادرهمين‌حال‌اسراف‌ميکنی، نمازمی‌خوانی امابابرادرت‌قطع‌رابطه‌می‌کنی، روزه‌ميگيری‌ اماغيبت‌هم‌ميکنی، صدقه‌ميدهی امامنت‌ميگذاری، برپيامبروآلش‌صلوات‌میفرستی امابدخلقی‌ميکنی، دست‌نگه‌دارباباجان!🖐🏻 ثواب‌هايت‌رادرکيسه‌یِ‌سوراخ‌نريز..! _ آیت‌الله مجتهدی تهرانی _🌱
بیو‌گرافیش‌گذاشتہ: وا؎‌اگر‌خامنہ‌ا؎‌حڪم‌جھادم‌دهد‌.. بعد‌هنوز‌یہ‌زیارت‌عاشورا‌رو‌بلد‌نیست‌درست‌بخونہ! :/ نکشیمون حاجی . . /
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
_
رفتم‌ پیشِ‌ ابراهیم، هنوز متوجھ‌ حضورِ من‌ نشده‌ بود! با تعجب‌ دیدم‌ هر چند لحظھ‌ سوزنۍ را بھ‌ پشتِ‌ پلک‌ چشمش‌ میزند!😧 گفتم؛ چیکار میکنۍ داش‌ ابرام؟ تا متوجھِ‌ من‌ شد، از جا پرید و گفت: هیچۍ، چیزۍ نیست!🚶🏻‍♂ گفتم‌ :باید بگۍ برای‌ چۍ سوزن زدۍ تو صورتت😕!! مکثۍ کرد و خیلۍ آهستھ‌ گفت: سزاۍ چشمۍ کھ‌ به‌ نامحرم بیفته‌ همینھ‌...! -ابراهیم‌ به‌ نامحرم‌ آلرژۍ داشت! حتۍ براۍِ صحبت‌ بابستگانِ‌ نامحرمشان هم‌ سرش‌ را بالا نمیگرفت...! چقدر مثل‌ شهداییم؟... _ شهید ابراهیم هادی _🌱
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ماجرای حامله شدن یک دختر ۱۵ ساله به وسیله یکی از مسئولین ارشد کشور😐😳
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 #پارت‌بیست‌وسوم #رمان_اقیانوس‌مشرق _ کسی که امام را رد کند و بر پای خویش تکیه کند
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 _کجا رفتی پدر . . ؟! پینه دوز در اندیشه ای گُنگ ، رو به راحله می‌آید و خم میشود و افسار شتر را به دست میگیرد : _ خودت را بر شتر محکم و استوار کن . گویا تندبادی در پیش داریم . . صدای زنگوله بلند میشود و شتر دوباره به راه می‌افتد . راحله با دو دست ، کوهان شتر را به آغوش میکشد . _ پدر ، یکبار پیش تر ها برای شاگردانت آنقدر از اهمیت امامت گفتی که من شک کردم آیا آنکه منکرِ امامتِ علی بن موسی الرضاست ، عقوبتش آتش است یا نه . . پینه دوز نیم نگاهی میکند به توده خاکستری که پیش می‌آید و میگوید : _ من از خود کلامی نمیگویم . رجوع میکنم به روایتی از رسول خدا گه روزی در برابرِ امیرالمومنین نشسته بودند و ایشان نگاهی پر تَبَسُم کردند و فرمودند [علی جان ، آنکس که امامتِ تورا انکار کند ، گویی نَبُوَت مرا انکار کرده است .] با این روایت ، سوالِ تو نیز پاسخی واضح و آشکار خواهد داشت ؛ _ پس پیداست که منکرِ امامت ، کافر شمرده میشود!_ _ امامت ، روحِ اسلام و حقیقتِ ایمان است . اسلام منهای امامت شرافتی ندارد . بدان که امامت ساخته اَذهانِ شیعه یا حتی رسول خدا نیست . امامت را خداوند پیش از آنکه آدم ابوالبشر را خلق کند ، ساخته و پرداخته است . پیش از آنکه آیینی به نامِ اسلام شکل بگیرد ، امامت بوده و خداوند از تمامِ پیامبران ، درباره آن اقرار گرفته است . می‌ایستد و به راحله نگاه میکند . راحله سر تکان میدهد و میگوید : _ پدر جان ، حال بیا فرض کنیم شخصی هزاران مرتبه اعتراف وند به نبوَت و رسالت پیامبر و راست هم بگوید ، کسی که در ایشان خضوع کند و ادب نگه دارد و بر ادای تکالیف شرعی همت گُمارَد و نماز های یومیه را بجا آورد و روزه هایش را کامل و بی نقص بگیرد و تقوا پیشه کند ، اما در دلش امامت را از خاندانِ رسول خدا نپذیرد و آنرا جزء دین نداند ؛ .. پینه دوز لبخند تلخی میزند و میگوید : _ ما در پیِ اثباتِ کفرِ کسی نیستیم و از کفر کسی خشنود نخواهیم شد . اما برای تمامِ مسلمان ها میزانی وجود دارد و آن ، کلام قرآن و کلام رسول خداست . طبقِ حکمِ ایشان ، منکرِ امامت ، منکرِ نبوَت شناخته میشود و منکر نبوَت از دین اسلام خروج کرده است و مسلمان نیست . آنچه گفتی نه جای تعصب دارد و نه جای اشکال . کلام و سخن من نیست که زمین بماند و با آن مخالفت شود . کلام معصوم است و کلامِ معصوم ، عینِ کلامِ حق است! . . . مخالفت با این حدیث نیز مخالفت با کلامِ خداست ؛ . . ناگهان لادِ تندی می‌وزد و پینه دوز را در جا نگه میدارد ، جوری که دیگر قدرتِ پیش رفتن ندارد! پینه دوز سر بلند میکند و میگوید : _ < خدا به ما رحم کند > راحله گردن کج میکند . با دستی ، شال ِ روی سرش را نگه میدارد : _ چه شده پدر؟! . . پینه دوز به دورتر ها نگاه میکند . توده ای سیاه از دل آسمان پیش پی‌آید : _ باید پناهی پیدا کنیم راحله! این باد خشمگین تر از آن است که من میبینم . . راحله میترسد و گردن میچرخاند : _ پناهی هست؟! پینه دوز سر میچرخاند : _ گویا تنوبادی سیاه در راه است . درست رو به ما . خدا به ما رحم کند . . ! راحله دست بر سینه می‌نهد . دوباره میگوید : 《_ پناهی هست پدر؟! 》 پینه دوز نگاهش را به اطراف می‌اندازد و دنبال پناهی میگردد . با عجله سرش را به این سو و آن سو میچرخاند : _ توکل به خدا کن . در دل سلام و صلوات بفرست و از امام کمک بخواه! : ) ادامه دارد . . .!_ .🤍ᗩᒪIᕼᗩᑎ_313🤍.
882.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدَر نامِ تو زیباست ، اباعبداللّٰه : )❤️‍🩹🪄
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
پرِ پرواز برایِ چه بخواهَد ، دلِ من ؟:) علیھان : ھدیھ خـ🤍ـدا
کافری آمد حَرم تنها تماشایت کنَد؛ وقت برگشتن زِ مَدح-طُ-فقط-هو-میکشید . . 🤍🌱