eitaa logo
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
384 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
13 فایل
وَڪَفیٰ‌بِرَبِّكَ‌هادیاًوَنَصیراً [برای‌هدایت‌ویاری‌تو،پروردگارت‌کافی‌ست💗. ] تولدمون : 1402/1/8 ^^ کپی؟!قبلش یه صلوات برای سلامتی بابامهدی بفرست :)✨ درخدمتم : @Axjrjgx
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پ‍ﻨﺎܣگـاه:))
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
You don't have to be a Muslim to stand for Palestine You just need to be Human ! ╭─✨🌸─↷ │ 𝐉𝐨𝐢𝐧➴ ╰─➛ @kolebare_Eshgh313
هدایت شده از پ‍ﻨﺎܣگـاه:))
زیباست شهادت اما جنایت را چه کنیم؟ گر برویم این دنیا را چه کنیم؟ تنها گذاریم مظلومان جهان را که چه شود؟ حامی آن ظالم ستمگر شویم که چه کنیم؟ ╭─✨🌸─↷ │ 𝐉𝐨𝐢𝐧➴ ╰─➛ @kolebare_Eshgh313
هدایت شده از آخوندهمراه110
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی کودک تربیت شود حتی در اوجِ بحران کاری‌می‌کند که دنیارا متحیر می‌کند درود بر قدرت ایمان تو پسرعزیزم‌که‌اینچنین😭 لطفا والدین عزیز به فکر تربیت فرزندان باشید تا قتل‌عام جنگ رسانه‌ای صهیونیسم نشوند چون اگه در جنگ رسانه‌ای فرزندان ما قتل‌عام شوند شهید و باعث افتخار ما نخواهند شد بلکه‌باعث‌ننگ‌ما‌میشوند برای حفظ فرزندانمان از جنگ ترکیبی حتما سوره مبارکه نور را تلاوت کنیم @Akhondehamrah110 کانال‌رسمی محمدتقی حسین‌زاده http://eitaa.com/joinchat/1266352130C040283159a ✅ یاعلی‌علیه‌السلام‌
هدایت شده از آخوندهمراه110
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر اعتقادات عجیب و فجیع یهودیان صهیون را بدانید تازه می‌فهمید چرا باید با اسرائیل مبارزه کنید @Akhondehamrah110 کانال‌رسمی محمدتقی حسین‌زاده http://eitaa.com/joinchat/1266352130C040283159a ✅ یاعلی‌علیه‌السلام‌
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
پروفایلمون تغییر کرد . . گممون نکنین! :)
هدایت شده از M.A
اینقد توی گروهاتون بفرستید تا ترند بشه این هشتک ها.. https://eitaa.com/yamahdi_313mt
هدایت شده از پ‍ﻨﺎܣگـاه:))
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📞 از دختران ایران به سردار قاآنی ╭─✨🌸─↷ │ 𝐉𝐨𝐢𝐧➴ ╰─➛ @kolebare_Eshgh313
هدایت شده از أنا من الحسین
اگر کربلا یک‌بار است پس آن‌چه در فلسطین رخ می‌دهد ؛ نامش چیست ؟!
- سیدمرتضی آوینی -
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 #پارت_سی ام #رمان_اقیانوس_مشرق پینه دوز لبخند می زند: _داستان همین است که گفتی. عِمر
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 راحله نشسته است بر اسب و پیش تر از پینه دوز و عِمران، در باریکه راه میان دشت می گذرد. تا چشم کار می کند، دشت با بوته هایی کوتاه قامت از علف ، پیش رفته است. عِمران می ایستد و مَشک را به دهان می برد و جرعه ای از آبش می نوشد و می گوید:《در کجا به دنیا آمد؟》 پینه دوز کنارش می ایستد. عرق پیشانی اش را دستار پاک می کند و به دور دست نگاه می کند. _در مدینه.همان که روزگاری یثرب بود و طایفه ای از یهود در آن ساکن بودند و یُمن قُدوم مبارک رسول خدا، نامش را مدینة النبی نهادند. عمران مشک را به طرف پینه دوز دراز می کند. +چه وقت؟ _یازده روز گذشته از ذی القعده، صد و چهل و هشت سال گذشته از هجرت. پینه دوز مشک را می گیرد و به طرف راحله نگاه می کند. قدم تند می کند و خود را به اسب می رساند: _صبر کن تا لبی از آب تر کنی. دست های نحیف راحله افسار می کشد و اسب از رفتن می ماند.پینه دوز مشک را به راحله می سپارد و ادامه می دهد:《تولدش بعد از وفاتِ حضرت صادق(ع) بود.》 عِمران سعی می کند خودش را به اسب راحله برساند. +آیا صادق نیز امام شیعیان بوده؟! پینه دوز سر تکان می دهد: _ما شیعیان نام امامان خود را بی روبرگ نمی بریم. آنان را حضرت و امام خطاب می کنیم و در پس نامش درود و سلام می فرستیم. از فرزندان امیرالمومنین(ع)،یازده نفر به امامت خواهند رسید که علی بن موسی الرضا که سلام و درود خداوند بر او باد، یکی از آنان است. عِمران از سوی مقابل، خودش را به اسب می رساند و سعی می کند زیر چشمی نگاهی به راحله بیندازد. راحله با یک دست، ردایش را برابر صورت می گیرد و با دست دیگر مشک عِمران را به دهان می برد. عِمران به پاهای راحله نگاه می کند. از نوک پاها تا نوک سر پوشیده است. راحله مشک را به طرف پینه دوز دراز می کند و زیر لب می گوید:《السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.》 پینه دوز مشک را از راحله می گیرد و خود از آب می نوشد و مشک را به عمران بر می گرداند دستی بر پشت اسب می کوبد و اسب را هی می کند. اسب شروع به حرکت می کند. عمران مشک را بر دوش می اندازد و می گوید:《از تولدش بگو. چگونه بود؟ آیا امامان نیز همچون ما از مادر زاده می شوند؟》 _آورده اند امام صادق(ع) آرزو داشته تولد علی بن موسی الرضا(ع) را ببیند. +و ندید؟ _مکرر به پسرش، امام کاظم(ع) می گفت که عالِم آل محمد در صُلب توست و کاش من او را می دیدم. +درست همان گونه که من پا به این دنیا نهادم. پدری در آرزوی دیدنم بود که زمانه مهلتش نداد. چَشم که باز کردم تنها زنی بود که مادرم بود و شیرم داد و بزرگم کرد. پدرم در دریای جنوب، طعمهٔ ماهیان شد. ادامه دارد . . .!_