اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part127 خندیدم و گفتم: _ممنونعروسخانومم +خبمندیگه
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part128
بهش زنگ زدم که سریع جواب داد:
+سلامداداشجونم
_سلامکجاییسبحان
+خونمون..کارمداری؟
_آره..بیامدرخونتون؟!
+باشهآمادهمیشمبیا
_فعلا
و گوشیمو قطع کردم و سمت خونه سبحان اینا
راه افتادم.. تا اونجا تقریبا نیم ساعتی راه بود
وقتی رسیدم با یه تک که زدم اومد دم در
سوار ماشین شد و راه افتادم
+کارتچیه
_یهسریاطلاعاتدرموردزیباخوندم..
_اسموآدرسیهباغمتروکهتوشبود
_میخوامبریملوکیشنشببینممیتونیباعکس
برداریازشتوسایتاطلاعاتیازداخلشبدی؟
+آهاباشهبریم!
تا رسیدن به باغ یکم طول میکشید برای
همین تصمیم گرفتم سوالی که زهرا پرسیده
بود ازم رو ازش بپرسم ببینم چی میگه
نگاهی بهش کردم و بعد نگاهمو سمت
جاده دادم و گفتم:
_میگمسبحانیهسوال
+جان داداش
_راستشوبگیا..
+دروغشنیدیازمن؟
_نهولیشیطنتداری
خندیدم که گفت:
+عجبا..حالاسوالتوبپرس
_دلتپیشکسیگیره؟!
نگاه تعجب طورانهای بهم کرد و سرش پایین
انداخت از همین کارش فهمیدم که بلههه آقا
یه جایی حواسش و دلش گیره
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
_________🫀__________
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part128 بهش زنگ زدم که سریع جواب داد: +سلامداداشجونم
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part129
+ازکجافهمیدی ؟.
_طبقیهسریرفتارا..حالاکیهستاینعروسخانوم
نگاهی بهم کرد و گفت:
+میگمبهتولیفکرنکنیخداینکردهقصدبدیدارم
+یانیتممشکلداره..جانمادرمکهیهوییبود..!
با این حرفا سری تکون دادم و گفتم:
_میشناسمش؟!
+آره..خب..زهره خانوم..خواهرزنت
شوکه شدم ..
پس زهرا یه چیزایی میدونست که بهم گفت بپرسم
نگاهش کردم و گفتم:
_چندوقته..؟
+خیلینمیشه..چندباریبازنداداشکهدیدمش
+خیلییهوییدلمگیرکرد
خندیدم و قبل اینکه چیزی بگم گفت:
+مهدیفکرنکنینیتمبده..اصنمثلخودت..
+توچطورعاشقشدی..یهوییبوددیگه
دیگه بلند خندیدم و گفتم:
_باشهههداداشنترسسچیزینگفتمکه
_درستشمیکنیمباهم..میگیرمشبرات
+نکشیمونسوپرمن
دوتایی همو نگاه کردیم و زدیم زیر خنده
پس زهرا میدونست که ازم پرسید
رسیدیم به لوکیشن باغ
ماشین رو پشت به دیوار پارک کردیم و
رفتیم سمت باغ..
سر و صداهایی از داخل میومد ولی نمیشد
چیزی ببینیم چون جایی نبود
در حال نگاه بودیم که یهو در باغ باز شد سریع
با سبحان رفتیم پشت خاکریزی که اونجا بود
دراز شدیم که دیده نشیم..
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
________🫀____________
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part129 +ازکجافهمیدی ؟. _طبقیهسریرفتارا..حالاکیه
خبخبآقاسبحانهمعاشقشده👀
گوشتانبہدهانرهبرباشدکہ ،
گوشرهبربہدهان ِامامزمان ِ🤎؛
- علامہحسنزادهآملۍ !
#حضرتآقا