میگفت :
قبل شوخے نیت تقـرّب ڪن
و تو دلت بگـو ؛
« دل یہ مومـنُ شـاد میڪنم ،
قربة الی الله »
این شوخیاتم میشہ عبـادت ... :)
#شهیدانه
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدم رو ناامید نکن یا امام عباس ❤️🩹.
#حضرتعباس
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part207 حرکت کردیم و قرار بود ناهار بدن.. بعد حدودا پنج
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part208
همونطور به زهرا خیره بودم که یهو
سبحان زد بهم و گفت:
+داداشالانبیداربشهبندهخدامیترسه
_مناروممتوالانبیدارشونمیکنی
+ساکتمیخوامبخوابم
دیوونه بود این پسر
برگشتم که دیدم زهرا کمی تکون میخوره
و احساس میکردم گرمشه..
آروم رفتم جلوش زانو زدم و گفتم:
_زهرامخوبی؟
+مهدیگرممهاونبادبزنتاشوروازکیفمدربیار
_چشم
سریع کیفشو از کنار ساک برداشتم و بادبزنو برداشتم
سمت زهرا رفتم و خودم بادش زدم
چشماشو بست ، خندید و گفت:
+بهبهازاینکاراهمبلدی
لبخندی زدم و به کارم ادامه دادم چون
صورتش خیس عرق بود ..
_زهراگرهروسریتوشلکنخیلیگرمته
آروم دستشو سمت روسری برد و کمی بازش کرد
چادرش هم جلوی صورتش انداخت و سرشو
به شیشه تکیه داد و منم روی صندلیم نشستم
<زهرا>
گرمای تو قطار زیاد شده بود چون وسطای ظهر بود
تقریبا یک ساعت دیگه میرسیدیم مشهد..
تو گوشیم رفتم و چند مدل از عکسهای کسی
که قرار بود بیاد برامون عکاسی رو نگاه کردم
مدل های قشنگ و جذابی داشت و هر چه
جلوتر میرفتم بیشتر خوشم میومد..
یه چند مدل خودم انتخاب کردم و بعد چندتا
دیگه رو برای مهدی فرستادم که اونم انتخاب کنه
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
____🫀__________