454K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگن عشقی که به گریه رسیده باشه..❤️🩹:)
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part4 وارد خونه که شدیم دیدم مامانم پشت در اتاق نشسته
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part5
"زهرا"
آقاجون حالش خوب شده بود ولی دکتر تاکید
کرد حتما برای قلبش باتری بگیریم ..
به حیاط نگاه کردم و دیدم که داداش محمد و داوود اومده بودن
اومدن داخل رفتمسمتشونبهشونسلامکردم
-سلامداداشمحمد
سلامداشداوود
+سلامعزیزم
داوود طلبکارانه نگاه کرد و گفت:
×الانفرقمنومحمدچیهبهاونمیگی داداشبهمنمیگیداش
خندیدم و گفتم:
-هیچی داشداوودهمینطوری
×بازگفتداشداوود
داداش محمد با نگاه تاسف باری گفت :
+ایباباچراشماهاسراینموضوعاینقدربحثمیکنین
×آخه...
+آخهبیآخهساکتشیندیگهالانمامان میاد
میندازنمون بیرونبهخاطرسروصدا
با لبخندی به داوود و خطاب با محمد گفتم :
-آفرینبهداداشمحمدبحثندارهکه
داوود که دیگه نمیتونست بگه با اخمی گفت :
×آهاشبکهمیریمخونهخدمتتمیرسم
-باشه
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
____________🫀_____________
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part5 "زهرا" آقاجون حالش خوب شده بود ولی دکتر تاکید ک
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part6
گوشیمزنگخورد و اسم سارا نمایان شد
ای وای ، یادم رفته بود بهش خبر بدم . .
-الوسلامساراجان
+الو .. زهرا چشد
-ببخشید واقعا یادمرفت ، الانحالشخوبه
+عهخبپسخوبهخداروشکر
-قربونت
+راستیفرداجزوههاتوبیاراحتمالانیازمیشه
-باشهممنونکهگفتی
+کارینداری؟
-نهقربونتسلامبرسون،خداحافظ
+توهمهمینطور،خداحافظ
"محمد"
بههمهسلامکردمکهیهونگینهمدیدم
-سلامخانمحالشما
نگاهی به سر تا پام کرد و گفت :
+سلامآقامحمدکمپیداییسراغینمیگیری
خندیدم و گفتم:
-شماببخشدیگهمیدونیدرگیرپروندهام
+ازوقتیبلهگفتمباکارتآشنابودمواگرنهبله کهنمیگفتم
-خبدیگهپسدیگهحرفینمیمونه
+امشببریمکافه؟
-موافقم
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
___________🫀____________
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا