1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بہقولحاجمھدی:
منکہیہکربلانیومدم
انتظاردارۍحالمخوبباشہ؟!
نہاربابحـالمبده خیلیبـد💔!
#امامحسین
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منهرچیتودلمونگاهمیکنممیبنمدوست
دارم؛دستخودممنیستدوستدارم(:❤️🩹
حسینجاندوستدارم....!🌝🌱❤️🩹
#امامحسین
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part18 بعد از اینکه نرگس رفتسریع به زهره نگاه ک
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part19
"زهرا"
رسیدیمخونه ، رفتیمداخل که مامانوصداکردم! دیدمصداشازطرفآشپزخونهمیاد . .
با زهره رفتیم جلو و سلام کردیم
مامان لبخندی زد و گفت :
+سلامدخترای قشنگم خسته نباشین
مشخص بود کلی کار داره برای همین گفتم :
-مامانیه۵دقیقهصبرکنمنوزهره لباسامونوعوضکنیمبیاییمکمکت
+باشه..بیایینیهعصرونهیهمبخورین
بازهرهرفتیمسمتاتاقمون
لباسامونوعوضکردیماومدیمپایین
دیدیممامانهندوانهوانجیروچندتاتنقلات
گذاشتهرومیز ، تا بخوریم و بعد شروع کنیم که به مامان کمک کنیم !
ایقربونش برمکهانقدربهفکرمونه :)
بعد از اینکه خستگی در کردیم و کمی هم عصرونه خوردیم بلند شدیم که دیگه کمک کنیم
اولازهمهرفتیمسراغدرستکردنسالاد
وسایلشوشستمودادمبهزهرهتادرستکنه
خودمممیخواستمتهچیندرستکنم
مامانهمدرحالسرخکردنمرغهابود
ژلههاهمقراربودبعدسالادوتهچینبازهره درستکنیم
صدای کسی توی خونه بلند پیچید که فهمیدم
داداش محمد اومده ..
+سلامممبراهلخونهمیبینمکهحسابی مشغولینخستهنباشینخالهاینادارنمیان؟
×آرهپسرم..داوودکجاست
+داوودوبقیهبچههارفتنبیروندوردورمنم
چندروزهدرستوحسابینخوابیدمنتونستم باهاشونبرماومدمتانزدیکایشببخوابم
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
__________🫀__________
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part19 "زهرا" رسیدیمخونه ، رفتیمداخل که مامانوصدا
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part20
"زهرا"
داداشمحمدوکهدیدممعلومبودخیلی خستهسدلمبراشسوخت..
چهرهش کمی رنگ پریده بود و چشماش خسته
چند روزی میشد که خونه نیومده بود!
مسئولیت داداش از همه بیشتر بود و بعد
از آقای احمدی همه ازش دستور میگرفتن ..
دوباره به سمت آشپزخونه برگشتم و تهچین
رو گذاشتمتاآمادهبشهورفتمسراغبقیه چیزا..
ژلهوشربترودرستکردیمدیگهکمکمبا زهرهرفتیماتاقمونتالباسایمهمونیرو بپوشیمچونساعت۶بعدازظهربود..
لباسای کمد ُ نگاه کردم تا چیزی برای امشب انتخاب کنم ، چند تا لباس رو جلو عقب کردم
چشمم به پیراهنی افتاد که با زهره ست بود ..
همون ُ انتخاب کردم و روی تخت انداختم !
پیرهنهایصورتیبههمراهروسریصورتی مونوپوشیدیموباهمستکردیم
واقعالباسامونقشنگبود مخصوصا وقتی
باهم میپوشیدیم ترکیب قشنگی بودیم ..
ازپلههارفتیمپایینکهمامانمدوتامونودید وگفت
-مثلماهشدیندورتونبگردم
و ما دوتا لبخندی زدیم..
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
_________🫀_________
@simaye_haramمداحی آنلاین - نماهنگ من و کربلا - رسولی.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
حالامنموچشمترم🥲
#مداحی
سید مجید بنی فاطمهenc_17222820852017229551167.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
هرجادلتشکستبگوابیعبدالله💔..
#سیدمجیدبنیفاطمه
#مداحی