اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part22 براشونشربتریختم و آوردم ، سینیروجلویرسول
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part23
"زهرا"
درحالبازیکردنجرعتوحقیقتبودیمکه آیفونزنگخوردباباوخالهاینابودندروبازکردم
بهشون سلام کردم و بعد بابا به بالا رفت تا لباساشو عوض کنه ، خاله اینا هم روی مبل نشستن
سینیشربتروبردم و سمتشونگرفتم
+ممنوندخترم
-خواهشمیکنم..کارینکردم
سینیروبردمآشپزخونهودوبارهرفتمسمت زهرهایناادامهبازی که فاطمههماومد
"مهدی"
توی تاریکی اتاقم بودم و به سقف اتاقم نگاه میکردم در باز شد و برق روشن شد ..
چشمام ُ سریع بستم چون اذیت شدم
نرگس بود که بعد از چند ثانیه گفت :
+داداشنمیاییشامبخوری؟
در همون حالت بهش گفتم :
-الانمیام..توبرومنالانمیام
+باشه
خواست از اتاق بیرون بره که چشمامُ باز
کردم و گفتم :
-فقطنرگس..
به سمتم برگشت و گفت :
+بله
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
__________🫀___________
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part23 "زهرا" درحالبازیکردنجرعتوحقیقتبودیمکه
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part24
-امروزکهکافهرفتیاوناییکههمراهتبودن دوستاتبودن؟
تعجب کرد و گفت :
+آرهامروزباهمآشناشدیمچطورمگه؟
سری تکون دادم و گفتم :
_بعد شام بهت میگم
"زهرا"
بازهرهوفاطمهسفرهروانداختیموچیدیم
یهسفرهرنگیرنگیپرازخوشمزه
همهدورسفرهجمعشدیموشروعکردیمبه خوردن..
وقتیخوردیمهمهازمزههایغذاها خوششوناومدهبودمخصوصارسولوخاله!
ظرفاروگذاشتیمداخلظرفشوییتاشستهبشه
زهرهچاییریختوبرامونآورد
توهمونموقعبهخالهگفتم :
-خالهامشببخوابیناینجا
با لبخندی گفت:
+نهعزیزمتاالانمکلیزحمتکشیدین
مامان جلو اومد و گفت :
×راستمیگهخواهربمونیندورهمیم
بازهم اصرار کردم و گفتم :
-خوشمیگذرهخاله..عمونظرشماچیه
عمو سری تکون داد و گفت :
&نظریندارماگهبچههادوستدارنبمونیم میمونیم
خاله سری به معنای باشه تکون داد و
خوشحالشدمازاینکهخالهاینامیخواستن شببخوابنخونمون ، نگاهبهزهرهوفاطمه کردمکهاوناهمخوشحالبودنهمینطورپسرا
قرارشدباتلویزیونهمیهفیلمسینمایی بزارن
تا دسته جمعی ببینیم
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
__________🫀__________
هدایت شده از - ﺣُسينيه .
درحرمِ امام حسین ؛
به یاد مدیران و اعضای چنلِ : حسینیه ، کاف صاد ، هیئت ، چای روضه ، پلی لیستِ روح ، ماهین ، مهان، آقای صاد ، دلبر عراقی ، لانجاةالا بالظهور، محبین ، خانه نور ، کلبه چادری ها ، فراق ، ملجاءالدموع ، ارزوی محال ، کافه چکامه ، ثامن الائمه ، برای او .
وهمچنین اسم هایی که داده بودید هم به یادشون بودیم .
به یادِ کسایی که از قلم افتادن هم بودیم":)
اَمـانــہ .
درحرمِ امام حسین ؛ به یاد مدیران و اعضای چنلِ : حسینیه ، کاف صاد ، هیئت ، چای روضه ، پلی لیستِ روح
خیلیممنونمزیارتتونقبول🥲❤️