eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
908 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
بچه ها هم پای کار بودند. چهارمین روز از سال یزد_ میدان آزادی (بوستان باغ ملی) @anarstory
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 خاخام صهیونی: 🔻 به علــــت قدرتــی کـــه مسلمـــانـــان از نمـــاز کســـب می‌کنند شکست آن‌ها غیرممکن اســت. شکست نظامی آنان غیرممکن است. آنان را از معنویت خلع سلاح کنید. ⚠️ نمازها و دعاهامون رو جدی بگیریم. 📎
💌  | حالا که اَطو بَبَسته 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴ 🔻 عادت کرده‌ام توی نماهنگ‌هایی که این روزها دست‌به‌دست می‌شود، یا بغض و آه ببینم، یا هیجان و رجزخوانی. پیرزن اما آرام است. یک جور آرامِ کم‌رنگِ نرم. چند بار فیلم را از اول می‌بینم. دوست دارم آنقدر ببینم تا بفهممش. خودمانیم؛ چند دور اول با خودم گفتم خب با این سن‌وسال حتمی نفهمیده چه خاکی برسرمان شده که اینقدر آرام است. مثلا آن یکشنبه‌ی کذایی، ظهر یا بعد از افطار حتی، بچه‌ها و نوه‌ها و نتیجه‌هایش گفته‌اند آقای خامنه‌ای شهید شده. این بنده خدا هم گفته خب ما ملت شهادتیم و یک شهید بیشتر تقدیم اسلام کردیم و این حرف‌ها. 🔻 از دور چهارم به بعد اما پیرزن برایم پررنگ شد. خودش، صدایش و چفیه روی سرش. چفیه‌اش را با قروفرهای معمول دخترهای تازه‌جوان نبسته بود. انداخته روی سرش، یک گره بزرگ زده زیرش، چارقد کرده و سرریز کرده توی خیابان. اصلا آدمی که از مرحله پرت باشد، آدمی که نفهمد دوروبرش چه خبر است، برای روز قدس چفیه نمی‌بندد. آن هم اینقدر چریکی! 🔻 رنگ آخر را هم، دعای آخرش پاشید روی دلم: «حالا که اَطو ببسته، خدا ایشالا اِنی پسرُ توفیق بده...» همین یک گزاره، تهِ الهی رضا برضاک و ته امید به آینده است. اینجور آدم‌ها مراحل سوگ را خیلی راحت و خیلی سریع طی می‌کنند. یک «حالا که اطو ببسته» می‌گویند و می‌روند مرحله بعد! و مرحله بعد هم می‌شود همان ساختن آینده و دعا برای ساختن آینده. پیرزن با همین چفیه‌اش و با همین عصایش و با همین «خدا ایشالا اِنی پسرُ توفیق بده» دارد آینده را می‌سازد. خیلی تمیز و خیلی مادرانه. ✍🏻 فاطمه افضلی 🗓 شماره ٩٩ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh