eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
907 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه ها هم پای کار بودند. نهمین روز از سال یزد_ میدان آزادی (بوستان باغ ملی) @anarstory
هدایت شده از آکادمی هنری ماه نو
🔴 چگونه جنگ را روایت کنیم؟ سی روز از آغاز جنگ گذشت. سی روز است که زیر سایۀ اخبار ملتهب و صدای جنگنده‌ها بیدار می‌شویم. روانِ ما میانِ استیصالِ بحران و ارادۀ حماسی برای بقا در نوسان است. ما هنوز ایستاده‌ایم؛ خسته، اما بیدار. ما نباید و نه می‌خواهیم تماشاچیِ منفعلِ این روزها باشیم؛ ما راویانِ زندۀ تاریخیم. اما وقتی ذهن از هجوم التهاب فلج شده، از کجا باید شروع کرد؟ از امروز می‌خواهیم -هر روز- یک تکنیک روایت‌نویسی در جنگ را با هم مرور و تمرین کنیم. پس قلم و کاغذ، یا نُت گوشی را آماده کنید: ۱. فقط بنویس! در نقطۀ صفرِ بحران، بزرگ‌ترین دشمن، «کمال‌گرایی» است. برای شکستن سد ننوشتن، باید به ذهنِ ملتهب اجازۀ تنفس داد. این تکنیک «نوشتنِ آزاد» نام دارد. در این مرحله به زیبایی متن، دستور زبان یا منطقِ جملات فکر نمی‌کنیم. فقط کلمات را بیرون می‌ریزیم. این کلماتِ درهم‌ریخته، مواد خامِ ما برای روایت‌های آینده‌اند. 📝 تمرین تایمر گوشی را روی ۵ دقیقه تنظیم کنیم. قلم را روی کاغذ بگذاریم و تا زنگ خوردن تایمر، متوقف نشویم. حقِ خط‌زدن یا برگشتن به عقب را نداریم. هرچه درونمان می‌جوشد را بی‌وقفه می‌نویسیم. یادمان باشد در دل این طوفان، کلمات سنگرِ ما برای حفظِ عاملیت و ثبت حقیقت‌اند. قرار نیست شاهکار خلق کنیم. از سردردِ مزمنِ این یک ماه بنویسیم. از احساسات متناقضمان. ترس و امیدواری. از افکار و نظرات خود و اطرافیانمان. از بی‌خوابیِ دیشب. یا حتی صرفاً بنویسیم: «نمی‌دانم چه بگویم، مغزم از کار افتاده است…». 🪜 مشاورۀ آموزشی: @maheno_edu آکادمی هنری ماه نو🔵 ... @maheno_org
هدایت شده از آکادمی هنری ماه نو
🔴 چگونه جنگ را روایت کنیم؟ ۲. نمای کلوزآپ در میانۀ هیاهوی اخبار و التهاب جنگ، ذهنِ ما به‌سرعت به سمت کلمات کلیشه‌ای و درشت می‌رود: «ترس»، «شجاعت»، «اضطراب». اما این مفاهیم انتزاعی، خوانندۀ فردا را اقناع نمی‌کند. برای ثبتِ ماندگارِ تاریخ، باید پای روایت را روی زمینِ سفتِ واقعیت میخکوب کنیم. روی جزئیات زوم کنیم. به‌جای کلی‌گویی از هراسِ فراگیر و احساس اقتدار و پیروزی، نشانه‌های فیزیکیِ آن را شکار کنیم. درگیریِ حواس پنج‌گانه، روانِ ما را در دلِ بحران لنگر می‌اندازد و یادداشت‌هایمان را از یک سوگنامه یا حماسه‌نامۀ صرفاً احساسی، به سندی ملموس، هنری و تکان‌دهنده ارتقا می‌دهد. تمرین به یکی از لحظات پرهیجان هفتۀ گذشته فکر کنیم. در ۵ خط، آن لحظه را باتکیه‌بر حداقل سه حس فیزیکی (مثلاً شنوایی، لامسه و بویایی) توصیف کنیم. هیچ صفتِ احساسی و مستقیمی (مثل مضطرب/شاد، وحشتناک/امیدوار) به کار نمی‌بریم. می‌گذاریم خودِ جزئیاتِ صحنه، بارِ سنگینِ این هیجان را به دوش بکشد. به‌جای آنکه بنویسیم: «در راهپیمایی دیروز وقتی صدای انفجار آمد، هیچ‌کس نترسید.» بنویسیم: «صدای سوت از بالای سرمان گذشت و بی‌فاصله‌ای دود و خاک از چهارراه بلند شد. دهانم مزه سرب گرفت. پرچم توی مشتم را بلند کردم و همراه با جمعیت فریاد زدم: الله‌اکبر!» 🪜 مشاورۀ آموزشی: @maheno_edu آکادمی هنری ماه نو🔵 ... @maheno_org
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا