eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
📚 نام: اتوبوس فیروزه‌ای🚎 نویسنده: حمید بابایی✍ تعداد صفحه: 110📃 خلاصه: اتوبوس‌ها همیشه جای زیادی دارند. آدم‌ها با کلی قصه سوار می‌شوند؛ روی صندلی‌ها می‌نشینند و تا رسیدن به مقصد، باهم از کار و زندگی حرف می‌زنند. «اتوبوس فیروزه‌ای» هم یک اتوبوس است با آدم‌هایی که قصه‌های شنیدنی خوبی دارند. اما این اتوبوس یک فرق بزرگ هم با همه اتوبوس‌های دنیا دارد. مقصدش گنبد فیروزه‌ای کاشی کاری شده‌ای است در شهر قم🕌 توضیحات: کتاب اتوبوس فیروزه‌ای، مجموعه داستان کوتاهی است که به سرپرستی آقای حمید بابایی و توسط انتشارات جمکران به چاپ رسیده است. هر نویسنده سراغ دریچه تازه‌ای رفته و قصه آدمی را روایت کرده که به نوعی با امام زمان(عج) گره خورده است. از پارسای کوچک و بیماری پوستی عجیبش، تا دو دختر جوانی که خودشان هم نمی‌دانند چطوری سر از این کاروان یک روزه درآورده‌اند. همه و همه با زبانی روان و دلشنین، داستان زندگیشان به رشته تحریر در آمده. نامگذاری داستان‌ها با سلیقه خوبی انجام شده و کشش خواندن داستان را در مخاطب برمی‌انگیزد. این مجموعه داستان، به همت ده نویسنده اهل فن نوشته شده است. داستان آدم‌ها در اتوبوس فیروزه‌ای، داستان حاجت نیست؛ داستان قول و قرار است. داستان احوال ما آدم‌ها که گاهی یادمان می‌رود بسته به سیم وصلمان است. سیمی که اگر به امام وصل باشد، حال همه‌ی ما خوب است و اگر گاهی قطعی و خرابی در آن پیش بیاید، یک جای کار می‌لنگد. آدم‌های اتوبوس فیروزه‌ای فهمیده‌اند کجای کار می‌لنگد و حالا راهی شده‌اند از جای درست، زندگیشان را ترمیم کنند✅ 🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعای فرج.mp3
زمان: حجم: 5.7M
❤️دعـــــــــــای فـــــــــــرج ❤️ بسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم 💚اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کلمح الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.💚 🔻 باصدای:مهدی تهوری
🔴 تذکر مهم آیت الله سیفی مازندرانی به ریاست محترم جمهور پیرامون برخی سخنان ایشان در مراسم عزاداری شب عاشورا در حرم امام خمینی قدس سره بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین لا سیما بقیة الله فی الأرضین و أوفر تحیاته علی الشهداء و الصدیقین جناب آقای پزشکیان رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران 🔸اگر بنا بود که هر شخص مسئولی به برداشت و فهم خودش از کتاب الله عمل کند، پس مقام فقاهت و ولایت فقیه چه جایگاهی دارد؟! 🔸از نظر فقه شیعه همه مسئولین حتی رئیس جمهور همانند سایر مردم بوده و برداشت و نظر و فهم آنان از کتاب مجید و روایات از هیچ اعتباری برخوردار نبوده و عمل طبق آن فهم و برداشت خلاف شرع است. 🔸معنا و مفهوم ولایت فقیه این است محوریت صیانت از کیان نظام اسلامی و حفظ مصالح اسلام و مسلمین فقط و فقط با ولی امر مسلمین بوده و مبتنی بر فهم ایشان از شرع مقدس می باشد. 🔸در دوران غیبت این فقیه جامع شرایط است که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله» و امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «فانی قد جعلته علیکم حاکما» نه غیر ایشان. 🔸اینجانب به جنابعالی و سایر مسئولین هشدار و زنهار می‌دهم این راه اشتباه را ادامه ندهید. 🔸اسلام و مسلمین و نظام مقدس جمهوری اسلامی صاحب دارد ، و صاحب آن ولی الله اعظم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و در دوران غیبت آن حضرت فقیه جامع شرایط فتوا و رهبری که منتخب مومنان است ، ولی شرعی مردم و حافظ شریعت و مذهب تشیع و کیان اسلام و مسلمین است. 🔸این ملت تنها گوش به فرمان ولی امر مسلمین است و اگر هر شخصی خدای ناکرده در هر سمتی برای خود در مقابل حکم رهبری استقلال رای قائل باشد در حکم طاغوت است ، بنده فقط خیر و صلاح شما عزیزان را می‌خواهم. 🔸امیدواریم که از خط ولایت مطلقه فقیه زاویه پیدا نکنید و فهم خود را از کتاب مجید و نهج البلاغه و روایات ائمه معصومین علیهم السلام ملاک عمل قرار ندهید، که اگر چنین باشد معنایی جز انحراف و استبداد رای در مقابل ولی امر مسلمین ندارد. و السلام علی من اتبع الهدی علی اکبر سیفی مازندرانی ۳ تیر ۱۴۰۵ 🌐صفحات رسمی حضرت آیت‌الله سیفی مازندرانی در فضای مجازی👇🏻 📱سایت | ایتا | بله | ویراستی@seyfimazandrani_com
روزی به وسعت یک سال قسمت ۱ از همان نماز صبح جنب و جوشی در ده حس می‌شود. هر کسی در تدارکیست. میعادگاه، چهارده معصوم هست. آن دمِ قنات و چنارهای کهن سالی که احتمالاً دو قرنی شاهد عزاداری مردم ترکان هستند. هنوز ریشه‌هایی خواب در کل مفاصل و ماهیچه‌ها در جریان هست که باید بیدار شوی. عرفاً برای منِ جوان زشت هست قبل از بالا آمدن خورشید بیدار شوم، ولی خب انگار راهی نیست. باید بدون معطلی نماز صبح را به مناسکِ پوشیدنِ لباسِ رسمی وصل کرد و راه افتاد. کلاً دل سنگین‌تر از اهل و عیال هستم و آنها را با پدر خانمِ سحرخیز راهی می‌کنم. البته اینکه می‌خواهم مسیر دو سه کیلومتری را هم پیاده بروم بی اثر نیست. بر اثر تأهل و تعهد، هر سال از تعداد پیاده‌روها کم می‌شوند و به تعداد ماشین‌های پارک شده‌ی بالای چهارده معصوم اضافه می‌شود. همان دم خانه‌ی بابا متوجه می‌شوم شال گردنِ سبزِ عزایم را جا گذاشته‌ام. وقت ندارم. دستی بر جای خالی‌اش می‌کشم و راه می‌افتم. چند نفری ترمز می‌زنند و تعارف می‌کنند. تشکر می‌کنم و می‌فهمانم قصدم پیاده رفتن هست. تا ساختمان‌های ده همراهت باشند، حس و حالت یک پیاده‌روی صبحگاهی هست. قدم‌هایت هرچند استوار، بار خنثایی دارند. همین که ساختمان‌ها ته می‌کشد و زمین بکر شروع می‌شود، چیزی تغییر می‌کند. تنهای‌ات به چشم می‌آید و روحت بسط پیدا می‌کند. افقِ پر نورِ قبل از طلوع، دلت را روشن می‌کند. سکوت صحرا زبانت را باز می‌کند و بهت اجازه می‌دهد دقایقی را با خودت خلوت کنی. میدانم انتظار ندارید از خلوتم چیزی بگویم. تکه‌ای از خورشید بیرون آمده و صدای حاج محمد کربلایی غلام‌حسین از خلوت و خیال بیرونم می‌کشد. «یاران عزای کیست؟ که در دشت کربلاست» این یعنی مراسم عزای روز عاشورا به صورت رسمی شروع شد. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روزی به وسعت یک سال قسمت ۲ دقایقی از کنار جاده‌ی آسفالت به خاکی راه چهار معصوم اندخته‌ام و با گرد و خاک لاستیکِ سواره‌ها دم‌خور شدم. وسطای پارکینگ فصلی، مادری صورت خواب‌آلودِ پسر مو خرمایی‌اش را با بطری آبِ میراندایی، نصفه نیمه می‌شست و شانه‌ای به سر پسرک می‌کشید. سید در آن سو به دنبال سنگی، کلوخی یا هر مانعی برای لاستیک ساینایش هست تا همسرش موقع برگشت، بدون نگرانی بتواند ماشینِ در شیب پارک شده را حرکت دهد. از پله‌های بلندِ سنگیِ کنار آبنما پایین می‌روم. کودکانی لیوان شیر به دست، بر لبه‌ی جوب نشسته‌اند. خشکی دهانم حواسم را پرت می‌کند. همان پایین پله‌ها نزدیکی مظهر قنات قدیم، قهوه‌های یزدی به صف شده‌اند. می‌دانم شاید معده‌ام را اذیت کند، اما شیرینیش را می‌پسندم. به لیوانکی اکتفا می‌کنم. داداشم را می‌بینم که خیلی زود در نقش خود فرو رفته و بساط تولید محتوایش به راه است. به سمت چپ محوطه می‌روم تا بیرون از حلقه جمعیتی بتوانم نوشتنم را شروع کنم‌. هر از گاهی دوستی، آشنایی می‌آید و سلام علیکی می‌کند و بین نوشتن فاصله می‌اندازد. مغزم را کنترل می‌کنم تا رشته کلام از دستم نرود. باید از خواب سید عمادم نهایت استفاده را بکنم و روایت را به جایی برسانم. هر از گاهی با صدایی از دسته‌های جوش دور مغزم هوای عزاداری جمعی را می‌کند؛ اما نوشتن را عزای خود می‌دانم. «امشب شب عذاب بُوَد صاحب عزا خدا بُوَد» در زیر سایه درختان چنار، زنان نشسته‌اند و مردان در میانه‌ی میدان در حال سینه زنی هستند. عده‌ای هم حلقه‌های صله ارحام دوستان و اقوام را تشکیل داده‌اند. در هر طرفی از محوطه ۱۴ معصوم خانواده بساط نذرشان به پا است و سلیقه های متفاوت را در بر میگیرد. از آش و عدسی گرفته تا شیر و چای. جوش دور سرعت گرفته‌ است و دارد به آخرش می‌رسد. چاوشی «جانم فدای سُم سمند تو با حسین ای گردنم اسیر کمند تو یا حسین آه از غمت » حاج محمد پایانش را اعلام می‌کند. «یا حسین» به صورت متوالی از دو دسته‌ی سینه زنی در جواب حاج محمد بالا می‌رود. صدا نگاهم را از صفحه کلید می‌گیرد. لحاظتی همراهی می‌کنم. جمعیت که شروع می‌کند از هم پاشیدن، حاج اصغر میکروفن را برداشته و مردم را به مشارکت در امر خیر ساخت و ساز سالن قبرستان فرا می‌خواند. مردهای عزادار خودجوش حصیرها و موکت‌ها را پهن می‌کنند و آماده می‌شوند برای زیارت عاشورا. تمرکزم‌ را به هزار زحمت متمرکز کردم ولی خب یک چیزایی فراتر از خواست آدم هست. از جمله خطابه‌ی مذهبی-سیاسی شیخ محمد که واقعا احسنت دارد. ترکیب چهره جوان و زبان بدن مقتدرانه با محتوای به روز و بجا یک ترکیب برنده هست. اصلا همین توجه به امر ولایت فقیه هست که مجلس را از مجلسی متمایز می‌کند. این است که دقایقی نوشتن را کنار گذاشتم و گوشم را دادم به شیخ. زیارت عاشورا را حمید آقا دهقان شروع کرد. همیشه روضه‌های اول و وسط زیارت و دعا را خسته کننده می‌دانم. اما امروز برایم حکم زمان دارد. خوشحال هستم که فرصت بیشتری برای نوشتن دارم. آقا حامد فراز پایانی عاشورا را می‌خواند. جمعیت برای حرکت به سمت ده به تکاپو افتادند. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزای امام حسین با برنج انگلیسی های حق کش؟! @BisimchiMedia