eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۵۸🎬 طاها بی‌آنکه حرفی بزند، او را قریب به صدمتر کشان کشان تا نزدیک ون می‌برد و تنش
🕸🦇 🎬 با دیدن سرشلوغی طاها، بدون مقدمه شروع می‌کند: -«بچه‌های دایره تشخیص هویت و تیم خانم صابری، هشت نفر رو شناسایی کردن. سه نفرشون زن و بقیه مردن!» چند قدم جلو می‌آید و برگه‌ها را روی میز قرار می‌دهد. -«یه نگاه بنداز!» طاها سرش را از میان انبوه برگه‌ها بالا میاورد. چند لحظه خیره می‌شود به عکس‌ها و مشخصاتی که رضا روی میزش گذاشته‌: -«چیز دندون‌گیری ازشون پیدا کردید؟!» رضا قدمی عقب می‌رود و روی اولین صندلی که کنار میز است، می‌نشیند. -«هر هشت نفرشون دانشجو و نخبه‌ان! سابقه‌ی تماس و رفت و آمداشونو درآوردم. صفحه چهارمو نگا کن! همه‌شون حداقل دوبار رفتن پاکستان!» رضا مکث می‌کند. انگار خودش هم از کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات، حس خوبی ندارد. طاها نگاهش را از روی پرونده‌ها برنمی‌دارد. -«پاکستان...» چند ثانیه سکوت می‌کند و صفحه‌ی چهارم را دوباره از ابتدا می‌خواند. نام‌ها... تاریخ‌های خروج و ورود... محل اقامت... آرام می‌پرسد: -«هم‌زمان رفتن؟» رضا سر تکان می‌دهد. -«نه دقیقاً! ولی فاصله‌ها خیلی کمه. دو نفرشون حتی تو یه پرواز بودن. چهار نفر دیگه ظرف کمتر از سه هفته رفتن و برگشتن.» طاها خودکار را روی میز می‌گذارد و دستش را دور فنجان حلقه می‌کند. جرعه‌ای از قهوه‌ی سردش می‌نوشد و می‌گوید: -«دلیل سفر؟» -«همایش علمی، کارگاه دانشگاهی، فرصت مطالعاتی، اما مدرک محکمی براش پیدا نکردیم...» طاها ابروهایش را در هم می‌کشد. -«فقط همین؟» رضا نفس عمیقی می‌کشد. -«نه...» چند برگه‌ی دیگر از پوشه بیرون می‌آورد. -«حساب‌های مالیشون تقریباً عادیه؛ اما قبل از هر سفر، مبالغی از چند حساب واسطه به کارت‌هاشون واریز شده. رقم‌ها زیاد نیست که جلب توجه کنه، ولی الگوی تکرارشون عجیبه.» طاها برگه را از دستش می‌گیرد. چند لحظه بدون هیچ حرفی اعداد را نگاه می‌کند و آرام می‌گوید: -«کسی این هشت نفر رو به هم وصل می‌کنه؟» رضا لبش را روی هم فشار می‌دهد. -«مستقیم نه! ولی...» -«تقریباً همه‌شون حداقل یک‌بار با یه شماره‌ی مشخص، تماس ثبت‌شده داشتن. البته تماس فقط از طرف این شماره و یک طرفه بوده.» چشم‌هایش برای لحظه‌ای تنگ می‌شود. -«مشخصه شماره به اسم کیه؟» -«فعلا نه!» طاها آهسته از جایش بلند می‌شود. چند قدم تا پنجره می‌رود و به تاریکی بیرون خیره می‌شود. -«رضا! همه اینا رو که کنار هم بذاریم به این می‌رسیم که اینا از مدت‌ها قبل داشتن نیرو جمع می‌کردن!...» رضا چیزی نمی‌گوید! ذهنش مشوش است مثل طاها! چند ثانیه بعد طاها بدون اینکه برگردد، دستور می‌دهد: -«تمام تصاویر دوربین‌های اطراف دانشگاه‌ها، خوابگاه‌ها و محل ملاقات این هشت نفر رو دوباره بررسی کنید. از شهرای دیگه‌ هم بخواید باهامون همکاری کنن! بعید نیست شبکه‌شون گسترده‌تر از چیزی باشه که فکر می‌کنیم» -«چشم.» رضا در آستانه‌ی خروج، مکثی می‌کند. -«راستی...» طاها برنمی‌گردد. -«نیروی انتظامی اون مردی رو که کمیل دنبالش بود رو دستگیر کرده! اسمش مالک رستمیه... چیکارش کنیم؟» طاها دستی به چشم‌های خسته‌ و ورم کرده‌اش می‌کشد. با این حرف رضا، دوباره آن شب مقابل چشمانش جان می‌گیرد. -«بگو کنار بقیه دستگیری‌های امشب تو بازداشتگاه نگهش دارن تا فردا برم دیدنش!» رضا با احترام سر تکان می‌دهد. -«حله.» می‌خواهد عقب گرد کند که صدای طاها متوقفش می‌کند: -«کمیل چطوره؟!» همین سوال کافی‌است تا گوشه‌ی لب‌ رضا کش بیاید! 🗓۱۴۰۵/۰۴/۰۶ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیانیه اعضای خبرگان رهبری در مورد مذاکرات ایران و آمریکا: بسم الله الرحمن الرحیم مردم بصیر و انقلابی ایران اسلامی با عرض تسلیت ایام عزای سالار شهیدان و اصحاب باوفای آن حضرت و آرزوی سلامت و طول عمر با عزت رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله‌العالی) و پیروزی قاطع رزمندگان فداکار و آرزوی عزت و سربلندی بیشتر برای شما مردم حاضر در صحنه، پیرو پیام راهگشای رهبر حکیم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) و حوادث اخیر نکات ذیل تقدیم می‌شود: 1️⃣ ضمن تشکر از مسئولان به‌ویژه مذاکره‌کنندگان محترم، که بنا بر تعبیر رهبری معظم از سر دلسوزی و حسن نظر به دنبال احقاق حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت هستند، انتظار داریم که با ملاحظۀ تجربه‌های مذاکرات خسارت‌بار گذشته کاملاً‌ مراقب ترفندهای دشمن فریبکار و بد سابقه باشند و توجه داشته باشند که رعایت خطوط قرمز رهبری واجب شرعی است و تخطی از آن‌ها به هیچ وجه جایز نیست. 2️⃣ موضوع تعیین متجاوز و معرفی عاملان مهدورالدم جنایت‌های کم‌نظیر جنگ تحمیلی اخیر به‌ویژه رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا و نخست‌وزیر پلید رژیم صهیونیستی و مجازات آن‌ها و انتقام خون امام شهید امت (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) به هیچ وجه مورد اغماض و بی‌توجهی قرار نگیرد و بر هر مکلفی که به آن‌ها دسترسی پیدا کند واجب است که این جنایتکاران را به درک واصل کند. 3️⃣ مطابق تعهد مسئولان محترم به رهبری و مردم، انتظار می‌رود که هرگونه پیمان‌شکنی و نقض بندهای تفاهم‌نامه سریعاً پاسخ داده شود. از این‌رو با توجه به استمرار تجاوزات و جنایات رژیم پلید صهیونیستی در لبنان و عدم عقب‌نشینی از مناطق اشغالی که نقض آشکار بند اول تفاهم‌نامه محسوب می‌شود، بازگشایی تنگه هرمز خلاف تعهدات مسئولان است و خطایی راهبردی شمرده می‌شود و دشمن را در ادامۀ پیمان‌شکنی‌ها و نقض تعهداتش گستاخ‌تر خواهد کرد. 4️⃣ مجدداً یادآور می‌شویم که بنابر رهنمود واجب‌الاتباع رهبری معظم (مدظله‌العالی) حقوق هسته‌ای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد و بایستی از دایره گفتگوها خارج شود. 5️⃣ تثبیت مدیریت تنگه هرمز و دریافت غرامت خسارت‌ها و بازگشت اموال بلوکه‌شده و رفع تحریم‌ها و خروج آمریکا از منطقه از مطالبات تخلف‌ناپذیر رهبری و مردم است که لازم است با حفظ عزت و کرامت ملت ایران دنبال شود و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه قطعاً با عکس‌العمل ملت مواجه خواهد شد. 6️⃣ مسئولان بایستی از هر سخنی که موجب گستاخی دشمن و ایجاد توهم ناتوانی کشور و عدم تاب‌آوری ملت باشد اجتناب کنند و اینک که مقاومت جانانۀ رزمندگان جان‌فدای ما، آمریکای مستکبر را به استیصال کشانده نبایستی سخنانی گفته شود که ضعف و ناتوانی کشور از آن استشمام گردد. 7️⃣ همگان به‌ویژه مسئولان محترم می‌دانند که در نظام ولایی، نظر و دیدگاه ولی‌امر فصل‌الخطاب است و پس از اطلاع از نظر قطعی ولی‌فقیه هیچ مسئولی نمی‌تواند و نباید بر خلاف نظر ایشان اقدام نماید. 8️⃣ از آنجا که بر اساس شواهد فراوان، دشمن به دنبال کسب فرصت برای تجدید قوا و خرید زمان برای برخی برنامه‌های خود از جمله انتخابات آینده است و پس از آن احتمال حمله مجدد بسیار خواهد بود بایستی در مهلت مقرر ۳۰ روزه و ۶۰ روزه تکلیف موارد مطروحه در تفاهم‌نامه تعیین شود و از فرسایشی شدن این گفتگوها جداً پرهیز گردد. 9️⃣ از ملت عزیز تقاضا داریم که کماکان حضور آگاهانه و با صلابت خویش را در میدان ادامه دهند و ضمن حفظ اتحاد مقدس و پرهیز از هر اقدام مخل این اتحاد، به سخنان تفرقه‌افکنانۀ برخی ناآگاهان که به دنبال محدودسازی این بعثت الهی هستند، اعتنایی نداشته باشند. حضور مردم تا زمانی که رهبری معظم (مدظله‌العالی) مصلحت بدانند ضروری و تعیین‌کننده است. 🔟 خادمان ملت در مجلس خبرگان نیز به عنوان بخشی از مردم در کنار رهبری عزیز و قاطبۀ ملت، ضمن آرزوی موفقیت برای مسئولان محترم منتظر تحقق شروط و وعده‌ها می‌مانند و عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهند کرد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۴۰۵/۰۴/۰۶ @hamidkasiri_ir
هدایت شده از حجاب‌ فرشته‌ ها‌
از امروز تا پایان هفته، ۵۰٪ سودحاصل از فروش محصولات «حجاب فرشته‌ها» صرف خدمت‌رسانی در موکب پذیرایی از زوار رهبر شهیدمان در قم خواهد شد. اگر حس می‌کنید این فعالیت ارزش گسترش و دیده‌شدن داره، این پیام رو برای چند نفر از دوستانتون هم بفرستید🌱 🦋@hejab_fereshteha حجاب فرشته ها | کودک و نوجوان
روزی به وسعت یک سال قسمت ۳ این طور بگویم که طَبَق هیأت* و مافه* صبح، ساعت ۴:۳۰ از مرکز ده (سر چهارراه) حرکت کردند و با جمعی متشکل از زنان و مردان پیاده به چهارده معصوم آمدند. حالا پس از انجام مناسک عزاداری به صورت پیاده از مسیر قدیمی به سمت ده می‌روند. مسیری که جریان زندگی نسل‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد. باغ‌هایی با دیوارهای به قدمت چندین نسل روستاییان حلال لقمه‌ای زحمتکش. درختان کهنی که به دلیل خشک سالی دارند به غرس کنندگانشان می‌پیوندند و باغات جوانی که نسل جوان با مدیریت صحیح آب و خاک تصمیم به احیا آنها گرفته است. ورودی ده، جلو حمام عمومی، محوطه‌ای میدان مانند هست. افرادی که به مراسم چهارده معصوم نیامده‌اند یا با ماشین آمده بودند اینجا به استقبال پیاده‌ها آمده‌اند. سرخی خون بزغاله‌های نذری ذبح شده روی خاک داغ دیده چنان به چشم می‌آید که برای دقیقه‌ای دستم کند می‌شود. جوانان حامل مافه، دقیقه‌ای مافه را زمین می‌گذارد و با شربت آب لیمویی گلویی تازه می‌کنند. توقف در این میدانگاه یک جورایی زمان استراحت حساب می‌شود بین چندین نیمه عزاداری. با صدای حاج اصغر جمعیت دو دسته می‌شود. گروه زنجیر زن‌ها و همراهان از کوچه‌ی آسفالت شده‌ی مرز بافت قدیم و جدید ترکان به سمت حسینیه امام خمینی ره می‌روند. و اکثریت جمعیت از کوچه میانی بافت قدیم همراه مافه و نوحه‌خوانی سنتی می‌شوند. *منظور از طبق هیات، ماشین دست سازی هست که با تزییناتی از پارچه‌های سبز، نورهای سبز و قرمز و شمایل گنبد مانندی برای حمل سیستم صوت و زنجیرهای زنجیر زنان هست. *مافه سازه‌ای چوبی به اندازه تقریبی دو متر عرض، دو و نیم متر طول و حدود دو و نیم متر ارتفاع هم هست. با پارچه‌های رنگارنگی با غلبه سبز و سیاه تزئین می‌شود و نماد تابوت حضرت سیدالشهداء هست. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی @MarkazeDonya1
روزی به وسعت یک سال قسمت ۴ به صورت کلی، اعمال انجام شده مطابق با سنت قدیمی، در کنار تجدید خاطرات، موجب زنده نگهداشتن یاد و خاطره اموات و گذشتگان می‌شود و در لایه بالاتر، حفاظت از آن، فرهنگ و تمدن می‌سازد. همراه شدن با مافه در کوچه‌ی خاکی میانِ بافتِ خِشت و گِل تقریباً همه‌ی حواس تجربی را به صف می‌کند. چشم خیره می‌شود بر سیلِ جاریِ جمعیت، در بافتِ خشت‌های کهنه با ساباطی در میانه آن. آب پاشیده شده بر خاک و کاهگلِ در و دیوار، بوی رطوبت را به مغز می‌رساند. پَرتَت می‌کند میان دنیایی از خاطرات ریز و درشت و خوب و بد. صدای نجوا گونه «حسینم وا حسینم وا حسینا» سید موسی و دیگر مداحان پیشکسوت پیچیده در کوچه‌های باریک گوش‌ها را نوازش می‌دهد و دل را می‌فشارد. سید عمادِ خوابِ در آغوشم و فشردگی جمعیت اجازه نمی‌دهد دستم را دراز کنم و کاه‌های کاهگلِ دیوار راهروی نود درجه‌ی مسجد غلامرضای محمد حسین (غلامرضِی مَسِین) را لمس کنم اما مزه‌ی خوراکی‌های نذری تا حدودی کم و کسری را جبران می‌کند. البته امروز به تکه‌ای مَسقَطی‌ بسنده کردم. نوشتن، مسیرم را کوتاه کرد و خودم را در میانه‌ی حسینیه قدیم دیدم. مربعی محصور با صفه‌هایی طایفه ساخت در دو طبقه؛ یعنی هر طایفه یا خانواده صفه‌ای اضافه می‌کرده برای خاندان خودش یا مشارکت می‌کرده در امور ساخت آن. در صفه‌ی وسطِ ضلعِ سمتِ قبله‌اش دری هست به مسجد محمدهاشم (مَداشُم). و اگر بخواهم واضح بگویم می‌شود یک مجموعه‌ی مذهبی نقلی و ساده. خاندان علیرضا ابوالحسن نذر آب دارند و آب معدنیِ لیوانیِ خنکیِ دستم می‌رسد. سید موسی لب صفه‌ی وسط ایستاده و اموات محله پایین و همسایگان حسینیه را یاد و فاتحه و صلواتی طلب می‌کند. پوکه لیوان را به دست پدر می‌دهم. برای هم ردیف نشدن با خانم‌ها و امکان استفاده از تایپ صوتی زودتر خارج می‌شوم. نرسیده به خانه محمد ابراهیم (مَدِبْرِیْم) سید عماد بیدار شده، گوشی را غلاف می‌کنم تا از گزند پسرکم حفظ شود. فاصله زیادی تا حسینیه امام نمانده است. با کیک و شربت سرگمش می‌کنم. فرصت را غنیمت می‌دارم. از لاک گوشی در می‌آیم و با جمعیت همراه می‌شوم: «امروزِ عاشوراست یا عیدِ قربان است؟ کَربُ و بلا یَکسَر، از خون گلستان است مُلک و مَلِک گریان، ارض و سما لرزان آدم به بی‌تابی، عالم در افغان است» زنجیر زنان کمی زودتر به حسینیه رسیده‌اند. مافه را چند باری با سینه زنی شورگونه دور حسینیه می‌چرخانند و خاتمه این قسمت از عزاداری با هدایت هیأت‌ها به خانه‌ی کربلایی عباس به صرف صبحانه اعلام می‌شود. البته اسمش صبحانه و هیأت هست. در واقع بیشتر جمعیت زن و مرد به خانه همسایه‌ی حسینیه می‌روند و با چلو قیمه امام حسینی و سالاد فصل پذیرایی می‌شوند. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی @MarkazeDonya1
✉️ متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیت‌الله بهشتی و یارانش 📝 بسم‌الله الرّحمن الرّحیم ▪️ ایّام مصیبت آلُ‌الله و شهادت حضرت ثارالله صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه‌وعلیهم‌اجمعین و یاران باوفایشان را به همه‌‌ی ملّت ایران و امّت اسلامی تسلیت میگویم. ▪️ نهضت و قیام حسینی برای اقامه‌ی حق و اصلاح امّت و مقابله با ظلم و ستم، قلّه‌‌ی بلند تاریخ در تقابل حق و باطل، و عدل و ظلم است و درسهایی بس ارزشمند و فراموش نشدنی برای همه‌ی آزادگان جهان دارد. خون سیّدالشّهداء علیه‌السّلام را خون خدا می‌نامند که در رگهای عالم جاری شده و حماسه‌های حیات‌بخش می‌سازد. نهضت و انقلاب اسلامی ایران، از آن‌رو که شعبه‌ای برگرفته از همین سرچشمه‌ی نورانی است، باید همواره در پی دستیابی به اهداف قیام حسینی باشد. هفتم تیر هر سال یادآور شخصیت برجسته‌ی انقلاب و آن کسی است که با قرار گرفتن در رأس قوّه‌ی قضائیه در این جهت تلاش بی‌وقفه‌ای را در پیش گرفت تا آنگاه که با جمعی از یاران مخلص انقلاب شهد شهادت را نوشیدند و مظلومیت او و عدد هفتاد و دو شهید همراهش تأییدی بر حسینی بودن این نظام و معمارانش گردید. ▪️شأن قوّه‌ی قضائیه در نظام جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از حقوق مردم و احیاء حقوق عامّه و آزادیهای مشروع، مبارزه با مفاسد، اجرای عدالت، و اقامه‌‌ی حدود الهی و نظارت بر اِعمال قانون است. ثمره‌ی موفقیت در این مسیر، علاوه بر کسب رضایت الهی، تقویت اعتماد مردم به این رکن نظام خواهد بود. انتظار بحق از همه‌ی قوا، دستگاه‌ها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شأن والای ملّت، تنظیم و بازآرایی کنند. در این زمینه قوّه‌ی قضائیه جایگاهی کم‌نظیر و بلکه بی‌بدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد که این مستلزم پیگیری روند اصلاح و بازسازی در داخل خود این قوّه نیز می‌باشد. اکنون انتظار عمومی جامعه آن است که شاهد تأکید عملی بر این امر در عملکرد قوّه‌ی قضائیه باشند. به‌ گونه‌ای که تحوّل قضائی، از کلمات درج شده در سند تحوّل و طرح‌ها و نقشه‌های راه، به فعلیّت رسیده و جلوه‌های آن در همه‌ی عرصه‌های مربوطه، از اتاقهای مجتمع‌های قضائی و جلسات دادگاه‌ها تا محیط‌های عمومی و فضای اجتماعی نمایان گردد؛ آنچنان که مردم آثار مثبت آن را در زندگی روزمره‌ی خود در قاطعیت مقابله با انواع مفاسد، کاهش تضییع حقوق، سرعت رسیدگی، ارتقاء سلامت و اِتقان آراء قضات، و دسترسی آسان‌تر به شاخص‌های عدالت مشاهده نمایند. در این تصویر از قوّه‌ی قضائیه باید اجرای عدالت به پایه‌ای برسد که هر مظلومی آن را مأمن خود بداند و بخصوص کسانی که به‌نوعی از قدرتی برخوردارند، جرأت تعدّی به حقوق دیگران را نداشته باشند و باب سفارش و توصیه در آن به طور کلّی مسدود شده و داشتن آشنا در بخشهایی از آن هیچ مزیّتی بشمار نیاید. ▪️ البته احقاق حقوق ملّت، تنها در مسائل فردی خلاصه نمیشود و انواع حقوق عامّه و اجتماعی آنان، از حقّ امنیت اقتصادی و دسترسی عادلانه به فرصت‌ها تا حقّ برخورداری عادلانه از مواهب طبیعی، محیط زیست سالم، آزادیهای مشروع، و حکمرانی کارآمد نیز از زمره‌ی مسائل مهم در جهت گسترش عدالت قلمداد می‌گردد. از جمله یکی از مهمترین مسائل حقوقی و قضائی مربوط به همه‌‌ی ملّت ایران در این برهه‌ی زمانی، پیگیری و احقاق حقوق تضییع شده‌ی آنان در اثر جنایات مجرمان بین‌المللی و مستکبران و تجاوزکاران جهانی بخصوص در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ می‌باشد. ▪️ از خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی دوم و سوم تا صدمات و لطمات جسمی و روحی و مادّی و معنوی وارد شده به کشور عزیزمان و هر یک از آحاد ملّت مظلوم ایران در داخل و حتّی خارج از کشور؛ از کودک‌کشی‌ها و جنایات جنگی بی‌سابقه در میناب و لامِرد تا حمله به مراکز درمانی و خدماتی؛ از کشتار نوزادان چند روزه تا کهنسالان عزیز؛ و در رأس همه‌ی‌ آنها شهادت شخصیت بی‌بدیل، گوهر بی‌همتا و یگانه دوران، پیشوای مجاهد عظیم‌الشّأن اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف، هر کدام پرونده‌ای از صدها و بلکه هزاران پرونده حقوقی مهم را تشکیل میدهد که در محاکم قضائی داخلی و بین‌المللی باید با جدّیت دنبال شود. آنچه مسلّم است گریبان جنایتکاران را بایستی گرفت و آنان را به سزای اَعمال مجرمانه‌شان رساند. ▪️ نکته‌ی مهم در این مقوله، اوّلاً اعترافات و حتی افتخار وقیحانه‌ی بعضی از سران دشمن امریکایی، صهیونی به این جنایتها است که قطعاً اقرار به جنایت محسوب گشته و مقدّمات احقاق حقوق تضییع شده‌ی ملّت را به شکل مناسبی فراهم ساخته است.
ثانیاً لازمه‌ی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورت گرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام به‌نوبه‌ی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود. ▪️ البته برای توفیق در مسیر تحوّل همه‌جانبه‌ی قضائی و شتاب بیشتر در رسیدن به اهداف گفته شده، تمهیدات و الزامات گوناگونی مورد نیاز است که عمدتاً در دیدارهای سالیانه‌ی مسئولان قضائی و توصیه‌ها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیم‌الشّأن شهید قَدّس‌الله نفسه‌الزکیّه بارها بیان شده و توجّه جدّی به آنها و تلاش برای تحقّقشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوّه‌ی قضائیه محسوب میشود مورد تأکید و خواست جدّی اینجانب است. ▪️ راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبه‌ی عالی، انگیزه و اراده‌ی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهره‌گیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد. تحقّق این همه، باذن‌الله و در سایه‌ی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّل‌الله تعالی‌فرجه‌الشّریف میسّر خواهد گشت ان‌شاءالله. ✍️ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای 🗓️ ۷/تیر/۱۴۰۵ 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=63111 📲 @rahbar_enghelab_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۵۹🎬 با دیدن سرشلوغی طاها، بدون مقدمه شروع می‌کند: -«بچه‌های دایره تشخیص هویت و تیم
🕸🦇 🎬 رضا برای چند لحظه به طاها خیره می‌شود. خیال می‌کرد عمدا می‌خواهد از بروز احساساتش اجتناب کند اما حالا فقط با چند کلمه، تمام آن بی‌تفاوتیِ ظاهری فرو ریخته بود. با دستی که آزاد است چانه‌اش را می‌خاراند و به آرامی می‌گوید: -«نیم ساعت پیش با یاسر حرف زدم. دکتر گفته خطر رفع شده...» طاها آرام چشم‌هایش را می‌بندد و نفس کوتاهی بیرون می‌دهد. رضا کمی دست دست می‌کند تا جمله بعدی را بگوید: -«اگه...بخوای... می‌تونم هماهنگ شم یه سر بری بیمارستان.» طاها نگاهش را دوباره به پرونده‌های روی میز می‌اندازد. اصلا نمی‌تواند و نمی‌خواهد که با کمیل رو در رو شود. چیزی در پستوهای ذهنش آزارش می‌دهد. صدای شکستن غرورش است یا...؟ نفسش را محکم بیرون می‌دهد: -«لازم نیست...» رضا متعجب ابرو بالا می‌اندازد. همان لحظه تلفن روی میز به صدا درمی‌آید. طاها برای لحظه‌ای نگاهش روی شماره‌ قفل می‌شود. به محض وصل کردنِ تماس صدای یاسر درون گوشش می‌پیچد. -«عامو خوشی نشستی اداره؟! پاشو بیو بیمارستان ببینم!» طاها با حرص موهای سرش را چنگ می‌زند! -«کار دا...» -«کار نداشته باش! طاها، یا نیم ساعت دیگه ایجایی یا همین الانو زنگ می‌زنُم حاجی، قشنگ اَ خجالتت درآد!» از آنجا که دستش به یاسر نمی‌رسد، اخمش را حواله‌ی رضا می‌کند! رضا که انگار تا ته قضیه را می‌داند، با دیدن اخم طاها، شانه بالا انداخته و لب‌هایش را جمع می‌کند. بی‌صدا و با ایما و اشاره می‌گوید: -«من هیچ کاره‌ام به خدا!» -«شنیدی طاهووووو!؟» طاها نفسش را بیرون می‌دهد. انگشت اشاره‌اش را روی شقیقه فشار می‌دهد. انگار وسط جدالی بزرگ گیر افتاده! جدالی که در آن دلش می‌گفت برو و عقلی که پای رفتنش را زنجیر می‌بست! تلفن را کمی از گوشش فاصله داده و با لحن تسلیم‌شده‌ای می‌گوید: -«چرا داد و هوار راه انداختی سید؟! باشه! میااممم!» یاسر با لبخندی که سعی در جمع کردنش دارد می‌گوید: -«نمی‌مردی خو اگه اَ هَمو اول حرف گوش می‌کِردی! خوبِت شد رو اعصابُم خط افتاد؟!» بی‌آنکه به طاها مجال صحبت کردن بدهد، تماس را قطع می‌کند! طاها چند ثانیه همان‌طور به تلفن خیره می‌ماند. نه پای رفتن دارد، نه جرأتِ ماندن! انگار صدای یاسر لابه‌لای دیوارهای اتاق می‌چرخد. ولش نمی‌کند! در این بین، رضا خیلی نامحسوس و طبیعی از اتاق خارج شده و خودش را از دست طاها نجات می‌دهد! پای طاها ضرب می‌گیرد. با خودش زمزمه می‌کند: -«فقط چند دقیقه میرم ازش جزئیات اتفاق و می‌پرسم! چند دقیقه!» ____ یاسر دستی به محاسنش کشیده و نگاهش را بین کمیل و طاها تقسیم می‌کند! هر دو زل زده‌اند به یکدیگر! طاها پای راستش را روی پای دیگرش می‌اندازد و با لحنی کاملا خشک و جدی می‌گوید: -«بهتری؟» همین جمله کافیست تا کمیل ماسک اکسیژن را از صورتش بردارد و لب‌های ترک خورده‌اش را از هم فاصله دهد. -«بـ...برات مهمه؟! ادای آد..آدمای نگران و... در نیار! تمام غمت این...اینه که اون...روز اوضاع از...کنترلت...خارج شد.» یاسر هاج و واج مانده! می‌خواهد حرفی بزند که طاها کمی به جلو خم شده و می‌گوید: -«تو چی؟! این بار چندمه بدون اینکه خبر بدی کل مسیر عملیاتو با خود خواهیات عوض کردی؟! اون وسط عوض اینکه نیروهامون دنبال سوژه‌ها باشن، تمرکزشون رو پیدا کردن تو بود!» 🗓۱۴۰۵/۰۴/۰۷ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail