eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
ثانیاً لازمه‌ی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورت گرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام به‌نوبه‌ی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود. ▪️ البته برای توفیق در مسیر تحوّل همه‌جانبه‌ی قضائی و شتاب بیشتر در رسیدن به اهداف گفته شده، تمهیدات و الزامات گوناگونی مورد نیاز است که عمدتاً در دیدارهای سالیانه‌ی مسئولان قضائی و توصیه‌ها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیم‌الشّأن شهید قَدّس‌الله نفسه‌الزکیّه بارها بیان شده و توجّه جدّی به آنها و تلاش برای تحقّقشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوّه‌ی قضائیه محسوب میشود مورد تأکید و خواست جدّی اینجانب است. ▪️ راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبه‌ی عالی، انگیزه و اراده‌ی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهره‌گیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد. تحقّق این همه، باذن‌الله و در سایه‌ی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّل‌الله تعالی‌فرجه‌الشّریف میسّر خواهد گشت ان‌شاءالله. ✍️ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای 🗓️ ۷/تیر/۱۴۰۵ 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=63111 📲 @rahbar_enghelab_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۵۹🎬 با دیدن سرشلوغی طاها، بدون مقدمه شروع می‌کند: -«بچه‌های دایره تشخیص هویت و تیم
🕸🦇 🎬 رضا برای چند لحظه به طاها خیره می‌شود. خیال می‌کرد عمدا می‌خواهد از بروز احساساتش اجتناب کند اما حالا فقط با چند کلمه، تمام آن بی‌تفاوتیِ ظاهری فرو ریخته بود. با دستی که آزاد است چانه‌اش را می‌خاراند و به آرامی می‌گوید: -«نیم ساعت پیش با یاسر حرف زدم. دکتر گفته خطر رفع شده...» طاها آرام چشم‌هایش را می‌بندد و نفس کوتاهی بیرون می‌دهد. رضا کمی دست دست می‌کند تا جمله بعدی را بگوید: -«اگه...بخوای... می‌تونم هماهنگ شم یه سر بری بیمارستان.» طاها نگاهش را دوباره به پرونده‌های روی میز می‌اندازد. اصلا نمی‌تواند و نمی‌خواهد که با کمیل رو در رو شود. چیزی در پستوهای ذهنش آزارش می‌دهد. صدای شکستن غرورش است یا...؟ نفسش را محکم بیرون می‌دهد: -«لازم نیست...» رضا متعجب ابرو بالا می‌اندازد. همان لحظه تلفن روی میز به صدا درمی‌آید. طاها برای لحظه‌ای نگاهش روی شماره‌ قفل می‌شود. به محض وصل کردنِ تماس صدای یاسر درون گوشش می‌پیچد. -«عامو خوشی نشستی اداره؟! پاشو بیو بیمارستان ببینم!» طاها با حرص موهای سرش را چنگ می‌زند! -«کار دا...» -«کار نداشته باش! طاها، یا نیم ساعت دیگه ایجایی یا همین الانو زنگ می‌زنُم حاجی، قشنگ اَ خجالتت درآد!» از آنجا که دستش به یاسر نمی‌رسد، اخمش را حواله‌ی رضا می‌کند! رضا که انگار تا ته قضیه را می‌داند، با دیدن اخم طاها، شانه بالا انداخته و لب‌هایش را جمع می‌کند. بی‌صدا و با ایما و اشاره می‌گوید: -«من هیچ کاره‌ام به خدا!» -«شنیدی طاهووووو!؟» طاها نفسش را بیرون می‌دهد. انگشت اشاره‌اش را روی شقیقه فشار می‌دهد. انگار وسط جدالی بزرگ گیر افتاده! جدالی که در آن دلش می‌گفت برو و عقلی که پای رفتنش را زنجیر می‌بست! تلفن را کمی از گوشش فاصله داده و با لحن تسلیم‌شده‌ای می‌گوید: -«چرا داد و هوار راه انداختی سید؟! باشه! میااممم!» یاسر با لبخندی که سعی در جمع کردنش دارد می‌گوید: -«نمی‌مردی خو اگه اَ هَمو اول حرف گوش می‌کِردی! خوبِت شد رو اعصابُم خط افتاد؟!» بی‌آنکه به طاها مجال صحبت کردن بدهد، تماس را قطع می‌کند! طاها چند ثانیه همان‌طور به تلفن خیره می‌ماند. نه پای رفتن دارد، نه جرأتِ ماندن! انگار صدای یاسر لابه‌لای دیوارهای اتاق می‌چرخد. ولش نمی‌کند! در این بین، رضا خیلی نامحسوس و طبیعی از اتاق خارج شده و خودش را از دست طاها نجات می‌دهد! پای طاها ضرب می‌گیرد. با خودش زمزمه می‌کند: -«فقط چند دقیقه میرم ازش جزئیات اتفاق و می‌پرسم! چند دقیقه!» ____ یاسر دستی به محاسنش کشیده و نگاهش را بین کمیل و طاها تقسیم می‌کند! هر دو زل زده‌اند به یکدیگر! طاها پای راستش را روی پای دیگرش می‌اندازد و با لحنی کاملا خشک و جدی می‌گوید: -«بهتری؟» همین جمله کافیست تا کمیل ماسک اکسیژن را از صورتش بردارد و لب‌های ترک خورده‌اش را از هم فاصله دهد. -«بـ...برات مهمه؟! ادای آد..آدمای نگران و... در نیار! تمام غمت این...اینه که اون...روز اوضاع از...کنترلت...خارج شد.» یاسر هاج و واج مانده! می‌خواهد حرفی بزند که طاها کمی به جلو خم شده و می‌گوید: -«تو چی؟! این بار چندمه بدون اینکه خبر بدی کل مسیر عملیاتو با خود خواهیات عوض کردی؟! اون وسط عوض اینکه نیروهامون دنبال سوژه‌ها باشن، تمرکزشون رو پیدا کردن تو بود!» 🗓۱۴۰۵/۰۴/۰۷ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
امیرحسین ساجدی @SAJEDIFR4_5830137501221655830.mp3
زمان: حجم: 38.8M
شبتون آروم با نوای که آرامش بخش دلهاست ❤️ 🍎خلوت شبانہ باقࢪانمون.... 🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شما جای مجری بی بی سی باشید، تو این موقعیت «چی نمیگید؟» @YazdFars
. 🔸شرکت در تشییع شهید و احیای انگیزۀ شهادت در انسان🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 تشییع و احترام به شهدا، مثل همان کاریست که در قدیم‌ها می‌کردند. قبلاً که کبریت نبود، نمی‌شد به این راحتی آتش درست کنند. معمولاً از همسایه آتش قرض می‌گرفتند. بچه‌ها مقداری خاکستر کف دستشان می‌گذاشتند و دو تا حبه آتش می‌گذاشتند روی خاکستر و به خانه می‌آوردند. به این کار «اقتباس» می‌گفتند. شرکت در و نماز شهید ، یعنی برای این منقلِ ذغالمان، مقداری آتش قرض کنیم. شما می‌پرسید آتش چه تأثیری دارد و اگر نباشد، ما چه کم داریم؟ گوشت را دیده‌ای که اگر دور از آتش باشد، چطور عفونت می‌کند و بوی گندش همه چیز را بر می‌دارد؟ انسان مثل این گوشت است. وقتی در رفاه و راحتی است، مثل گوشت، عفونتِ بی‌دردی پیدا می‌کند. بی‌دردی و بی‌رگی هم کم عفونتی نیست. همین گوشت را اگر به جای اینکه در هوای آزاد باشد، یک مقداری روی آتش بگیرند، عطر کباب آن زانوی آدم را سست می‌کند! انسان وقتی در مصیبت قرار می‌گیرد مثل گوشتِ روی آتش، معطر می‌شود. از انسان، گندزدایی و غفلت‌زدایی می‌کند. همینکه انسان می‌گوید «اِنّا لِلّه»، به یاد این می‌افتد که مال خداست؛ به یاد این می‌افتد که «انّا الیه راجعون»: به سوی خدا بر می‌گردد. بعد وقتی انسان می‌بیند که شهید، اینطور به خدا رجوع کرده، دهان انسان ! ندیده‌اید که وقتی ترشی می‌بینید، دهانتان آب می‌افتد؟ اهل معرفت هم وقتی شهید را می‌بینند دهانشان آب می‌افتد. اینطور رفتنی، اینطور تمام‌کردنی، این طور پایان‌دادنی، دهان بسیاری را آب می‌اندازد که از خدا، شهادت را آرزو کنند. @haerishirazi
. 🔸نظر عنایت امام زمان(ع) به مراسم تشییع شهید🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 خون شهدا گیرا است. کسی که در شرکت می‌کند، گرفتار این خون می‌شود؛ این خون او را ؛ او را منقلب می‌کند؛ او را از دنیا می‌کَند، دنیا را در نظر او کوچک می‌کند، خدا در نظر او بزرگ می‌شود. این مراسمی است که (علیه السلام) به آن . ما که از اینجا خرج می‌کنیم تا به مکه برویم، برای چیست؟ برای این است که خدا به آن اماکن نظر دارد. کسانی که موفق به تشییع این شهداء شدند، خداوند متعال به برکت این شهدا، قلب تمام شرکت‌کنندگان در مراسم تشییع آنها را به قلب شهدا نزدیک بفرماید. اگر بدنبال حکمت‌های ناب هستید، هم‌اکنون عضو کانال آیت‌الله حائری شیرازی شوید: eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3