eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
898 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
@malakeservatScreen_Recordin-1697380432236.mp3
زمان: حجم: 11.7M
صوت دلنشین سوره واقعه 💥امام باقر علیه السلام : هر آنکس در هر شب پیش از خواب سوره واقعه را بخواند خدا را ملاقات می کند در حالی که چهره اش چون ماه شب چهارده تابان باشد. ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۶۴🎬 چند ثانیه سکوت، اتاق را در خود فرو می‌برد. طاها نگاهش را از روی عکس‌ها برنمی‌د
🕸🦇 🎬 بخار قابلمه هنوز در هوا می‌چرخد. مهلا سرش را روی شانه‌ی مادر می‌گذارد. با انگشت‌های کوچکش یقه‌ی لباس لیلا را می‌کشد و معترض می‌گوید: -«بابا همیشه دیر میاد...» لبخند لیلا پررنگ‌تر می‌شود. مهلا از آغوشش پایین می‌آید و با کفش‌های پاشنه‌بلند، تِلق‌تِلق‌کنان آشپزخانه را متر می‌کند! لیلا زیر قابلمه را خاموش می‌کند. در همان لحظه، صدای زنگ آیفون، در خانه می‌پیچد. لیلا برای یک ثانیه همان‌جا خشک می‌شود. مهلا سریع سرش را بلند می‌کند: -«بابااا؟!» کفش‌هایش را همان‌جا در آورده و به سمت هال می‌دود! -«مهلا مامان درو باز نکنااا!» صدای قلبش واضح‌ به گوش می‌رسد. پا تند می‌کند و قبل از آنکه مهلا با پرش‌هایش دستش را به آیفون برساند او را کنار می‌زند. -«کیه؟» مرد پشت در با مکثی کوتاه می‌گوید: -«بسته‌ دارید! لطفا بیاید تحویل بگیرید!» ابروهای لیلا در هم می‌رود. نگاهش روی ساعت قفل می‌شود. ناخودآگاه دستش روی شانه‌ی کوچک دخترش محکم‌تر شده و با تردید می‌گوید: -«ما بسته نداشتیم.» -«مگه اینجا منزل خانم لیلا مرادی نیست؟!» -«هست.» با مکثی کوتاه ادامه می‌دهد: -«لطفا بسته رو بدید به سوپریِ سر کوچه... بعدا میرم ازشون می‌گیرم!» -«خانم نمی‌تونم! برام دردسر میشه.» لیلا با کلافگی موهایش را از جلوی صورتش کنار می‌زند. گوشیِ آیفون را سر جایش می‌گذارد و درحالی که دست مهلا را می‌کشد به سمت آشپزخانه می‌رود و می‌گوید: -«بیا مامان جان! بیا غذامونو بخوریم!» رضا نگاه از مانیتور برداشته و کد‌ها را روی کاغذ یادداشت می‌کند. - «یه پیام از یه خط ناشناس داریم...» برای نیم ساعت قبله! چون احتمال دادم از طرف میلاد باشه بهت زنگ زدم! طاها کنار رضا نشسته و پیام را می‌خواند: «تن من قایق لنگر زده در طوفان است، خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است!» انگشتان طاها روی میز ضرب می‌گیرند. -«رضا جان این کانال ارتباطی رو حفظ کن! اول ازش رمز بخوا تا مطمئن شی خود میلاده، بعد با بچه‌های سایبری و تیم رمز گشایی لینک شو. ببین چطوری می‌‌تونی از طریق نیروهامون تو اسرائیل میلاد و پیدا کنی. می‌سپارمش به تو!» رضا سرش را به علامت تأیید تکان می‌دهد. کاغذ کدها را تا کرده و داخل جیبش می‌گذارد. -«میگم الان قضیه‌ی شرکته چی میشه طاها؟ سیستم امنیتی‌شون خیلی قویه! تا وقتی یکی رو نفرستیم اون تو نمی‌تونیم اطلاعات گیر بیاریم. وضعیت کمیلم که برای این ماموریت مناسب نیست!» طاها لحظه‌ای سکوت می‌کند. نگاهش از روی میز بالا می‌آید و مستقیم روی رضا قفل می‌شود. -«نمی‌تونیم منتظر کمیل بمونیم...» ته دلش از گفتن این جمله خوشحال است! از اینکه حداقل این‌بار می‌تواند دست و پایش را ببندد تا بیشتر از این خود را درب و داغان نکند! با یاسر تماس می‌گیرد. فعلا تنها گزینه برای این ماموریت کسی نیست جز او! دقیقا بیست دقیقه‌ی بعد یاسر با کیسه‌ای پر از کمپوت وارد اتاق طاها می‌شود... به محض ورود کیسه را روی میز گذاشته و با خشمی نمایشی می‌گوید: -«عامو ای کمیلو شورشو در آورده ها! زحمت کشیدُم کمپوت گلابی و گیلاسو براش خریدُم، ناز کِرده نخورده! خو به کتفِ چپِ مرغو! نخوره... خودوم می‌خورُم!» طاها با لبخند روی مبل ولو می‌شود. -«عجب!» یاسر متاسف سر تکان داده و مقابلش می‌نشیند. -«خو حالو! خوشت میاد ازش بد میگم؟» نفس عمیقی کشیده و پای چپش را روی پای راست می‌اندازد! -«چه خبر؟ زندانیت نکِردَن؟» ✔️ 🗓۱۴۰۵/۰۴/۱۴ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برای گرفتن عکس‌های بهتر از تشییع ببینید👇 ۱. پیام سنجاق در این کانال: https://eitaa.com/akasbanoo_ir ۲. تماشای با دقت عکس‌های این کانال: https://eitaa.com/maenaphoto ۳. جستجوی و عبارت «عکاسی» در این کانال: https://ble.ir/fahimehseyfii ۴. 15 نکته ضروری برای عکاسی مقدماتی؛ چگونه عکاس بهتری شویم؟ https://noornegar.com/blog/20-essential-photography-tips-for-beginners/ ۵. کادر _ کادر بندی در عکاسی برای ایجاد تصاویر قدرتمند - پایگاه خبری عکاسان جوان https://yphc.ir/news/92217/framing-framing-in-photography-to-create-powerful-images/ ۶. کادر بندی در عکاسی |انواع کادر عکس و اصول کادربندی حرفه‌ای https://digicenter.ir/blog/framing-in-photography/
موکب پذیرایی بین راه اردستان
پشتیبانی از جبهه رو دل بدید.
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
پشتیبانی از جبهه #تشییع رو دل بدید.
صد دانه تخم مرغ دسته به دسته با نظم و ترتیب یکجا نشسته