💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#تب_تند 🔥 #قسمت۵ 🎬 مادر جوابی نداد و درسا با حرص چشم به صفحهی تلویزیون دوخت. حوصلهاش سر رفته بود
#تب_تند 🔥
#قسمت۶ 🎬
درسا که تمام محتوای قلبش به درون پاهایش تخلیه شده و به خاطر از جا پریدن، پاهایش از مبل به پایین افتاده بود، چشمانش را بست و گوشی را خواباند.
- ترسوندیم وحشی! این چه طرز اومدنه؟
پرهام بیتوجه به او نگاهش را به تلویزیون داد. کاپشن قهوهایرنگی را که در دست داشت، روی دستهی کاناپه انداخت و کنترل را از روی میز کنار دست درسا برداشت. همزمان که صدای تلویزیون را بیشتر میکرد، مقابل آن روی زمین نشست. پدر هم وارد شد. بعد از سلام کردن درحالیکه دستش را به کمرش تکیه داده بود، چشمانش جذب صفحهی تلویزیون شد. مجری در حال شرح پیام ترامپ بود. برای درسا مهمتر از پیام تلویزیونی، اثبات دروغ بمباران مدرسه بود. باز سرش را درون گوشی کرده و خبرها را مرور کرد. آنقدر که متوجه نشد کی مادرش با سینی چای آمد و بعد از گذاشتنش روی میز کنار او نشست.
- چی داری میخونی که اینقدر مهمه؟
درسا با گفتن «ها؟» سر بلند کرد. نگاهی به مادر و بعد پدرش که او هم با حرف مادر، نظرش به طرف او جلب شده بود، انداخت. هر دو کاملا کنجکاو بودند بفهمند او به چه چیزی اینطور با دقت نگاه میکند. درسا صفحهی گوشی را به طرف آنها گرفت.
- میگن یه مدرسه رو زدن.
پدر کاملاً به طرف او چرخید و پرسید:
- کیا؟
درسا جواب داد:
- میگن آمریکا زده!
مادر سر تکان داد:
- دروغه! وگرنه ماهواره میگفت.
همه نگاهشان را به صفحهی تلویزیون دوختند و همان موقع زیرنویسی رد شد.
- خبرهای تأیید نشدهای از انفجار در مدرسهای در میناب مخابره شده است.
پرهام که لم داده و به آرنجش تکیه زده بود، بدون آنکه نگاه از تلویزیون بگیرد، دست دیگرش را بالا برد:
- باور کنید کار خودشونه.
مادر با دلسوزی گفت:
-آخی بیچارهها!
پدر از ایستادن خسته شد و روی مبلی نشست:
- آهِ جوونای بدبختی که همین دوماه پیش کشتن به خودشون برگشت، کارما همینه.
پرهام بلند شد. درست نشست و رو کرد به پدرش:
- کارما نه، بگو کاراونا... رژیم زده مدرسه رو پوکونده که بندازه گردن ترامپ تا باز این مردم احمقو گول بزنه، وگرنه اونا که با مردم عادی کار ندارن.
پرهام دوباره به حالت قبلش برگشت و درسا با ابروهای درهم چشم به صفحهی تلویزیون دوخت و پچ زد:
- ولی اون بچهها که گناه نداشتن.
مادر «نچ»ی کرد و سری به اطراف تکان داد.
- عجب حیوونایی هستن که از یه مشت بچه مدرسهای هم نگذشتن، آخه چقدر خون باید پای بقای شما بریزه؟
پدر یکی از فنجانهای چای را برداشت و گفت:
- منفعت خانم!.. منفعت جواز هر جنایتی رو صادر میکنه.
درسا دیگر نه به آزادی، نه به بازگشت سلطنت، نه به جشن نابودی رژیم و به هیچچیز دیگر فکر نمیکرد. در ذهن او فقط یک چیز وجود داشت.
«بچههایی که زیر آوار مانده بودند.»
سرش را در گوشی فرو کرد. خبرها همان اخبار قبلی بودند، فقط با این تفاوت که عکسهایی از مدرسه خراب شده هم ضمیمهی آنها شده بود. درسا نگاهش را به گرد و خاک برخاستهی درون عکس دوخت و با خودش گفت:
- لازم بود، این کارو بکنید؟
پدر و مادر مشغول صحبت در مورد عمو و برنامهی او بودند و پرهام تمام وجودش گوش شده و به صدای بلند گوینده داده بود تا تکتک کلمات را به ذهنش بسپارد. ذهن درسا پر شده بود از تصویر مدرسه آوار شده و چهرههای گریان و نگران پدر و مادرها و این فکر که آن دختربچهها امروز صبح با چه ذوقی به مدرسه رفتهاند.
#پایان_قسمت۶✔️
🗓۱۴۰۵/۰۶/۰۷
💥 @tarhe_tahavol 📻
💭 @ANAR_NEWSS 🎙
🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
هدایت شده از 💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان #تبِتند هستیم👇🌹🍃
🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=tabetond
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠
امیرحسین ساجدی @SAJEDIFR4_5830137501221655830.mp3
زمان:
حجم:
38.8M
شبتون آروم با نوای #قرآن که آرامش بخش دلهاست ❤️
🍎خلوت شبانہ باقࢪانمون....
🌱#حالـــــتوسادهخوبکن
شانزده کتاب صوتی خلاصه شده از آقای شهید
🎧 خون دلی که لعل شد؛ شنیدن
🎧 مرگ تاجرانه؛ شنیدن
🎧 تربیت ماندگار؛ شنیدن
🎧 خلوت انس؛ شنیدن
🎧 صاعقه گناه؛ شنیدن
🎧 تفسیر سوره حمد؛ شنیدن
🎧 معیشت پرهیزکارانه؛ شنیدن
🎧 معیشت مومنانه؛ شنیدن
🎧 دغدغه های فرهنگی؛ شنیدن
🎧 دشمن شناسی؛ شنیدن
🎧 غرب شناسی؛ شنیدن
🎧 فلسطین؛ شنیدن
🎧 آفتاب در مصاف؛ شنیدن
🎧 ولایت فقیه؛ شنیدن
🎧 انسان ۲۵۰ ساله؛ شنیدن
🎧 روش تحلیل سیاسی؛ شنیدن
📝پن:
پیشنهاد میکنیم شنیدن این آثار از اعجوبهٔ دوران حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنهای قدّس سره را از دست ندهید؛ خودتان گوش کنید و آن را به خانواده، دوستان، دانشجویان و بهویژه جوانان هم معرفی کنید. جهت سهولت استفادهٔ شما بزرگواران، نسخهٔ صوتی و خلاصهٔ این کتب گرانسنگ تقدیم شد. میتوان حتی داخل خودرو یا هنگام پیادهروی، پای منبر رهبر شهید نشست.
🔆کانال بصیرتی ولایت آخرالزمان
@velayateakharazaman
https://eitaa.com/mobarezejahl
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
https://eitaa.com/b_Islam
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠
آ سورة يوسف.كريم منصوري.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
شبتون آروم با نوای #قرآن که آرامش بخش دلهاست ❤️
🚩 کلاس مال لندن هست، بگویید درس!
ویژگیهایی از رهبر انقلاب به نقل از شاگردان ایشان
🇮🇷 @anarstory
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لالا لالا لالایی...
🔹کمکم باید حالت خوب بشه...
☑️ورزشکار ژیمناستیک و اسکیت
☑️نفر اول کلاس چرتکه
☑️حل مکعب روبیک کمتر از یک دقیقه
☑️انگلیسی را مانند بلبل صحبت میکرد و...
🎤روایت رضا مسعودی از تیارا صادقی دختر هشت ساله یزدی در شبکه سه
🇮🇷#روایتدارالعباده | روایت مردم یزد🇮🇷
https://eitaa.com/revayateyazd
🆔@revayateyazd