_غمگینی ؟ دلت بغل میخواهد ؟ مگر دستانت قطع شده اند ؟! خودت ، خودت را در بغل بگیر .
ای سخت دلان سست پیمان ؛
این شرط وفا بود که بی دوست ؛
بنشینمُ صبر پیش گیرم ؛
دنبالهی کار خویش گیرم .
آنِمن.
_
کهنه محبوب من !
اکنون اگر میخواهی بعد از مدت ها من را بنگری ؛ بدان که تغییرات بسیاری کرده ام . بدان که دیگر نمیتوانی به سادگی احساسات را از میان حرف هایم بیرون بکشی . بدان که من دیگر به راحتی مهربانی نمیکنم . کنار کسی که تنهاست نمینشینم . همصحبت سکوت آدم ها نمیشوم . اینگونه است که گاهی حس میکنم تنهاترینم . تنها ترین آدمِ این کرهی خاکی . . .