دلم نمیخواد این سفر تموم شه…
هر قدمی که برمیدارم تو مسیر مشایه،
پر از خاطرههای قشنگه.
آدمایی که با لبخند و یه لیوان آب
یا یه استکان چای ازت پذیرایی میکنن،
بدون اینکه حتی اسمتو بدونن!
انگار از خودشون میدوننت.
مهربونیهاشون بیحده…
یکی برات خرما میاره،
یکی کفشاتو واکس میزنه،
یکی میگه "الحسین یجمعنا" و با این جمله، قلبتو گرم میکنه (:
انگار همهشون خانوادهتن.
محبت این مردم بینهایتِ...
صدای مداحی عربی همهجا پیچیده،
گاهی شور و حالی میده که
دلت میخواد باهاش قدماتو تندتر کنی،
گاهی هم پر از سوزه و اشک بیاختیار
از چشمات میاد پایین.
هوا پر از بوی چای تازه دم،
نان داغ و غذاهای محلیه…
ولی چیزی که همهجا حس میشه،
بوی عشق و ارادت به امام حسینه.
شب که میشه، مسیر پر از چراغ و نور میشه،
صدای "لبیک یا حسین" از همه طرف میاد.
خستهای، پاهات درد میکنه،
ولی انگار دلت راه میره، نه پاهات.
اینجا زمان معنی نداره…
فقط میخوای همین مسیر،
همین صداها ، همین اشکها و لبخندها،
هیچوقت تموم نشه.
[ خانـم ِمحب ]
هدایت شده از مِنَالغَریـبالیالحَبیب :)
ولی دوستان دوتا چیز و همیشه باید دعا کرد براش یکی توفیق اشک برا اهل بیت و سیدالشهدا و یکی هم توفیق نماز شب ..
یهو میبینی تموم شده رفته 💔
اِقرَاء .
پایان ِ۲۹ *
و ختم قرآنم در آغوش نور بین الحرمین میان عطر حرم ها و نگاه آسمان جان گرفت 🥺🌱>>>
ساعت وصله…
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی؛
امروز جمعهست، دمِ اربعینه…
دلها بیقرارن و دلت میخواد
پر بکشی سمت کربلا.
همین الان خودتو روی
خاک کربلا حس کن و نگاهت
به گنبد طلایی باشه.
دلها چشمبهراه ِ
ظهور امام زمان (عج)،
که دنیا پر از عشق و عدالت بشه.
هر نفس، دعاییه برای فرج و وصال…
و هر دلی که عاشق حسین باشه،
میدونه راهش، راه انتظار اوست.