AQRA133.enc_17375813955636971638775.mp3
زمان:
حجم:
4M
گاهی فراق ِکربلـا
شیرینتر از وصـال ِ...
هدایت شده از أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
•••••
از آهِ پُر سوزِ تو عالم گریه میکرده
با یارضایَت اهل قُم هم گریه میکرده
آبی تکان خورده است آیا در دلت؟ هرگز!
پای حرامی شد رکاب مَحمِلت؟ هرگز!
چشمانِ شورِ بیحیا شد مشکلت؟ هرگز!
بازارِ قم گردیده آیا قاتلت؟ هرگز!
سهمِ دلِ رنجورِ تو غم شد؟ نشد در قم
از معجرت یک تار نخ کم شد؟ نشد در قم
آیا تمام گلشنَت در یک زمان پژمرد ؟
تیزیِ سنگِ شام بر پیشانیِ تو خورد ؟
اصلاً طنابِ شمر تا اینجا تو را آزُرد ؟
خورجینی آیا هستی ات را در تنوری بُرد ؟
با خندههای نیزه داری پست باریدی ؟
راسِ برادر را سرِ سرنیزهای دیدی ؟
زینب میانِ شهر پُر نیرنگ گیر افتاد
زینب میان قومِ بیفرهنگ گیر افتاد
زینب میان کوچه های تنگ گیر افتاد
زینب به زیر ازدحام سنگ گیر افتاد
این آینه خیلی ترک خورده است در کوچه
از دست شاگردش کتک خورده است در کوچه
•••••
[شبِشهادتخانمحضرتفاطمه
معصومهسلاماللهعلیها_قمالمقدسة]