أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
•• از جگر سوختگان آهِ شرربار ببین خیز از طوس و بیا حال مرا زار ببین • کاش میشد که دل سیر تماشات کن
•••••
از آهِ پُر سوزِ تو عالم گریه میکرده
با یارضایَت اهل قُم هم گریه میکرده
آبی تکان خورده است آیا در دلت؟ هرگز!
پای حرامی شد رکاب مَحمِلت؟ هرگز!
چشمانِ شورِ بیحیا شد مشکلت؟ هرگز!
بازارِ قم گردیده آیا قاتلت؟ هرگز!
سهمِ دلِ رنجورِ تو غم شد؟ نشد در قم
از معجرت یک تار نخ کم شد؟ نشد در قم
آیا تمام گلشنَت در یک زمان پژمرد ؟
تیزیِ سنگِ شام بر پیشانیِ تو خورد ؟
اصلاً طنابِ شمر تا اینجا تو را آزُرد ؟
خورجینی آیا هستی ات را در تنوری بُرد ؟
با خندههای نیزه داری پست باریدی ؟
راسِ برادر را سرِ سرنیزهای دیدی ؟
زینب میانِ شهر پُر نیرنگ گیر افتاد
زینب میان قومِ بیفرهنگ گیر افتاد
زینب میان کوچه های تنگ گیر افتاد
زینب به زیر ازدحام سنگ گیر افتاد
این آینه خیلی ترک خورده است در کوچه
از دست شاگردش کتک خورده است در کوچه
•••••
[شبِشهادتخانمحضرتفاطمه
معصومهسلاماللهعلیها_قمالمقدسة]
قالَ مَولانا الصّادقُ علیهالسلام :
اِنَّ لِلّهِ حَرَما وَ هُوَ مَكَّةُ،
وَ لِرَسُولِهِ حَرَما وَ هُوَ الْمَدينَةُ،
وَ لاَِميرِ الْمُؤمِنينَ حَرَما وَ هُوَ الكُوفَةُ،
أَلا وَ إِنَّ قُم الکوفَةُ الصَغیرَة
أَلا إِنَّ لِلجَنَة ثَمانیَة أبواب
ثَلاثَةُ مِنها إلی قُم،
تَقبِضُ فیها إِمراَةُ مِن وَلَدي
اِسمُها فاطِمَةُ بِنت موسی،
وَ تَدخُلَ بِشِفاعَتِها شیعَتي الجَنَّة
.
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
قالَ مَولانا الصّادقُ علیهالسلام : اِنَّ لِلّهِ حَرَما وَ هُوَ مَكَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ حَرَما وَ
.
همانا برای خداوند حرمی است و آن
مکه است و برای رسول خدا'ص
حرمی است و آن مدینه است و برای امیرمؤمنان'ع حرمی است و آن کوفه است. آگاه باشید قم کوفه کوچک است .
بهشت هشت درب دارد که سه درب آن
به قم باز میشود .
بانویی از فرزندانم در آن سرزمین از دنیا میرود که نامش فاطمه دختر موسی است.
با شفاعت او تمامی شیعیانم وارد بهشت میشوند .
.
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
[ کتابِقبلهیکعبهزاد ] :)💔 - فضائل امیرالمومنین'ع - بهقلمحجتالاسلامحامدکاشانی
[ کتابِقبلهیکعبهزاد ] 🫀
- فضائل امیرالمومنین'ع
- بهقلمحجتالاسلامحامدکاشانی