#دنیای_آرورو
پارت 10🪞
امروز صبح وقتی که بیدار شدم
خیلی یهویی بالای تختمو نگاه کردم و از جا پریدم .
الیشیا بود .
بالاخره بعد یه هفته دوباره سر و کله اش پیدا شده بود .
گفتم:
چیشد ؟ کارات تا کجا پیش رفت ؟ نباید یه خبر بدی؟
-امممم ببین چیز خاصی ندارم برای گفتن.
+اما تو قول دادی! تازه قرار نبود اینقدر طولش بدی و پیدات نشه!
-اوم . گفتم چیز خاصی ندارم . چیزای غیر خاص که دارم
+بگو میشنوم .
تی|درسا
#دنیای_آرورو
پارت 11🪞
-گردنبندت به خیلیا کمک کرد.
توی این مدت تونستم باهاش جون چند نفرو نجات بدم .
از ناهو هم چیز خیییلی مهمی ندارم بگم؛
تنها چیزی که دربارش میشه گفت اینه که فهمیدم دوستی به اسم اگنس داشته .
الانم دارم تلاش میکنم پیداش کنم .
شاید اون بدونه کجاس .
+خب چجوری پیداش میکنی؟
لطفا هرکاری میکنی سریع باش این یه هفته از فکر تو و ناهو در نمیام
_من روش های خاص خودمو دارم؛ پیداش میکنم، هرچه سریعتر
تی|درسا
~°دنیای آرورو🪞꩜
عه شما نمیدونی_ من همسایه جدیدتونم✨
وای خوشومدیییی(بعد یه قرن میگم)
~°دنیای آرورو🪞꩜
درسا انقدر دیر به دیر میاد ایتا از هیچی خبر نداره🤣
🤣🤣🤣🤣واقعا نمیشهههه وقت نمیشهههه