~°دنیای آرورو🪞꩜
#دنیای_آرورو پارت16🪞 از ناهو هم چیز خیییلی مهمی ندارم بگم . تنها چیزی که دربارش میشه گفت اینه که
#دنیای_آرورو
پارت17🪞
با این که میدونستم هیچ جوره نمیشه گردنبند رو ازش بگیرم ولی بازم حس میکردم گردنبند پیش خودم امن تره
کاش گردنبند پیشم بود .
اونموقع شاید میشد سر نخی از اکنس پیدا کنم .
اگنس
اگنس
اگنس
هرچی به اسمش بیشتر فکر میکردم بیشتر بنظر اشنا میومد .
ولی بازم یادم نمیومد که ناهو همچین چیزی به من گفته باشه .
گیج شدم .
فکرا رو از خودم دور کردم و به کتاب نوشتنم ادامه دادم
.....
امروز هم از الیشیا خبری نشد .
خیلی وقت بود که غیبش زده بود .
دلم میخواست برم و پیداش کنم .
پیداش کنم و بهش بگم : تو کی هستی ؟
تو چی هستی؟
چطور ممکنه ناهو دربارت به من نگفته باشه؟
حس عجیبی نسبت بهش داشتم .
سردرگم بودم .
نمیدونستم چیکار کنم .
واقعا مغزم یاری نمیکرد .