ــــــــــ ــ
بعد از تو گنجشکی شدم ،
زخمیتر از یک شعر
هرکس مرا سنگی زد و قلب مرا آزرد
پرواز کردن از تنم ؛ پرواز کرد و رفت . .
بال و پرم را لااقل ای دوست ، برگردان !
_
ــــــــــ ــ
:) و آغوشت . .
اندک جایی برایِ زیستن
اندک جایی برایِ مردن
و گریز از شھر .
[ جنابِ شاملو ]
_
اگر خواستیچیزیراپنھانکنی ؛
لایِ یک کتاب بگذار . . .
این ملت کتاب نمیخوانند .
____
ــــــــ ــ
سکوتت را ندانستم ، نگاهم را نفھمیدی
نگفتم گفتنیها را ، تو هم هرگز نپرسیدی . .
__