ــــــــــ ــ
آری، با توام
من در تو نگاھ می کنم
در تو نفس می کشم
و زندگی مرا تکرار میکند
بسان بھار کھ آسمان را
و علف را پاکیِ آسمان
در رگ من ادامه مییابد . .
_
ــــــــ ــ
مرا کھ شانھ ام
از حملِ آفتاب خَم است
[به جز پناھ دو دست تو ]
سایبانی نیست . . .
_
ــــــــ ــ
ندادی مھلتم حتی بگویم من خداحافظ
کھ حافظ در گلو ماند وچه گریه با خدا کردم (:
_