گاه گاهى با خودم نامهربانى ميكنم
با خودم لج مى كنم با غم تبانى ميكنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــ
هدایت شده از آۅات!
ــــــــــــ ــ
مرا عمری بھ دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفترِ دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی !
_
ــــــــــ ــ
هرگـز گمان مبر کھ دلـم را شکستهای
با هر قدم که دور شدی استخوان شکست !
_