هدایت شده از ☕️
غصهی دوری از کربلا کم بود
حالا باید غصهی اینکه امروز همش خونه بودمم بخورم💔🏴🇮🇷
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
دیروز: _درپناه خدا +محتاجیم به خدا _ چه سالی بودی؟ +من؟ ۸۵ _ توهم عروسی کنی *ر* میدم. _ امیرعلی به
برای بساط غصهی امشب فقط اینو کم داشتم که امیرعلی دوساله زنگ بزنه بگه دلش برام تنگ شده
یکی نیست بهش بگه بزمچه تو تا پریشب خودتو میگرفتی یهو امشب میخوای باهام حرف بزنی؟😭
پ.ن: ببخشید باید غرمو بزنم.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اون لحظهای که میخواستم اینو لایک کنم و دیدم ایشون قبل از من لایکش کرده مطمعن شدم واقعا داریم پیرمیش
-چطور شد که متوجه شدی داری پیر میشی؟
+هیچی دیدم اونی که واقعا پیره لایکش کرده🦦✨😂
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
-چطور شد که متوجه شدی داری پیر میشی؟ +هیچی دیدم اونی که واقعا پیره لایکش کرده🦦✨😂
نه قرار نبود اینطور بشه-😭💘🤣
نه یعنی میدونی چیه
منظورم این بود که داریم باهم پیرمیشیم😔✅
چون یاد حرفای اونسریمون افتادم
وگرنه که حالا درسته شما پیشکسوتی ولی مهم دلته که جوونه.😔😔
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
چقد نازن😭
متاسفانه تا قبل ازینکه قیمتشونو ببینی اره خیلی.😭😭🙏🏻
امروز صبح یه کهکشان نور مهمون اتاقم بود.
واقعا ناراحتم که نتونستم عکس درستی ازش بگیرم.
داشتم بیابانگرد رسولی رو گوش میکردم
یه لحظه دیدم واقعا
هیچوقت هیچ عشق زمینیای نمیتونه باعث بشه اونهمه مسیرو با اونهمه سختی بنی بشری بخواد بره
بعد یه اتفاقی میوفته توی همین کرهی خاکی
ینفر پیدامیشه و چنان همرو گرفتار خودش میکنه
که سیل جمعیته تو اون گرما و برق آفتاب و خار مغیلان و بی هیچ ادعایی بی هیچ امکانات درستی، میرن سمتش
به چه امید؟
حتی نه به امید یه زیارت طولانی
فقط به امید یه لحظه دیدن گنبدش :))))
به امید اینکه یه لحظه برسن به گنبدش
بهش بگن
آقاجان
ممنون که تو طلبیدی منو تا بیام اینجا وایستم و بهت بگم خیلی شرمندم اون سالا کنارت نبودم
آقاجان خیلی شرمندهی خودت و رقیهتم
شرمندهی علیاکبر و علیاصغرتم
شرمندهی روی خواهر و برادرتم
اینهمه مسیرو با اینهمه سختی بری
که فقط بگی شرمندهای؟
که بگی دردشون برات سنگین بوده؟
و بعد دوباره هرسال بیتاب باشی برای دوباره رفتن؟
خیلی عجیبه بچهها خیلی عجیبه.