بابا همیشه میگه
یروزی توی یه زمین سراسر پوشیده از برف یه تعدادی ادمو میفرستن و از یه نقطهی شروع مشخص بهشون میگن که با یه مسیر کاملا صاف باید برسن به مقصد مشخص
میگه از بین تمام اون جمعیت فقط یه نفر مسیر رو کاملا صاف رفته بود
وقتی پرس و جو میکنن که چرا بقیه همه کج و کوله رفتن و فقط این صاف رفته
متوجه میشن که اونای دیگه سعی میکردن قدماشونو پشت سرهم صاف بردارن اما
اون یه نفر از مبدا، مقصد رو درنظر میگیره و بدون نگاه کردن به قدماش مستقیم میره سمت مقصد و این باعث میشه که خودکار قدماش صاف بشن
بابا همیشه میگه زندگی هم همینطوره، تو اگه صرفا تلاش کنی قدماتو صاف برداری درگیر کمالگرایی و غیره و غیره میشی و نهایتا مسیرو زیگزاگی میری
اما وقتی هدفتو از زندگی مشخص کنی و ببینی تهش میخوای به کجا برسی، مستقیمترین و نزدیک ترین مسیر میشه همون قدمای تو.
ازنظر روحی نیازداشتم الان سفرباشم با دوستم روی تخت یه نفره دراز کشیده باشیم و تا خود اذان زرزرکنیم.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
ازنظر روحی نیازداشتم الان سفرباشم با دوستم روی تخت یه نفره دراز کشیده باشیم و تا خود اذان زرزرکنیم.
ببخشید دیگه
حرفی که این ساعت شب دوتا دختر بهم میگن حرف نیست زرزره.
شما از دورهم که گوش تیز کنی جز همین صوت چیزی نمیشنوی...
وقتایی که تازه از خواب پامیشم خیلی مهربون نیستم
حالا شما حساب کن با تماس کسی که خودم بهش نگفتم "زنگ بزنه بیدارم کنه" از خواب بیدارشم...
امروز ۱۰:۱۵ داشتیم صبحانه میخوردیم بابام هی اینطوری بود که تخم مرغی که درست کردم بدمزست که اینطوری شدی؟
نه پدر عزیزم نه
تنظیمات کارخانه تا ساعت ۱۲:۳۰ من اینطوریم چون خستم😭
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
وقتایی که تازه از خواب پامیشم خیلی مهربون نیستم حالا شما حساب کن با تماس کسی که خودم بهش نگفتم "زنگ
یکبار به دوستم زنگ زدم و بهش گفتم خوشحال باشه چون من بهش زنگ زدم و بیدارش کردم اما نمیدونم چرا اصلا خوشحال نبود!💔