برای ملیکا ، آتوسا و باران و بقیه کسایی که مینویسن یا از تخیلاتشون میخوان بهره ببرن🦔
جلـبـک ماجراجوو🧞♀️୭ ˚.
بنظرم ریشه همه tarse, problema 🕳️
به زبون بی زبونی اینو گفتم اینجا 😂
یادمه دوازدهم که بودم حدود فروردین اردیبهشت بود ، تو کارام سست شده بودم و دیگه نمیکشیدم انگار
تصمیم گرفتم یه چالش برای خودم بزارم که دوباره به بازی برگردم
اسمشو گذاشتم «چالش ماراتن»
فکر کنم بیشتر از یک هفته شد که صبح زود بعد از نماز ، میرفتم پشت خونمون با ایرپادم کلی میدویدم . رحمم نمیکردم😂میدیدم خسته شدم و ضربانم تند شده هی میگفتم ی دور دیگه ی دور دیگه . هم حس سبکی داشت هم بقول این کتابه منو برای هدفام مصمم تر میکرد . کلا تجربه جالب و شاید سختی بود . باید با نفس خوابالو و خستت مبارزه میکردی
#ذهن_نوشته
ولی از مهر به بعد پارسال سبک جدیدی از دویدن رو مد کردم 😂دیگه صبا نمیرفتم بدوعم ، شبا میرفتم 😈
ولی خب اصا به سبک روزا که برای سرحالی و شادابی باشه نبود
گاهی که یه حس توم به مقدار زیاد جمع میشد که میخواست یه جا فوران کنه ، میرفتم میدوییدم
حالا اون حسه گاهی خشم بود ، یا نارحتی بود ، یا تنفر بود و ..
معمولا حسای منفی بودن 😂چون با شبه به اون تاریکی هم سازگاری بیشتر داشتن
#ذهن_نوشته
جلـبـک ماجراجوو🧞♀️୭ ˚.
اخریم مونده
بریم انرژی زا با پاستیل امتحان کنیم؟
احتمالا موقع قاطی کردنش قراره از خنده منفجر شم🤣🤣🤣
راستی اینم دوست دارم امتحان کنم که صبح ساعت ۷ ، ۸ تنها برم پارک بانوان
به لطف این کتاب🙏🏻