🔻 #محمدرضا_کلاهی_صمدی، فرزند حسن، متولد 1338، دیپلمه ریاضی از «دبیرستان بامداد تهران» دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت بود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به #سازمان_مجاهدین_خلق پیوست ولی به دستور مسئولان مافوق تشکیلات به عنوان پاسدار به کمیته ولیعصر تهران، واقع در خیابان پاستور پیوست.
🔻طولی نکشید که وی به داخل حزب جمهوری اسلامی رخنه کرد و چندی بعد به عنوان مسئول حفاظت سالن برگزیده شد.
🔻در روز 7 تیر 1360 آیتالله #بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور و بیش از 70 نفر از مقامات و چهرههای برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، 27 نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند. این حادثه شش روز پس از عزل بنیصدر از ریاستجمهوری صورت گرفت.
🔻نفوذ کلاهی در تشکیلات حزب جمهوری با کمک "جواد قدیری" از اعضای قدیمی و مهم سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ارتش صورت گرفته بود و در جریان انفجار دفتر حزب جمهوری نیز، جواد قدیری عامل انتقالدهنده بمبهای ساختهشده از قسمت فنی سازمان منافقین به عوامل اجرایی و از جمله کلاهی بوده است. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که روز هفتم تیر کار یکسره خواهد شد.
🔻کلاهی عنصر نفوذی منافقان بود که به دلیل استقبال گسترده مردم از حزب و ضعف فرآیند گزینش توانسته بود وارد تشکیلات اداری حزب شود.»
🔻کلاهی در شهید بهشتی نفوذ کرد و شهید بهشتی نیز به او اعتماد کرد... کلاهی میگفت من باید تمام ساختمان دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را به لحاظ امنیتی چک کنم تا یک وقت در پی این ساختمان مواد منفجره کار نگذاشته باشند. او با این ترفند پی ساختمان را کند و مواد منفجره را در آن کار گذاشت.
🔻کلاهی پس از بمبگذاری، به صورت مخفیانه و به طور مستمر توسط سازمان منافقین محل اختفایش تغییر میکرد. وی یکی دو ماه بعد به کردستان منتقل و پس از مدتی به عراق منتقل شد.
🔻او در #عراق در بخش عارفی (روابط با عراق) با نام مستعار "کریم" فعالیت میکرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز، اهل تهران، ازدواج میکند. همسرش قبلا مسئول نهادی بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان (پشتیبانی) و مدتی مسئول تاسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذرانده بود و آخرین سمتش هم فرماندهی یگان پدافند، در به اصطلاح ارتش آزادیبخش بود.
#ادامه_در_پست_بعد
@secret_file
@Atash_be_ekhtiar14
🔻میدانید چرا دولت قادر به کنترل و مهار قیمت ارز و سکه نیست؟ چون اصلا قرار نیست آنها را کنترل و مهار کند! «ناکارآمد»است؟ بله، اما این موضوع ربطی به کارآمدی ندارد! قیمت سکه به 4.5میلیون و دلار به 12 هزار رسیده، چون شما در مرحله چهارم «شوک درمانی»قرار دارید.
🔻🔻🔻موارد زیر را به ترتیب و به دقت بخوانید
۱. کتاب «نائومی کلاین» با نام «دکترین شوک» یک دهه قبل تمامی مراحلی که امروز درحال تجربه آن هستیم را به ترتیب و نوبت تشریح کرده است... مکانیزم عمل #شوک_درمانی_اقتصادی، درست شبیه مکانیسم عمل #شوک_درمانی_روانی ست: ایجاد یک ضربه مهیب به قربانی، خالی کردن ذهن او و سپس در اختیارگرفتن کنترلش.
۲. شوک درمانی روانی، طرح دکتر «ایوون کامرون» بود که از طریق وارد کردن «شوک الکتریکی»، به گفته خودش «موجب میشود ذهن به لوح های پاک و نانوشته تبدیل شود که بتوان روی آن نوشت»... جملهای که جرج اورول در کتاب«1984»اینگونه نوشت: «اونقدر فشارتون میدیم تا خوب تخلیه شید. بعد خودمون پرتون میکنیم»
۳. شوک درمای اقتصادی، الگویی مشابه شوک درمانی روانی دارد: بهربرداری از «فرصت» یک #فاجعه (جنگ، زلزله، سقوط بازار، تحریم اقتصادی و ...) برای «افزایش قیمتها» و «کاهش تعهدات دولت به شهروندان» و سپس بهرهگیری از استیصال قربانی برای انطباقپذیر کردن او با «شرایط جدید»
۴. مکانیزم عمل «شوک درمانی» چه در عرصه «رواندرمانی»، چه در «اقتصاد سیاسی»، به زبان سادهتر این است: وقتی مشت اول را زدی و #قربانی گیج شد، از گیجی استفاده کن و مشت دوم را محکمتر بزن.
۵. نخستین مورد از «شوک درمانی اقتصادی» در #شیلی به وقوع پیوست. جایی که #میلتون_فریدمن، استاد دانشگاه شیکاگو به همراه جمعی از دانش آموختگانش، پس از کودتای #پینوشه در سال 1973 به کاخ ریاست جمهوری شیلی نقل مکان کردند و به سمت «مشاور اقتصادی پینوشه» منصوب شد.
۶. او به پینوشه توصیه کرد: «دولت جدید حدوداً 3 تا 6 ماه وقت دارد و اگر از فرصت استفاده نکند و دست به اقدام نزند، دیگر فرصت مشابهی نخواهد یافت»... منظور از تغییرات این بود: کاهش مالیات، آزادسازی تجارت، خصوصیسازی آب، برق و تلفن، قطع بیمههای اجتماعی، آزادسازی قیمت سوخت و برداشتن تمامی سوبسیدها.
۷. شیلی پس از کودتا، توسط فریدمن لقب «آزمایشگاه» گرفت. بعدها دولت تاچر با سرکوب اتحادیههای کارگری و شکستن #اعتصابات نسخه فریدمن را اجرا کرد. عراق پس از اشغال، نیو اورلئان پس از طوفان کاترینا، روسیه پس از فروپاشی، آرژانتین دوران «ژنرال ها» و لهستان پس از اشغال نمونههای دیگرند.
۸. نتیجه «شوک درمانی» فریدمن در «آزمایشگاه شیلی» این بود: 30سال رکودتورمی، زندگی بیش از 40درصد جامعه زیر «خط فقر»، تشکیل طبقه نوکیسه ابرسرمایهدار (با آقازادهها و خانمزادههای ریچکیدز) که به خود لقب #کارآفرین دادهاند و همه نیز #خیریه دارند!
۹۰ ما تا کنون سه مرحله از «شوک درمانی» را تجربه کردهایم:
مرحله اول: دهه 70 و استفاده از گیجی جامعه پس از جنگ و تصویب قانون خصوصی سازی
مرحله دوم: دهه 80 قطع سوبسید و برنامههای حمایتی با نام «طرح تحول اقتصادی» و «هدفمندی»
مرحله سوم: شوک قیمتی 93 و افزایش 3 برابری تمام کالاها و خدمات
۱۰. شیوه عمل شوک درمانی مرحله چهارم:
الف- افزایش 3 برابری قیمتها
ب- ایجاد شرایط ذهنی جامعه با کمک رسانهها برای افزایش بیشتر
ج- وحشت درجامعه
د- ایجاد #نمایش «تلاش برای مهار قیمت»
ه- ایجاد احساس رضایت از بیشتر نشدن قیمتهای پیشبینی شده در رسانهها
و- افزایش بیشتر قیمتها
ز- تثبیت 3 برابر قیمتها
۱۱. دعوای رسانهای «ناکارامدی» نباید ما را گول بزند. دولت میتواند با بازگرداندن وجوهی که به شکل «وام» به #آقازادهها داده، بازگرداندن دلارهای خارج شده توسط وابستگان و بستگان، بازپسگیری دارایی «خصوصی/غارت شده» و دهها برنامه دیگر، قیمتها را کنترل کند اما نمیکند، چون این مرحله چهارم «شوک درمانی» ست.
۱۲. مقدمات #تغییر_رفتار با چشمانداز دستیابی به اقتصاد بازار آزاد (مثلا اقتصاد پویا) مستلزم این شوک قیمتی است. ما بزودی بعد از پایان رجزخوانی به بازار جهانی خواهیم پیوست و قیمتها باید بر اساس وزنمان در بازارجهانی «واقعی» شود: سقوط پول ملی به معنای ارزان شدن نیروی کار و ابزار تولید است.
#ادامه_در_پست_بعد
@Atash_be_ekhtiar14